|
با اعلام لیست کابینه نخستین واژهای که در ذهن برخی شکل گرفت و تعدادی هم آن را در توصیف برخی وزرای پیشنهادی کابینه نوشتند، واژه قحطالرجال بود.
در این زمینه یک چهره اعتدالی که سابقه وزارت فرهنگ را نیز دارد درباره وزیر پیشنهادی کشور از این واژه استفاده کرده و چند تشکل فرهنگی هم درباره وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش از این واژه استفاده کردهاند.
اینکه در گام دوم انقلاب و در دولت چهاردهم باز هم واژه قحطالرجال در انتخاب مدیران ارشد مطرح شود موضوعی قابل تأمل است.
در واقع اگر توسعه مدیریت در کشور به درستی انجام شود و اصول آن و اصول مدیرگزینی رعایت شود، این واژه تکرار نخواهد شد.
این واژه اکنون درباره افرادی مطرح است که انتظار نبوده در آنجایی که پیشنهاد شده باشند و از نگاه عموم مردم و افکار عمومی شایستهسالاری رعایت نشده و افراد رجل برای تصدی این جایگاهها دیده نشدهاند.
البته درباره وزارت کشور موضوع محدودیتهای انتخابی رئیس جمهور هم باید لحاظ شود اما با همه اینها باز هم میشد فردی شایستهتر معرفی شود.
این انتخاب در بدنه وزارت کشور هم با استقبال مواجه نشده و بدنه بر اساس تجربه این پیشنهاد را آغازی بر برونسپاری مدیریتهای وزارت کشور و گسیل مأمور از دستگاههای دیگر برای مدیریت در این وزارتخانه حاکمیتی ارزیابی میکنند.
شاید مشکل اصلی قحطالرجال هم در همینجا باشد جایی که وزارت کشور به دلیل واگذاری مدیریتهای سیاسی وزارتخانه به مأموران فرصت تربیت مدیر و کادرسازی نیافته تا رؤسای جمهور همواره برای انتخاب وزیر در دستگاههای نظامی یا دستگاههای دیگر به دنبال نیرو باشند و هیچ نگاهی به درون این سازمان و نیروهای شایسته آن نداشته باشند.
وزارت کشور این ویژگی را دارد که وزیر آن وظایف حاکمیتی رئیسجمهور در داخل کشور، استاندار آن نقش رئیسجمهور در استانها، فرماندار آن نقش رئیس جمهور در شهرستان، بخشدار آن نقش رئیسجمهور در بخش و ... را ایفا میکنند و در واقع هر نقشی در وزارت کشور بخشی از نقش ریاست جمهوری است.
اما با این همه ایفای نقش کارکنان این وزارتخانه در چیدمانهای مدیریتی دیده نمیشوند و پستهای این وزارتخانه به افرادی از وزارتخانههای دیگر داده میشود و همین موضوعی برای ضعف توسعه مدیریت در وزارت کشور شده است.
زیرا فرصتهای مدیریتی آن نصیب افراد ماموری می شود که اغلب با استفاده از رانت، میهمان هستند و پس از مدتی به سازمان خود برگشته و دست وزارت کشور همواره خالی است.
در دورهای برای رفع این نقص قرار شد هر کس قرار است از دستگاه دیگری به وزارت کشور مأمور میشود تا مدیر شود انتقال دائم بگیرد و همچنین بیش از 10درصد از پستها به مأموران داده نشود اما این قرار خوب در دولت قبل به کنار گذاشته شد تا امروز باز مدیران مامور وزارتخانه را رها و به دستگاه مبدأ برگردند و فضا برای مأموران جدید باز شود.
این وضعیت مدیریتی در کنار بیتوجهی به وضعیت معیشتی کارکنان برای حاکمیتی ترین وزارتخانه نمیتواند دوام داشته باشد و نیاز است کادرسازی و تربیت و توسعه مدیران با توجه به ضرورت عادلانه سازی در پرداختها در این وزارتخانه در دولت چهاردهم جدی گرفته شود تا دیگر قحطالرجالی نباشد و هر کس بداند در کجای کار است و برای توسعه ایران چه نقشی را باید ایفا کند.
|