ttttt1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 11 مرداد 1405

کد خبر : 142797
 
به مناسبت ۹ اردیبهشت، روز روان‌شناس

روان‌شناسان؛ میان سنگ مشکلات و آسیاب انتظارات
تاریخ خبر : 1404-02-09
     
 
 
     
متن خبر :


جامعه ما در اوج نیاز به سلامت روان، با بحرانی 2گانه روبه‌روست؛ از یک‌سو، رشد فزاینده اختلالات اضطرابی، افسردگی و تنش‌های اجتماعی، و از سوی دیگر، متخصصانی که خود در چرخه فرسودگی سیستم درمانی گرفتارند. در روزی که باید قدردان تلاش‌های این گروه باشیم، نمی‌توان از موانع ساختاری پیش‌روی آنان در هر 2حوزه عمومی و خصوصی غافل شد؛ موانعی که هم کیفیت خدمات را کاهش می‌دهد و هم عدالت در دسترسی به مراقبت‌های روانی را زیر سؤال می‌برد.

 حوزه عمومی: فرسایش در سایه کمبودها

روان‌شناسان در مراکز دولتی از بیمارستان‌های عمومی تا کلینیک‌های شهرهای کوچک با انبوه مراجعان و امکانات محدود دست و پنجه نرم می‌کنند. در مناطق محروم، گاه یک متخصص مسئول حجم عظیمی از بیماران است، آن هم بدون ابزارهای ارزیابی استاندارد، فضای مناسب مشاوره یا دستمزد متناسب با فشار کاری. بررسی‌ها حاکی از آن است که بسیاری با حقوق ماهانه ۷ تا ۱۰ میلیون تومان، از فرسودگی شغلی رنج می‌برند؛ پدیده‌ای که هم به کیفیت خدمات لطمه می‌زند و هم سبب مهاجرت نیروهای باتجربه به بخش خصوصی یا خارج از مرزها می‌شود. از دیگر سو، دیوان‌سالاری اداری و نگاه سطحی به سلامت روان، متخصصان این حوزه را به ابزاری برای تکمیل فرم‌های اداری تبدیل کرده است. در مدارس، مشاوران به جای پرداختن به مسائل عمیق دانش‌آموزان، درگیر اجرای پروتکل‌های کلیشه‌ای هستند. این در حالی است که روان‌شناسان مناطق حاشیه‌نشین با چالش‌هایی چون کمبود دارو، نبود پشتیبانی قانونی در موارد اورژانسی (مانند خودکشی یا کودک‌آزاری) و حتی تهدیدهای امنیتی ناشی از مداخله در مسائل حساس فرهنگی مواجه‌اند.

 بخش خصوصی: تجاری‌سازی سلامت درمان

در طرف دیگر، فعالان حوزه خصوصی نیز با معضلات پیچیده‌ای دست به گریبان‌اند. فشار رقابت در بازار پرتلاطم، بسیاری را وادار می‌کند انرژی خود را صرف جذب مراجعان کنند، نه ارتقای کیفی شیوه‌های درمانی. هزینه‌های سرسام‌آور اجاره و تجهیزات، برخی را به تعیین نرخ‌های غیرمنطقی سوق می‌دهد که تنها قشر مرفه توان پرداخت آن را دارد. این نابرابری نه‌تنها دسترسی عادلانه را مختل می‌کند، بلکه متعهدترین افراد این حرفه را در تنگنای اقتصادی قرار می‌دهد.

نگرانی عمیق‌تر، گرایش به سوداگری در حیطه خدمات روانی است؛ از برگزاری کارگاه‌های پرزرق و برق با محتوای کم‌مایه تا تبلیغات اغراق‌آمیز در فضای مجازی که درمان را به کالایی لوکس تبدیل می‌کند. چنین رویکردهایی که بیش از آنکه بر بهبود پایدار بیماران متمرکز باشد، بر پر کردن خلأ مالی کلینیک‌ها استوار است، هم اعتماد عمومی را می‌شکند و هم اخلاق حرفه‌ای را خدشه‌دار می‌سازد.

افزون بر این، فعالیت مراکز غیراستاندارد و افراد فاقد صلاحیت از جمله مدعیان روان‌شناسی در فضای مجازی که با توصیه‌های غیرعلمی سلامت مردم را بازیچه می‌کنندبه بحران موجود دامن می‌زند. این وضعیت، روان‌شناسان اصیل را ناگزیر می‌سازد ضمن مقابله با چالش‌های روزمره، بار ترمیم اعتبار از دست‌رفته این حرفه را نیز بر دوش بکشند.

 فراسوی چالش‌های حرفه‌ای

متخصصان این حوزه، صرف‌نظر از محل فعالیت، با مسائلی فراتر از محیط کار روبه‌رو هستند: از نگاه منفی جامعه به مراجعه به روان‌شناس که گاه حتی خود آنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، تا محدودیت‌های پرداختن به برخی آسیب‌های اجتماعی (مانند خشونت خانگی یا مسائل جنسیتی) که مداخله حرفه‌ای را به کاری پرخطر تبدیل می‌کند. همچنین، نبود پوشش مناسب بیمه‌ای برای جلسات روان‌درمانی، بیماران را به درمان‌های مقطعی و دارویی سوق می‌دهد، حال آنکه بهبود پایدار نیازمند زمان و همراهی بلندمدت است.

 راه برون‌رفت: تحول به جای شعار

گذار از این چرخه معیوب نیازمند تغییراتی بنیادین است. نخست باید پذیرفت که سلامت روان حقی همگانی است، نه ابزاری برای نمایش آمارهای دولتی. در حوزه عمومی، تخصیص بودجه هدفمند، جذب نیروهای جدید و تجهیز مراکز مناطق محروم می‌تواند بار کاری را کاهش دهد. بازنگری در نظام پرداخت حقوق بر اساس پیچیدگی و ریسک‌های ذاتی این شغل، مهاجرت نیروهای مجرب را مهار خواهد کرد.

در بخش خصوصی، تنظیم مقررات شفاف برای نظارت بر کیفیت خدمات و نرخ‌گذاری منطقی ضروری است. حمایت واقعی از کسانی که در مناطق کم‌برخوردار فعالیت می‌کننداز طریق تسهیلات مالی و معافیت‌های مالیاتی می‌تواند عدالت درمانی را از حرف به عمل نزدیک کند.

مقابله با مدعیان غیرمتخصص تنها با همکاری نهادهای تخصصی و قانونی ممکن است؛ ایجاد سازوکارهای گزارش‌دهی مردمی و اعمال جریمه‌های سنگین برای متخلفان می‌تواند مانع سوءاستفاده از اعتماد عمومی شود.

از سوی دیگر، گسترش پوشش بیمه‌ای برای جلسات روان‌درمانی نه‌تنها هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای کاهش آسیب‌های اجتماعی آینده محسوب می‌شود. همچنین، آموزش مدیریت چالش‌های اخلاقی و پیشگیری از فرسودگی شغلی در برنامه‌های دانشگاهی، دانش‌آموختگان را برای واقعیت‌های میدان کار آماده‌تر می‌کند.

روان‌شناسان، درحالی‌که خود نیازمند حمایت‌اند، هر روز بار سنگین التیام روان جامعه‌ای را بر دوش می‌کشند که زیر فشار مشکلات اقتصادی و فرهنگی نفس می‌زند. بزرگداشت واقعی ایشان نه در مراسم‌های تشریفاتی، بلکه در بازسازی ساختارهایی است که سلامت روان را از حاشیه به کانون توجه ملی تبدیل می‌کند.

حمید رنجبران / روان‌شناس بالینی

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.