|
روزهای 11 و 12 اردیبشت ماه در تقویم شمسی متعلق به دو قشر اصلی و سازنده جامعه یعنی کارگر و معلم است.
دنیا برای این دو روز برنامه دارد اما بسی سعادت که مقام کارگر و معلم در فرهنگ و ادب ما مردم ایران اسلامی فراتر از قرار و مدارهای مرسوم بین دیگر ملل جهان میباشد.
جای تأسف و ملال است که دو سال متوالی است به لحاظ رخنه ویروس کرونا و خطر گستردگی بیشتر این بیماری، آیینهای باشکوه تجلیل سالیانه از مقام کارگر و معلم در کشورمان مهجور مانده است و کجا است آغوش پرمهر و محبت آن معلم بزرگوار تا در چنین روزی مایه آرامش و احساس امنیت کودکان و فرزندان مدرسهای باشد؟! کجاست آن کارگر خستگیناپذیر و مصمم تا با لحن و بیان پرحرارت خود به هم میهنان خود برای اتکا به تولیدات و سرمایههای ملی در کشور اطمینان خاطر ببخشد، گر چه تمام آن مراسم صوری دلمشغولیای بیش نیست و چه کارگرش و چه معلمش در تارو پود وجود مردم خود جای دارند و خسته جان باشد آن دل و جانی که متعلق به قهرمانان وطن در میادین تولیدی و سازندگی و تعلیم و تربیت نیست.
ویژگی دو روز خاص بزرگداشت کارگر و معلم این است که، این دو روز شاد و پرنشاط و افتخارانگیز در جامعه ما کنار هم و شانه به شانه هم هستند. چه اتفاق شیرین و چه حسن تصادف بزرگ و میمونی!!! مگر غیر از این است که یکی مثل کارگر برای تأمین نیازهای مردم و کشور خویش تلاش میکند و عرق میریزد و یکی هم مثل معلم به فرزندان این آب و خاک میآموزد تا راه زندگی خویش بیابند و بسازند و قدر داشتههای ملی خود خوب بدانند؟!.
مگر نه اینکه استقلال و آبروی اقتصادی و غرور ملی یک کشور برای پیشرفت و آبادانی در گرو همت و دانایی و دلسوزی و سرانجام صرف عمر و جان یک کارگر است و از سویی نیز مگر نه اینکه شان فرهنگی و درجه ادب و تربیت و سطح دانش یک ملت و یک سرزمین بسته به خودگذشتگی و دلسوزی و فداکاری شخص معلم میباشد؟! پس بی دلیل نیست که در ترازوی قدر شناسی و اعتبار سنجی آحاد نمکشناس و شیر حلال خورده یک جامعه نیز، شان و جایگاه دو مقام والای کارگر و معلم با هم برابر است. تصور کنید جامعهای پر از معلم و مربی تعلیم و تربیت و معمار فرهنگی باشد، اما آن جامعه محروم از وجود سازنده و تولید کننده و آباد گر یعنی کارگر باشد، یا بر عکس آن همه زندههای یک کشور کارگر و سازنده باشند و معلمی برای ادبآموزی و پرورش آدم حسابی وجود نداشته باشد، بدیهی است سرنوشت چنین کشور و ملتی نا معلوم خواهد بود، چون نه خلافیت و اختراع و ابداع و تولید غذا و صنعت دارد و نه بینش فهم دنیای پیرامون و رمز و راز آفرینش!.
اشتباه است فکر کنیم یک 11 اردیبهشت ماه و یک 12 اردیبهشت ماه آمد و تمام شد و روزی و روزگاری کارگر و معلمی!!!. شرایط و نابرابری و نادانی و بی مدیریتی میخواهد که چنین باشد، اما اینچنین نیست، هر روز خدا روز معلم و هر جای تولید و سازندگی یک کارگری باید!
خلاصه اینکه در هر کجای عالم قصد تأسیس یک کشور جدید و تربیت ملتی تازه در میان باشد، لازمهاش وجود معلم و کارگر است، آنچنانکه در شعارهای کشور داری نیز باشد حساب ویژهای برای شان و جایگاه واقعی کارگر و معلم باز کرد.
بیایید هرچه در توان داریم و مدیریت بلدیم در خدمت کارگر و معلم بگذاریم و معنای حرفمان این است که در هر شرایط دشواری در کشور باید به کارگر و معلم اعتماد کرد. لازمه پیشرفت و آبادانی و بالندگی فرهنگی و سیاسی هر کشور و هر ملتی برخورداری از شان درست و حسابی کارگر و معلم است، اگر از چنین شأن و اعتباری برخوردار نیستیم باید آن را بسازیم و به وجود آوریم تا بتوانیم روی پای خود بایستیم و بمانیم.
|