|
اسدآباد-کبری هنری لطیفپور-خبرنگار همدان پیام: اندیشه پیشرفت و تحول همیشه در جوامع بشری وجود داشته است، اما پس از رنسانس اروپا با توجه بیشتر به مفاهیمی از قبیل رشد، تکامل و پیشرفت، به تدریج مفهوم مستقل توسعه پدید آمد. در میان مباحث گستردهای که در چند دهه اخیر در حوزه علوم اجتماعی مطرح شده، بحث توسعه از اهمیت قابل ملاحظهای برخوردار بوده است.
کمتر صاحبنظر و پژوهشگر اجتماعی را میبینیم که به گونهای درگیر بحث توسعه یا مباحث حاشیهای آن نشده باشد. دانشمندان علوم اجتماعی از توسعه، تعاریف متعددی ارائه کردهاند و این نکته را باید درنظر داشت که توسعه مفهومی چند بعدی و پیچیده است و به بعد اقتصادی خلاصه نمیشود. به تعبیری زمانی جامعهای را توسعهیافته میتوان تلقی کرد که همه ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن در مسیر بهبود و ترقی باشند. در این میان توسعه اجتماعی در کنار سایر ابعاد از اهمیت خاص خود برخوردار است.
در توسعه اجتماعی بین چگونگی و شیوه زندگی افراد یک جامعه پیوندی تنگاتنگ است و بیشتر ناظر بر بالا بردن سطح زندگی عمومی از طریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینههای فقرزدایی، تغذیه، بهداشت، مسکن، اشتغال، آموزش و چگونگی گذران اوقات فراغت میباشد. در واقع توسعه اجتماعی در پی ایجاد بهبود در وضعیت اجتماعی افراد یک جامعه است که برای تحقق چنین بهبودی در پی تغییر در الگوهای دست و پاگیر و زاید رفتاری، شناختن و روی آوردن به یک نگرش، آرمان و اعتقاد مطلوبتری است که بتواند پاسخگوی مشکلات اجتماعی باشد.
در عصر جدید مباحث مربوط به جامعه مدنی، دموکراسی اجتماعی، عدالت اجتماعی و سرمایه اجتماعی موضوعات محوری توسعه اجتماعی را تشکیل میدهند. این مفهوم در سالهای اخیر به عنوان یک مسأله جهانی به آن نگریسته شده و از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار گرفته و نهادهای بسیاری برای تحقق آن تلاش کردهاند.
باید گفت مشارکت و حضور مردم جامعه برای اتخاذ تصمیمات سیاسی و اجتماعی و تشکیل دموکراسی اجتماعی از مولفههای مهم حرکت به سمت توسعه اجتماعی است. جوامعی که نظام سیاسی آنها مبتنی بر مشارکت آزادانه مردم است در مسیر توسعه اجتماعی قرار دارند و هر اندازه در این مورد شاهد حضور آگاهانه مردم باشیم در نهایت ترقی، بهبود و نهایتاً توسعه بیشتر آن جامعه دست یافتنیتر خواهد بود.
رابطهای متقابل بین توسعه و شرکت در انتخابات وجود دارد. مشارکت سیاسی و انتخابات در شکل کلی آن به معنای تعیین سرنوشت یک نظام سیاسی و جامعه در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است، بنابراین نفش حضور مردم در صحنه انتخابات به معنای آن است که سرنوشت مسأله توسعه و پیشرفت نیز معین خواهد شد. در نظامهای مبتنی بر مردمسالاری این حق به مردم داده شده تا بر مبنای رفاه و پیشرفت مورد مطالعه آنها به تفکرات و افرادی که میتوانند تأمینکننده خواستههای آنها باشند، اعتماد کرده و آنها را برگزینند. آنچه مهم است این است که مردم در انتخاب نمایندگان خود، آگاهانه مشارکت کنند و به کسانی رأی بدهند که صدای آنها و در جهت سامان بخشیدن به وضعیت کشور قادر به ایفای نقشی مؤثر هستند. توسعهیافتگی اجتماعی یک جامعه، به معنای عدالت بیشتر، آگاهی روزافزون در جامعه و توزیع برابر ثروت ، قدرت و امکانات آموزشی صحیح است که همه این موارد بر روی رفتارهای انتخاباتی و سیاسی تأثیرگذار هستند و در نهایت میتوان شاهد انتخاباتی صحیح و حضور افرادی متخصص و آگاه برای تکرار این چرخه باشیم.
|