|
«با وجود تغییر و اصلاح در لایحه بودجه سال 99 بودجه فرهنگی سال آینده از منفی 15 درصد به منفی 10درصد رسیده و همچنان روند کاهشی را نسبت به سال 98 دارد.» اگر این جمله رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس درست باشد و همین لایحه بودجه 99 توسط نمایندگان هم به تصویب برسد یعنی سال آینده هم حداقل از جنبه بودجه ادارات دولتی سال پررونقی برای فرهنگ و هنر نیست. اما این موضوع چقدر به عملکرد ادارات فرهنگی استانها هم سرایت میکند؟ چقدر برنامههای فرهنگی شهرهایی مثل همدان وابسته به این بودجه هاست؟ و از همه اینها مهمتر، چرا این موضوع باید برای ما همدانیها مهم باشد؟
1-فرهنگ مرغ عزا و عروسی همه دولتها است. در زمانهی تحریم و مشکلات فراوان اقتصادی، دولتها پیش از هر بخش، بودجه فرهنگی ادارات را کم میکنند. گویی فرهنگ در مقابل اقتصاد حریف قدری نیست و باید راحت از رقابت کنار بکشد. هر قدر هم اهالی فرهنگ گله میکنند که حتی در شرایط دشوار اقتصادی نباید فرهنگ را کمرنگ کرد و فرهنگ و هنر توانِ ذهنی ملت در روزهای سخت هستند، ظاهرا گوش کسی بدهکار نیست.
2-بودجه 99 از نظر بودجه فرهنگی تفاوت چندانی با بودجه سالهای قبل ندارد. ظاهرا روند کاهشی بودجه فرهنگی ادامه دارد. این موضوع مستقیما به عملکرد ادارات فرهنگی و ارشاد اسلامی استانها تأثیر میگذارد. در شهرهایی مثل همدان که بخشهای فرهنگی استقلال و توان مالی ندارند که بدون حمایت مالی و فقط با حمایت معنوی اداره ارشاد برنامه برگزار کنند، موضوع جدیتر است. پس سال 99 سال سختی همچنان برای موسیقی، سینما، شعر و فرهنگ همدان است.
3-چرا انقدر از تصویب همین بودجه در مجلس مطمئن هستم و امیدی ندارم که مثلا بودجه فرهنگی همدان به صورت غیرعادی پرو پیمان تر از دیگر شهرها بشود؟ اول اینکه همدان از ایران جدا نیست و نگاه دولت به فرهنگ هم همین است که هست. از طرفی نمیاندگان فعلی همدان هم اصولا چهرههای فرهنگی نیستند و بیشترشان آدمهای سیاسی و اقتصادیاند. کافی است نگاهی به عملکردشان در 4 سال گذشته بیندازیم تا مطمئن شویم نباید امید خاصی در این زمینه به ایشان داشته باشیم.
4-چرا نمایندگان همدان مثل نمایندگان اغلب شهرها اهل سینما، تئاتر، نقاشی، شعر و داستان نیستند که در لایحه بودجه 99 برای هنرمندان همدانی و اداره ارشاد همدان امتیاز بگیرند؟
5-«بروید اجرا کنید ما هم حمایت میکنیم.» این جمله را احتمالا خیلی از اهالی هنر همدان در این سالها شنیدهاند. آنها که شوربختانه برای هر کار و اجرای هر برنامهای به اداره فرهنگ و ارشاد همدان نیاز دارند، وقتی میشنوند که متولی اصلی هنر همدان توانایی حمایت فراوانی ندارند قاعدتا یا معترض میشوند یا افسرده. عدهای هم مهاجرت میکنند به تهران. خب در این وضعیت چه اتفاقی میافتد؟ شهری خواهیم داشت که از نظر هنری ضعیف است، هیچ هنرمند بزرگی در طی سالها از آن جا بر نمیخیزد و هر کسی هم که رشد میکند به سرعت جاده ساوه را طی میکند و به تهران میرسد.
6-در زمانهای که پول نیست و حمایتی هم در کار نخواهد بود، اگر هنرمند همدانی کار نکند و افسرده شود و مهاجرت کند حق دارد؟ حتما بله. ولی آیا چاره دیگری هم جز اینها ندارد؟ قطعا خیر. کارکردن در هنر و برای هنر، به روح لطیف و پوست کلفت نیاز دارد. هر کسی که فکر کند راه هنر، جاده ای اسفالت و بیدست انداز است، راستش زمان و مکان زندگیاش را اشتباه متوجه شده است. جاده هنر سنگلاخ و دشوار است و تنها آنهایی به آخر جاده میرسند که عاشق باشند. به قول «محمد حسن شهسواری» نویسنده داستانهای «شب ممکن» و «تقدیم به چند داستان کوتاه» جمله درخشانی دارد: «اگر استعداد نداشته باشید پوستتان هم کنده شود، هنرمند نمیشوید، ولی اگر استعداد داشته باشید، اگر پوستتان کنده شود آنوقت احتمال دارد هنرمند شوید!»
|