|
صبح یک روز سرد را تصور کنید که سرما و مه تا نیمه زمین آمده است، عقربههای ساعت روی 7 و ربع جاخوش کرده و هنوز ساعت کار ادارات آغاز نشده است، برای همین در شعب تأمین اجتماعی استان فعلاً خبری از کارمندان نیست.
اما پشت در ورودی چند نفر ایستادهاند، زنی که حدود 45 ساله است و پوشهای سفیدرنگ دست گرفته و دائم به ساعتش نگاه میکند، پیرمردی که کلاه نمدی برسردارد و با دختر جوانی منتظر ایستادهاند، مردی کت و شلوار اتو کرده که مضطرب است هرچه زودتر شعبه شروع به کار کند و چند زن که روی پلههای ورودی ساختمان اصلی منتظرند.
نگهبان میگوید: شعبه ساعت ۸ صبح شروع به کار میکند و چند دقیقه دیگر کارمندان میآیند، ساعت 8 میشود و تعداد زیادی از افرادی که منتظر بودند به دنبال گرفتن نوبت راهی سالن میشوند.
حالا انتظار وارد مرحله دوم برایشان میشود، تا پشت باجههای شیشهای نامشان خوانده شود، هنوز کارمندان سرحال هستند و سعی میکنند ارباب رجوعها را راضی راه بیندازند، اما همین که عقربههای ساعت تند میشود و به نیمه روز میرسد به خوبی میتوانی خستگی، بیحوصلگی و حتی عصبانیت را در پشت باجهها و چهره پرسنل به خوبی ببینی.
از طرف دیگر سردرگمی به این اتاق و آن اتاق رفتن این شعبه حتی برای مراجعانی که برای بار چندم است به هر دلیلی کارشان گیر بیمه است، هم کلافهکننده است به همین دلیل اغلب مراجعان به شعب تأمیناجتماعی خشمگین و کلافهاند، اما چرا؟
با اینکه این شعبه نسبت به روزهای قبل از کرونا به نظر خلوتتر میآید، اما مراجعهکنندگان تعداد زیادی هستند که علاوه بر صندلیهای شعبه در راهرو و راهپلهها پخش هستند بیشتر آنان برای پروندههای پزشکی مراجعه کردهاند برای همین میتوان گفت میانگین سنی مراجعات 40 سال به بالاست، از دلیل مراجعهشان به شعبه بیمه از هم سؤال میپرسند، یکدیگر را به باجههای مرتبط راهنمایی میکنند، اما گلایهمندند.
مردی با ریشهای جو گندمی و پالتوی فوتر مشکی کلافه از این اتاق و آن اتاق رفتن میگوید: بعد از بازنشسته شدن خوشحال بودم که با بیمهتکمیلی بازنشستگی خیلی از مخارج درمانی برای خانوادهام تسهیل میشود، اما بیمه از مقدار مبلغی که در هزینههای مختلف تعهد میکند خیلی کمتر را قبول میکند.
او نسخه پزشک و مدارک مربوط به فیزیوتراپیاش را نشان میدهد و میافزاید: بعد از ۳ ماه هنوز نتوانستهام مبلغی را که بیمه تکمیلی تعهد کرده دریافت کنم، هربار هم که مراجعه میکنم جواب متفاوتی میشنوم و کلی کپی و مدارک از من میگیرند.
حرفهای من پیرمرد توجه مراجعان را به خود جلب میکند و آه از نهانشان بلند میشود.
زنی که شکل و شمایل کارمندی دارد و به گفته خودش 37 ساله است برای پیگیری پرونده بیمهاش 2 ساعت مرخصی گرفته، اما بیش از چند ساعت است که به قول خودش الاف است.
او میگوید: به هر باجهای که مراجعه کردهام مرا به شکلی سرگردان کردهاند، میگویند شما نباید به این باجه مراجعه کنید، بروید طبقه بالا و تأییدیه خود را از باجه۲ بخواهید.
صدای زن را متصدی یکی از باجهها میشنود و در اعتراض رو به من میگوید: خبرنگاری؟ فقط از مردم سؤال نکن از ما هم بپرس که از صبح تا ظهر باید به کلی مراجعهکننده پاسخ بدیم و با کلی سؤال تکراری مواجهیم که اعصاب برایمان نمیگذارند.
