ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

کد خبر : 105254
 
نگاهی به هنرمندان و ورودشان به سیاست؛ از مشروطه تا امروز

هنر و سیاست کجا به هم می‌رسند؟
تاریخ خبر : 1398-11-10
     
 
 
     
متن خبر :

 هنر و سیاست سال‌ها است که بر هم تأثیر می‌گذارند. پس از انقلاب صنعتی و راهیابی مفاهیم مدرن به کشورداری، اهمیت هنر بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفت. هنر آن قدرت را داشت که سیاست را تقویت، نفوذ آن را بیشتر و گاه وسایل و اهداف آن را هم توجیه کند. نتیجه چنین اندیشه‌هایی در آغاز دو تئوری خط‌کشی‌شده «هنر برای هنر» در برابر «هنر متعهد» یا «هنر در خدمت جامعه» بود. در ایران اما تأثیر هنر و سیاست از مشروطه آغاز شد.
 ساخت چند بعدی سیاستمدار- هنرمند
در عصر مشروطیت هنر نه به ذات خود، بلکه به سبب روشنفکرانی که گاهی دستی هم بر آتش هنر و ادب داشتند، نقش آفرید. آنها روشنفکرانی بودند که اگرچه ممکن بود در زمره ادبا و هنرمندان نیز باشند، اما شخصیتی سیاسی داشتند و اعطای صفت هنرمند، اغراقی بزرگ درباره آنهاست. از بزرگان مشروطه‌خواه جهانگیرخان صوراسرافیل، محمدرضا مساوات‌شیرازی، میرزا آقاخان کرمانی و بسیاری دیگر روزنامه‌نگار و شاعر بودند، علما و روحانیت هم همگی دست بر قلم داشتند و از ادبای زمان بودند و از زنان نیز فروغ‌الملک و فروغ‌الدوله شعر می‌سراییدند. در شهر همدان به دلیل گرایشات مشروطه خواهان ظهیرالدوله، حاکم وقت همدان، حضور روشنفکرانِ هنرمند در اتفاقات سیاسی پررنگ بود. از جمله ابوالقاسم ناصرالملک همدانی، مظهرهمدانی، مجمع همدانی، تسلیم همدانی، غمام همدانی و صفاء الحق.
 آن که گفت آری، آن‌ که گفت نه
در آغاز حکومت پهلوی نخست، بسیاری از هنرمندان به‌ویژه شاعران شمشیر مخالفت را از رو بستند و شجاعانه استبداد رضاشاه را به نقد گرفتند. ایرج میرزا، میرزاده عشقی، فرخی‌یزدی و عارف قزوینی ازجمله کسانی بودند که فاصله خود را از سیاست حفظ کردند و تا همیشه منتقد ماندند و در این راه جان دادند. اما بسیاری دیگر از هنرمندان، ادبا و روشنفکران، چند‌سال گذشته و با روی کار آمدن احمدشاه جوان فرصت را مغتنم شمرده و وارد مجلس شورای ملی شده بودند. در طی حدود ١٥سال، کسانی مانند ملک‌الشعرای بهار، سیدحسن تقی‌زاده، یحیی دولت‌آبادی، محمدعلی فروغی، علی‌اصغر حکمت و عیسی صدیق که همگی در هنر و ادب نام‌ونشانی داشتند وارد سیاست شده و در نخستین گام به‌عنوان منتخب مردم وارد مجلس شدند.
 حاکمیت ایدئولوژی بر هنر
به‌نظر می‌رسد گسست تاریخی بزرگان فرهنگ و هنر ایران"شاعران، نویسندگان و روشنفکران" با مفهومی کلی به نام سیاست و به‌طور ویژه ، دولت، در دوران رژیم پهلوی دوم و به‌ویژه پس از کودتای ٢٨مرداد آغاز می‌شود. پس از آنکه کودتا پیروز شد و هنرمندان و روشنفکران عزلت‌نشین شدند، رنگ روزگار عوض شد و چپ‌گرایی رادیکال رشد کرد و ایدئولوژی به هنر رسید اما در همان دوران هم بودند کسانی که با وضع موجود کنار آمدند و از هنر و ادب به سیاست رسیدند. یکی از این افراد پرویز ناتل‌خانلری، نویسنده و شاعر در اواسط دهه ٣٠خورشیدی معاون وزیر بود و تا پیروزی انقلاب اسلامی نیز چند دوره در مجلس حضور داشت. سعید نفیسی نیز تاریخ‌نگار، نویسنده و شاعر مطرح آن روزگار در دربار رفت‌وآمد داشت و مدتی به نمایندگی ایران در سازمان یونسکو منصوب شد.
 پیروزی انقلاب، پیروزی هنر متعهد
