|
مصاحبهگر: سلام جناب مسئول، ضمن عرض خسته نباشید بابت خدمات ارزنده شما و تشکر از این که با هزار جور گیر و گرفتاری وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.
مسئول: خواهش میکنم، ما متعلق به مردم هستیم به قول شاعر گفتنی «بنی آدم اعضای یک پیکرند» شما مردم اگر نباشید ما هم نمیتوانیم به کسی خدمت کنیم و از این نظر مِنحیثالمجموع ما هم از شما کمال تشکر را داریم.
مصاحبهگر: جناب مسئول، با توجه به ضیق وقت، طرح سؤالاتی که مردم با ما در میان گذاشتهاند را آغاز میکنم، یک زمانی بود که کمپینهای «نخریدن» راه میافتاد و برخی افراد توصیه میکردند مردم به جای اقلامی مانند گوشت و مرغ، اقلام دیگری را در سبد غذایی خود استفاده کنند، در شرایط فعلی توصیه شما چیست؟
مسئول درحالیکه میخندد: من آن قدرها هم که تو خیال میکنی گاگول نیستم، البته شما به جای گاگول «نامطلع» بگذار نه اصلاً این قسمت را پخش نکن، بنده فهمیدم نقشه داری که من تا بگویم «مردم بهجای مرغ و گوشت، نان و پنیر یا تخممرغ نیمرو بخورند» سریع مچ بنده را بگیری و بگویی که آن کالاها هم گران شدهاند، اما ما زرنگتر از این چیزها هستیم خبرنگار جوان، پاسخ سؤال شما این است که مردم سعی کنند کلاً کمتر بخورند، نیازی نیست که چیزی را با چیزی جایگزین کنند، بلکه اساساً هنر این است که از این توفیق اجباری برای رفع هزار نوع بیماری و قند و چربی استفاده کنند و بدانند که صحت و سلامت در نخوردن است، به قول فرنگیها «آدمها با دهانشان قبر خود را میکنند.»
مصاحبهگر: البته بنده قصد مچگیری نداشتم و از این مسأله میگذریم، خواهش میکنم که در مورد وضعیت مسکن توضیح دهید «سقف بالای سر» را که دیگر نمیشود نادیده گرفت؟!
مسئول: بله بله، خُب این آمارهایی که شاخص خانهدار شدن را به یک قرن و 2 قرن میرسانند عموماً سیاهنمایانه هستند و خدمات دولت در حوزه ساخت مسکن را نادیده میگیرند، خواهید دید که تا چند سال دیگر ما چند میلیون خانه میسازیم که مردم عزیز نیازی به پرداخت اجارههای سنگین نداشته باشند و خیلی راحت همه مالک شوند.
مصاحبهگر: اطلاع دارید که دولتهای قبل هم چنین قولهایی داده بودند، اما مسأله مسکن حل نشد، خب، بگذریم، سؤال بعدی من در مورد گرانی خودرو است، واقعاً چرا باید خودروهای داخلی اینقدر گران باشد؟
مسئول دوباره میخندد: آی شیطون گویا شما کلاً علاقهای به نیمهپر لیوان نداری؟ مشکلی نیست انشاءا... که لیوان خودت هیچوقت در زندگی خالی نشود، جوانی و جویای نام و البته فکر میکنی که زرنگی چون من اگر در مورد فواید حملونقل عمومی و پیادهروی بگویم دوباره بحث را به گرانی قیمت کفش و بلیت میکشانی، اگر هم بگویم که استفاده از خودروی شخصی یک مسأله لاکچری است و افراد باید هزینه این کالای لوکس را بپردازند موقع انتخابات از آن سوءاستفاده میکنید، پس سؤال بعدی لطفاً!
مصاحبهگر: باور کنید من میخواستم در مورد سفر و زیارت و صلهرحم در این وضعیت گرانی صحبت کنم که با یادآوری شما در مورد قیمت کفش و لباس از آن هم میگذرم، خواهش میکنم در مورد نرخهای نجومی دارو و درمان و جراحی توضیح دهید، قبول میفرمایید که حتی با در نظر داشتن نیمهپر لیوان، بههرحال بیمار شدن دست خود مردم نیست و باید برای آن فکری شود؟
مسئول: خُب البته با کاهش ریختوپاشهای شکمی، بیماریها هم کم میشود، اما بههرحال تمهیداتی در بحث قیمت کمپوت انجام شده که در فرصتهای آتی همکاران ما خبر خوش آن را به اطلاع مردم شریف خواهند رساند.
مصاحبهگر درحالیکه کلافه شده و عرق پیشانی خود را پاک میکند: جناب مسئول، در مورد افزایش قیمت برق و گاز چه برنامهای دارید، بههرحال با افزایش پیادهروی و استفاده از لباسهای قدیمی، نیاز به استحمام چند برابر میشود.
مسئول: خُب شما خودت هم گویا چربی داری که اینقدر عرق میکنی، حمام زیاد برایت خوب نیست بهتر است از آب سرد استفاده کنی، بهویژه اگر در طبیعت آب دیدی حتماً از آن استفاده کن میدانم که اگر آب پیدا کنی شناگر خوبی هستی (دوباره میخندد)، اینقدر هم حرص نخور چون استرس سرمنشأ همه گرفتاریهاست و دور از جان انفارکتوس میکنی و آن وقت کلی هزینه برای دفن و کفن و خرید قبر بر دست دولت میگذاری، (و باز هم میخندد) ببین شوخی کردم عزیز دل، تو اگر دست از این منفیبافی برداری به نظر جوان برازندهای هستی، خودم برایت یک جایی در اداره با حقوق مناسب پیدا میکنم، به شرطها و شروطها، به قول شاعر گفتنی هر کجا محرم شدی چشم از سؤال موال بیخود بازدار، ایبسا داماد که به خاطر یک حرف بیخود رفته بر باد (و برای بار چندم میخندد.)
|