رو به زن میکند و میگوید: همین خانم از صبح تا حالا چند بار پیگیر است و هربار جوابش را میدهم، اما باز هم سؤال میکند که چه کنم؟
دردسر همیشگی دارو و تعرفه بیمه!
یکی دیگر از مراجعهکنندگان میگوید: بیش از 3 ماه کرونای خفیفی گرفتم، با اینکه بیمه تأمیناجتماعی دارم، اما نتوانستم از حمایت بیمهای بهرهمند شوم، به جاش در محل کارم هم جریمه شدم و مقدار مبلغی که بیمه به عنوان جریمه از کارفرمایم گرفته بود از حقوقم کم شد!
زنی دیگر که با دخترش آمده و پیگیر تعرفه دریافت حمایتی دارو است میگوید: من سالهاست به دیابت مبتلام و برای برخی داروها مجبور هستم از خدمات بیمهای استفاده کنم، اما تأمیناجتماعی اغلب داروها را تحتپوشش خود ندارد، حتی اگر بیماری سادهای مثل گلودرد داشته باشید باید هزینه ویتامین سی و ناپروکسین و داروهای دیگر را که پزشک تجویز کرده از جیبتان بپردازید.
یکی دیگر از صحنههای جالب توجه در شعبات تأمین اجتماعی استان صدای اعلام شمارههاست، اعدادی که با هر بار اعلام آن، مراجعان به کاغذ توی دستشان نگاه میکنند.
مراجعان این روزهای شعب تأمیناجتماعی تنها سالخوردگان و مستمریبگیران نیستند، بلکه مدیران و مسئولان بیمهای شرکتها و کارفرماهایی هستند که برای حل مشکلات بیمهای کارکنانشان در صف انتظار نشستهاند هم کم نیست.
یکی از این مراجعهکنندگان که مدیر یک شرکت تولیدی و پخش تجهیزات پزشکی است، میگوید: چند ماه است که مشکلی در لیست بیمه شرکت به وجود آمده، اما از طرف بیمه هیچ پیام و هشداری برای برطرف کردن این مشکل دریافت نکردم.
او میگوید: اما اگر یک ماه به هر دلیلی واریزی بیمه انجام نشود برای ثانیه و دقیقهاش باید جریمه پرداخت کنیم جالب این است که حالا پس از چند ماه اعلام کردهاند که لیست کارگاه بیمهای ما مشکل دارد و باید جریمه را پرداخت کنیم، به نظر من شرکتها و واحدهای خصوصی منبع درآمد بیمه تأمین اجتماعی شدهاند که به هر طریقی به دنبال دریافت هزینه و جریمه از آنها هستند.
او ادامه میدهد: مشکلات بیمهای در حسابرسیهای سالانه دردسرساز میشود و کارفرما را روزها و هفتهها با نامهنگاریهای بیمه درگیر میکند و آن وقت تازه باید گیر بوروکراسی اداری شود این در حالی است که از بیمه به خصوص بیمه تأمین اجتماعی انتظار دیگری میرود.
یکی دیگر از مراجعهکنندگان هم که بنا بر گفته خودش جزو مشاغل سخت و زیانآور بیمه شده است، حالا برای آنکه بازنشسته شود 2 سال کم دارد و به او گفتهاند که با خرید مدت زمان سربازی میتواند در موعد معین بازنشسته شود.
او میگوید: کل مبلغ قسط خرید سربازی من حدود 2 میلیون تومان است که چند هفته گذشته موعد سررسید آن را پرداخت کردم، اما گویا چند روز تأخیر در پرداخت در پروندهام لحاظ شده است که برای همین مقدار تأخیر حدود 200 هزار تومان جریمه شدهام.
او ادامه میدهد: در پاسخ به اعتراضش امروز به او گفتهاند که مبلغ قسط بهروزرسانی میشود و بعد متناسب با آن جریمه دیرکرد دریافت میشود به طوری که حتی اگر این مبلغ را یک دقیقه دیرتر از روز مقرر هم پرداخت کنید باید کل جریمه یک روز را بدهید.
چهره افرادی که با جواب های مختلف از سوی کارمندان پرونده هایشان را به دست گرفته و از سالن شعبه خارج می شوند برخی گرفته و برخی عصبی است و در این میان همچنان مشکلات بیمهای به قوت خود باقی است.
|