|
چندماهی است که به لطف برگزاری انتخابات، از بین کاندیدهای تأیید صلاحیت شده برای ریاست جمهوری و از دل صندوقهای رأی، مردی با چهرهای تکیده و لباسی زمستانی ولی با نگاهی نو، بهاری و جوان پسند برگزیده و پا به ساختمان پاستور گذاشت و عهدهدار مسئولیتی شد که ناتمام از ریاست جمهوری قبلی به یادگار مانده بود. دولتی که نام وفاق را برگزید تا به صورت تلویحی این بیت از شعر مولانا در مثنوی را بگوید که " ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم". بیتی که در ادبیات و شعر پر معنی است به خصوص آنجا که حق تعالی حضرت موسی را به دلیل برخوردش با آن شبان مورد عتاب قرار میدهد و در پرتو سیاست چه بسا بسیارسخت و حتی غیرعملی. سختی کار اتفاقا آن جا خودنمایی میکند که پزشکیان وارث فصل شدهترین دولت پس از انقلاب شده است. دولتی که بسیاری از مدیران و کارشناسان را خانه نشین، اساتید را اخراج، دانشجویان را ستاره دار و حتی کار اداری و کارشناسی را نیز برای کارشناسان به گونهای سنگین کرد که عزلت نشینی در ساختمانی مهجور را اختیار کردند.
در دوران رقابت انتخاباتی پزشکیان شعارها و برنامههای خوبی را اعلام کرد ولی دولتش آزمایش سختی را پیش روی خود دارد. جدای از تمامی مسائلی که بارها بیان شده مثل تورم و کسری بودجه و اشتغال و سیاست خارجی و... مهمترین آزمون جلوی او و سایر نمایندگانش در استانها این است که آیا او میتواند پروژه وصل کردن را به خوبی به سرانجام برساند یا با وصل شدنهای قلابی میخواهد آن فصل شدیدی را که اتفاق افتاده در ظاهر جبران کند. این موضوع به همه استانها، وزارت خانهها و سازمانها سرایت کرده و موضوعی خرد یا مختص به استانی خاص نمیشود.
انتخابات و حمایت از پزشکیان و رأی آوردن او، دورهای جدید با امیدواری و نگاهی جدید برای فصل شدههایی ایجاد کرد که اتفاقا بخش زیادی از همینها طرد شدههای وزارت کشور بودند که تغییر را جستوجو و در این راه تلاش کردند شرایطی جدید را رقم بزنند. تا زمانی که موضوع انتخاب بود شرایط هم امیدوار کننده بود اما با آغاز انتصابات پرسشهایی برای مردم ایجاد شد. از وزارتخانهها که بگذریم و به پروژه انتصاب استانداران برسیم زمزمههایی از دخالت و تأثیرگذاری نمایندگان میشنویم و میبینیم که چقدر این موضوع به کندی پیش میرود تا جایی که به نام وفاق ملی از مدیران شناسنامه دار جناح رقیب انتخاب شدند.
چندماهی گذشته و هنوز برخی از استانها مجموعه مدیریتی خود را نشناختهاند و نیک میدانیم در شرایط" بودن یا نبودن" و استاندار و معاون و مدیر ماندن یا نماندن، اقدام خاصی صورت نمیگیرد و این حالت بیتصمیمی به تمام کارشناسان هم سرایت میکند. حتی استانهایی که استاندار خود را شناختهاند نیز تا تعیین معاونین و فرمانداران و مدیران شرایط مشابهی دارند.
حال استان همدان استاندار خود را شناخته است. استانداری با رزومه مشخص و تجربه کاری مناسب از جنس و بدنه وزارت کشور که کار سخت و پیچیده خود را در شرایط خاص استان همدان آغاز کرده است. پروژهای جدید نسبت به تجربیات خود در استانهای دیگر که شاید در این چند روز آن را در ترافیک و تردد مدیران به ساختمان سبز استانداری احساس کرده باشد. مدیرانی که به ظاهر برای ارائه گزارش و در واقع در تلاش برای بقاء حاضر میشوند.
حرف و حدیثهای زیادی از ماندن برخی معاونین و مدیران استانداری و دستگاههای اجرایی در فضای سیاسی استان شنیده میشود. این موضوع را وقتی در کنار صحبتهای ملانوری میگذاریم که به صراحت اعلام میکند "برای استقرار دولت جدید به زمان نیاز داریم" در واقع ترس آن دارد نمایان میشود که نکند پروژه وصل شدنهای قلابی در شرف انجام است. نکند وضعیت آنقدر مضحک شود که ببینیم صاحب منصبان که هیچ رضایتی از آنها نیست و عامل مهم فصل شدنها بودهاند، وصل قلابی این دولت شوند و ملانوری همان اشتباهی را تکرار کند که استانداران قبلی کردند و این جمله نیاز به زمان داشتن که در نشست با رؤسا و اعضای ستاد پزشکیان عنوان شده همه چیز را لوث نکند و برای ما که به لجن کشیده شدن واژهها و مفاهیمی چون کارشناس محوری، عدالت، ریشهکن کردن فقر و ... را در دولتهای گذشته به چشم دیدهایم این بار شاهد آن نباشیم که مفاهیم دیگری مثل مشورت، همیاری سیاسی، وفاق ملی، خرد جمعی و ... به دست گیوتین سیاست سپرده شود.
اگر جسارت تغییر هست که با توجه به پیام انتخابات باید باشد، آن را همراه کند با تیم رسانهای قوی و حرکتی جهادی در روابط عمومی تا مردم پرانگیزه و خوشحالی که چندسال پیش برای پیروزی رئیس جمهور خودشان به خیابان ریختند و پس از اتمام دورانش ناامید و خسته شده بودند این بار که ورد زبانشان شده است "جمعشان جمع است و وفاق دانهای بود برای فریب ما" را آگاه کند که این وفاق و دور هم جمع شدن حاصل قوه عاقله است وجسارت و تغییر و نه قوه عامله و خسارت و تقدیر.
|