|
مدتهاست موضوع پیری جمعیت و افزایش آمار سالخوردگان کشورمان در صدر گزارشهای رسمی سازمان ثبت احوال و همچنین اخبار رسانههای مختلف قرار دارد .
پیری و سالخوردگی جمعیت واقعیتی نیست که فقط مختص به کشور ما باشد، زیراکه آدمها در هر نقطه از جهان که زندگی کنند، لحظه به لحظه و روز بهروز و سال بهسال رو به پیر و دوران سالخوردگی عمر خود میروند و هر کجا و در هر کشوری آباد یا ویرانه در کنار مردان و زنان جوانی که چشم به آینده و روزگاری بهتر دارند ، خیل سالخوردگان هم وجود دارند که دوران بازنشستگی و سایه نشینی خود را میگذرانند، اما موضوع این است که در حال حاضر و در این مقطع از تاریخ اجتماعی کشور خودمان به لحاظ بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی که عمدهترین آن بالا رفتن سن ازدواج جوانهایمان میباشد و روند زاد و ولد و فرزند آوری بسیار کند و نگران کننده شده است و به همین علت امیدواری کمتری نسبت به افزایش جبران کننده جمعیت جوان کشور وجود دارد، بنابراین سیر پیری و سالخوردگی جمعیت فعلی را بسیار عینیتر میتوان تعریف کرده و این تراژدی را در زوایای جامعه به تماشا نشست .
در خصوص علل و چرایی فرار ناگزیر جوانها از ازدواج و تمایل کمتر زوجهای جوان به فرزند آوری و یا قناعت به تک فرزندی تاکنون زیاد گفته و شنیده و نوشته و خوانده شده است و در نوشتار امروز کاری به چنین واقعیت تلخی نداریم که با چنین رویکرد نگرانکننده اجتماعی سرنوشت کشورمان به کجا ختم خواهد شد، اما موضوع این است که حال و روز جمعیت سالخوردگانمان چگونه است و این بندگان خدا دوران پیری خود را با چه امید و دلخوشی و دلمشغولی میگذرانند .
در جایی خوانده بودم که آمار جمعیت پیر در استان همدان و خود مرکز استان به نسبت بیشتر از نقاط دیگر کشور میباشد . اگر منصفانه به این موضوع نگاه کنیم، شاید پیری نسبی جمعیت در همدان مختص زمان حال نباشد و در این خصوص در سالهای قبل از انقلاب و در دوران تحصیلات دبیرستانی از زبان یکی از دبیران جامعهنگر و اهل ذوق و مطالعه شنیده بودم که همدان جمعیت پیر زیادی دارد و قهوه خانه هم در این شهر ( زمان قبل از انقلاب ) فراوان است! .
او میگفت مشتریان اصلی قهوههای فراوان شهر همدان ، مردان سالخوردهای هستند که جایی برای دورهمی و گپ وگفت ندارند و به همین علت اکثر اوقات روزانه خود را در قهوهخانهها و درجمع همسن و سالهای خود میگذرانند. این زمان اگر تعداد قهوه خانههای در شهر همدان از شمار انگشتهای دست هم فراتر برود اما بسیار کم و محدود است و در هر نقطهای نیز پراکنش ندارد .
حال جای کمی دلخوشی برای سالخوردگان و جمعیت بازنشسته و بیکار شهرمان بهخصوص مردان پیر و تنها هست که اگر قهوه خانه در هر نقطه از شهر وجود ندارد ، اما بوستانها و سایهسارها و همچنین نیمکتها و مبلمانهای شهری در اغلب نقاط شهر همدان به تعدادی هست که برای روز گذرانی و وقت گذرانی کفاف سالخوردگان گریزان از فضای یکنواخت و گسل کننده خانه را بدهد، بهخصوص اینکه اگر خانه آپارتمانی و محدود به ۶۰ ، ۷۰ متر فضای تنگ و دست و پا گیر باشد .
تقریباً در تمام ایام و فصول سال خیل پیرمردان و پیر زنان همدانی را میتوان مشاهده کرد که در گروههای چند نفره بیشترین فضای بوستانها و نیمکتهای حاشیه معابر و فضاهای سبز شهری را به قرق خود در آورده و فارغ از مشکلات زندگی و در گیریهای خانوادگی به گپوگفت و درد دلهای روزگار پیری مشغول هستند .
دیر گاهی است که بهجز بوستانهای بزرگ و دور و نزدیک شهر همدان ، نقاط مرکزی شهر از جمله پیادهراههاو خود میدان امام(ره) و همچنین آرامگاه بوعلی سینا و کمی آنطرفتر میدان مجسمه شیرسنگی، به مکانهای همیشگی برای قرار و مدار و گروههای چند نفره سالخورگان شهر تبدیل شده است، سالخوردگان و جمعیت پیری که اگر پای دل هر یک از آنان بنشینی و سنگ صبورشان باشی، حرفهای شنیدنی و خاطرات تلخ و شیرینی از عمر رفته خود دارند و درمواقعی نیز شکوه و گلایه آنان از بی مهریها و تنگی روزگار و از سویی بیحرمتیها از جانب فرزندان سر به هوا و بیخیال و بیمعرفت قلب انسان را بهدرد میآورد.
|