ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 16 مرداد 1405

کد خبر : 110389
 
درسی از مکتب جواد الائمه(ع)
تاریخ خبر : 1399-04-31
نویسنده : علی حیدری
     
 
 
     
متن خبر :


 در تاریخ ولادت حضرت امام محمدتقی، ملقب به جواد، اختلاف است. قول مشهور این است که آن حضرت در دهم رجب سال 195 قمری در مدینه چشم به جهان گشوده است. دوران زندگی جوادالائمه(ع) مصادف با دوران حکومت مأمون و معتصم عباسی بود و معتصم در بغداد تصمیم به قتل آن حضرت گرفت و سرانجام به‌وسیله أم الفضل، همسر امام و دختر مأمون، آن پیشوای معصوم را در 25 سالگی، مسموم کرد و به شهادت رساند.
زندگانی امام محمدتقی، جوادالائمه(ع)، ادامه راه خط و روش پدرش حضرت امام رضا(ع) بود. مأمون کوشش می‌کرد که دل امام را به دست آورد و او را به دارالخلافه نزدیک کند.
او توطئه‌ خود را برای از میان بردن جنبش و حرکت تشیع در چهارچوب خلافت عباسیان همچنان ادامه می‌داد و هدفش این بود که بین امام و پایگاه مردمی او فاصله اندازد و آن حضرت را از مردم دور سازد، ولی می‌خواست به طریقی این نقشه را اجرا کند که مردم تحریک نشوند.
مأمون، بر اساس همان نقشه‌ قدیمی، در جامه‌ دوستدار امام ظاهر شد و «ام الفضل» دختر خود را به ازدواج او درآورد تا از تأیید امام(ع) برخوردار باشد و اصرار کرد که با کمال عزت در کاخ مجلل او زندگی کند. اما امام پافشاری می‌ورزید که به مدینه بازگردد تا نقشه‌ مأمون را در کسب تأیید امام برای پایداری خلافتی که غصب کرده بود، نقش بر آب سازد و مشروعیت حکومت او را در دل مردم خدشه‌دار کند.
امام جواد(ع) خط پدر بزرگوارش را ادامه داد و به آگاهی فکری و عقیدتی دست یازید، فقیهان را از بغداد و شهرهای دیگر، پیرامون خود، در مدینه فراهم آورد تا با او مناظره کنند و از او بپرسند و از راهنمایی‌های او بهره برگیرند.
از امام جواد(ع) سخنان گهرباری از طریق سلسله راویان حدیث به ما رسیده است که گوش فرادادن و عمل کردن به آنها می‌تواند موجبات سعادت حیات دنیوی و اخروی ما را فراهم آورد. در اینجا به یکی از احادیث ایشان اشاره می‌کنیم:
«مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ اَلنَّاطِقُ عَنِ اَللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اَللَّهَ وَ إِنْ كَانَ اَلنَّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ» (هر كس به گوینده‌ای گوش سپارد در حقيقت او را پرستيده، اگر آن گوينده از خدا گويد، پس خدا را پرستيده و اگر از شيطان گويد پس شيطان را پرستيده است).
در توضیح فرمایش امام باید گفت یکی از نعمت‌هایی که خداوند به انسان ارزانی داشته است قوه شنیداری اوست که به‌وسیله آن می‌تواند پاره‌ای از نیازهای خود را برطرف سازد. به‌بیان‌دیگر، همان‌طوری که انسان به‌وسیله زبان می‌تواند از نهان خود به دیگران خبر دهد، با گوش دادن نیز می‌تواند سخن را به ساحت درونی خویش راه دهد. بر همین اساس است که گوش یکی از ابزارهای معرفتی انسان شمرده می‌شود.
حال بنا بر روایت مذکور، گوش دادن به هر سخنی اثر خاص خود را دارد و این ما هستیم که با گوش دادن به سخنان خوب یا بد، نوع مواد ورودی به ساحت درونی خود را مشخص می‌کنیم. اثر گوش دادن به حدی است که در کلام امام از آن به «پرستیدن» تعبیر شده است. گویی وقتی به سخنان کسی گوش فرا می‌دهیم و به آن دل می‌سپاریم، در مقام اطاعت برآمده و خود را تسلیم صاحب سخن کرده‌ایم. این‌همه نشان از اهمیت والای فعل «گوش دادن» و مسئولیت اخلاقی‌ای است که متوجه آن است. آری! صرف گوش دادن به سخن می‌تواند منشأ آثار گوناگون شود؛ گاه ممکن است حمل بر تأیید یک اقدام ناپسند باشد و در برخی مواقع می‌تواند نشان از تشویق به یک کار مثبت و مقدمه‌ای برای یک تحول سازنده باشد.
* منابع:
تحف العقول، ابن شعبه
پرتوی از سیره و سیمای امام جواد(ع)، خادمی

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.