پیروزی انقلاب اسلامی ایران درواقع مسلط‌شدن آن هنری بود که متعهد نامیده می‌شد و در عمل متأثر از ارزش‌های اسلامی بود که توسط روشنفکران مسلمان ترویج می‌شد. در همان ایام نخستین جرقه اعلام همکاری رسمی هنرمندان مسلمان و متعهد با انقلاب، تشکیل کانون نهضت فرهنگی اسلامی توسط طاهره صفارزاده، شاعر مسلمان بود.
چند ماه بعد این کانون به حوزه اندیشه و هنر اسلامی تغییر نام داد و در ابتدای دهه ٦٠ خورشیدی به سازمان تبلیغات اسلامی پیوست و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی رسما شروع به کار کرد. در آن زمان هنرمندان جوانی به حوزه هنری پیوستند و عملا هنر متعهد که جدا از سیاست نبود را در دل حاکمیت رسمیت بخشیدند. ازجمله مهمترین آن هنرمندان می‌توان به مرتضی آوینی، قیصر امین‌پور، امیرحسین فردی، طاهره صفارزاده، ابوالفضل عالی، سیدحسن حسینی، محمد کاسبی، رسول ملاقلی‌پور، فرج‌ا... سلحشور، سیدعلی میرفتاح، حسین خسروجردی، احمد عزیزی، مهرداد اوستا، سپیده کاشانی، سلمان هراتی، علی وزیریان، عزیزا... زیادی، محمدرضا آقاسی و محمدعلی محمدی اشاره کرد که سال‌ها بعد بسیاری از آنان راهی جدا از گذشته خود انتخاب کرده‌اند.
  دلبستن به انتخاب، به جای انتصاب
تشکیل شوراهای اسلامی شهر و روستا در اواخر دهه ٧٠ به واسطه ویژگی‌های شهری و گاه محله‌ای که داشت، جلوه جدیدی از ورود هنرمندان به سیاست را رقم می‌زد. همزمان با شوراها، بسیاری از هنرمندان همچنان آرزوی نهادهای بزرگتری همچون مجلس شورای اسلامی را در سر داشتند. یکی از مهمترین کسانی که پس از انقلاب توانست کرسی مجلس را به دست آورد، بهروز افخمی بود. در پنجمین دوره از انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا که همزمان با دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شد، ٦ بازیگر سینما افسانه بایگان، علی رام‌نورایی، امین زندگانی، امید زندگانی، محمد سلوکی و دانیال عبادی ثبت‌نام کردند. در این دوره هم عبدالحسین مختاباد خواننده موسیقی سنتی آواز ایرانی و محمد عیوضی در میان ثبت‌نام‌کنندگان به چشم خورد.
*هنرمندان غیرسیاسی همدان
تفاوت مهم یازدهمین دوره انتخابات مجلس با دوره‌های پیشین در وارد نشدن چنین هنرمندانی به عرصه است. این ویژگی البته در همدان سال‌ها است که وجود دارد. در حقیقت کاندیداتوری هنرمندان در انتخابات هیچگاه در شهری مثل همدان به اندازه پایتخت نبوده است. در این سال‌ها هنرمندان همدانی هیچ علاقه‌ای به ورود به سیاست نداشته‌اند. این موضوع می‌تواند 2 دلیل داشته باشد: یکی اینکه بسیاری از هنرمندان شهرما اصولا زندگی در پایتخت را ترجیح می‌دهند و دوم اینکه ساخت نیمه سنتی حاکم بر تصمیم‌گیری‌های انتخابی مردم جایی برای آزمودن هنرمندان در کرسی قدرت نمی‌گذارد. از طرفی با تغییر شکل فضای تأثیرگذاری از سیاست‌های واقعی به دنیای مجازی همدانی‌ها را بیشتر از گذشته مجاب کرده که اگر حرفی هم دارند در فضای مجاری بگویند تا اینکه خود وارد گود انتخابات شوند. این ویژگی در این دوره از انتخابات مصادقی پررنگی دارد.
 قضاوت با تاریخ
صد‌سال پس از ورود نخستین هنرمندان و ادبای ایرانی به عرصه سیاست، تاریخ درباره آنان چگونه قضاوت خواهد کرد؟ اما هم آنهایی که از هنر به قدرت رسیدند و هم آنهایی که نتوانستند چنین کنند، جملگی این حرف احمد شاملو را به‌درستی تفسیر کردند: آن‌جا که در پاسخ روزنامه‌نگاری که درباره رابطه هنر و سیاست از او پرسیده بود، گفت: «بله، هنر و سیاست یک جایی به هم می‌رسند، بر سر نعش یکدیگر.»

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.