|
جشنها و آئینهای ملی و کهن ایرانی مولود صدها و بلکه هزاران سال حیات اجتماعی و تلاش اقوام برای مبارزه و مقاومت و اتحاد در برابر سختیها و دسیسههای شیطانی دشمنان و در نتیجه امید به روزها و زندگی بهتر و رشد و بالندگی نسلهای پرغرور ایرانی بوده و هست. معمولاً در آغار هر فصل سال از تقویم خورشیدی و شمسی ایرانی جشن و مناسبتی و یک قرار و مدار و خیزش ملی برپاست و اقوام گوناگون و ریشهدار ایرانی فراموششان نمیشود که در آغاز هر فصل از سال آمادگی و اتحاد و همدلی و اراده جمعی خود برای وابستگی و دلبستگی به فرهنگ و ادبیات ایرانی را یادآوری کنند و حلقه دوستیها و ملیت مشترک خویش را تشکیل دهند.
جشن باستانی نوروز ایرانی در آغاز فصل بهار، جشن خرمن و شکرگزاریهای ملی و مذهبی در هر تابستان برای نعمات بیشمار خداوندی و فزونی محصولات باغی و زراعی جشن مهرگان در سرآغاز فصل برکت و رنگهای پاییزی و از جمله جشن شب یلدا در بلندترین شب سال و آغاز فصل زمستان که پایان و آغازی برای تمام همبستگیهای اقوام ایرانی برای مقابله با دیوسردی و خمودگی و خواب زمین.
یلدا را همه ایرانیها خوب میشناسند و پاس میدارند چون در عین سادگی و شیرینی و فراوانی، عرصه دوستیها، فامیلی، احترام و تکریم به بزرگان قوم و خانواده است.
یلدا اما در گذر زمانهای بسیار طولانی دچار ناملایمات و جفاپیشگی ما آدمهای ایرانی هم شدهاست چون هر چه از ریشه و بنیان یلدا دور میشویم، هویت و اصالت دیرینه و پرافتخار خود در معنای یلدا را به زرق و برق و ملاحظههای سلیقهای و احساسی میسپاریم و البته که خودمان را دچار مشکلات و محدودیتها قرار میدهیم و همان مصداق که (از ماست که بر ماست). یلدا اینچنین سخت و نشدنی نبودهاست که ما در روزگار خود به آن پایبند شدهایم!
یلدا جشن سادگی و رنگهای طبیعی و خودمانی است و کاری به هزینههای سنگین و میهمانیهای آنچنانی و تشریفات کمرشکن ندارد.
یلدا همان چند دانه انار و قارچ کوچک هندوانه است که سمبل و نماد جشن صمیمانه در شبی به ظاهر بلند و تمام نشدنی است و ما به این دلیل شب یلدا را دور هم جمع میشویم و بزرگترها را بالا مینشانیم و خودمان را با چند حکایت و لطیفه و داستان و بازیهای بیغل و غش و دسته جمعی سرگرم میسازیم که شبمان بگذرد و صبح امید و نشاطمان از راه برسد. یکی از زیباییها و مهربانیهای یلدا این است که عضو فامیل و دوستان برای چنین دورهمی بیتکلف هر یک داوطلبانه و بیریا عهدهدار کاری میشوند و گوشهای از تدارک شب یلدا را بهعهده میگیرند.
یکی شام مختصری تیار (آماده) میکند، یکی کدوی شیرین و جمع و جوری را در خانه خود میپزد و فراهم میسازد و تزئین میکند و با خود به جمع میآورد، یکی انار دان میکند یکی از فامیلها با لبهای خندان و چهرهای بشاش هندوانهای زیر بغل میزند و راه شبنشینی یلدا را در جمع عزیزان و خوبان را در پیش میگیرد و خلاصه اینکه تکلیف بابابزرگها و مادربزرگها و دیگر عضو بزرگ و محترم فامیل هم که از قبل روشن است و قصه و متل چند خاطره شیرین از گذشتگان را آماده میسازد تا جمع را به وجد و گوشجان سپاری آورد.
شب یلدا هر خانوادهای هم که عروس نوگل و داماد عزیزتر از جانی دارد، یک سینی بزرگ پر از خواربار و خرت و پرت ضروری یک زندگی تازه را تدارک میبینند و به خانه زوج جوان میفرستند به نشانه اینکه زمستان را باید از قبل تدارک دید و آذوقه فراهم کرد.
زمستان است و ممکن است ناغافل چند برف سنگین ببارد و راه امکانات و نیازها بسته شود و مجبور شویم زمستان را تحمل کنیم تا قاصد بهار از راه برسد. اساساً یکی از تعاریف و معنای یلدا و شکل میهمانی و شبنشینیهای آن این است که زمستان را باید پشت به پشت هم باشیم و هوای همدیگر را داشته باشیم تا روزهای سخت بگذرد.
یلدا یعنی همین، تمام جشنها و آداب و رسوم فرهنگ ایرانی هم یعنی همین، یعنی با هم بودن و با هم ساختن و با هم زندگی کردن تا روزگاری بهتر و قلبهایی مطمئنتر و شکرگزاری خداوند مهربانیها.
آداب و سنن و جشنهای ملی ایرانی، هویت و ریشه این ملت بزرگ است و آن روزی دچار زوال خواهیم شد که نشانهای از فرهنگ و تاریخمان نمانده باشد و حفظ آن، وظیفه هر ایرانی غیرتمند است.
زمستان است و ممکن است ناغافل چند برف سنگین ببارد و راه امکانات و نیازها بسته شود و مجبور شویم زمستان را تحمل کنیم تا قاصد بهار از راه برسد
|