ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 25 مرداد 1405

کد خبر : 112300
 
حنای سالمندان برای ریش سفیدی دیگر رنگی ندارد
تاریخ خبر : 1399-07-13
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
   
     
متن خبر :


 هفته سالمندان را در کشورمان سپری می‌کنیم و قرار است در این هفته جایگاه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان را در سازوکار زندگی‌های دگرگون‌شده جامعه به‌ظاهر مدرن امروزی تبیین نماییم.
در فرهنگ غنی دینی و ملی ایرانیان این نسل‌های سالمند و به‌قول خود جماعت ایرانی، ریش‌سفیدان و گیس‌سفیدان هستند و چه بهتر که گفته شود حقشان بزرگی و کرامت و بالانشینی در هر جمع و محفل کوچک و بزرگ در غم‌ها و شادی بود! درواقع در تمام ادوار که به شکل و شیوه مدنیت امروزی قضا و محکمه و قاضی حاکمیت نداشت این ریش‌سفیدان و گیس‌سفیدان هر قوم و طایفه و کوی و محله و فامیل بودند که برای اجرای عدالت و برقراری صلح و آشتی و رفع هر کدورتی بین فرد و گروه حرف اول و آخر را می‌زدند. بزرگتر‌های قدیم در فرهنگ ایرانی به نسبت جایگاهی که در امر قضا و داوری داشتند، در سایر عرصه‌های خانوادگی و اجتماعی نیز محترم و مکرم شمرده می‌شدند و شاید هیچ‌کس از دوران پیری خود ناراضی و ناخشنود نبود چون ارج و قرب داشت و آقایی و خانمی می‌کرد، مگر آن سالخورده نگون‌بختی که طوفان روزگار هستی‌اش را به فنا داده بود که او هم هرگز مورد ظلم دیگران حتی یاغیان و گردن‌کشان قرار نمی‌گرفت. اگر بر جایگاه سالمندان نسل‌های گذشته‌مان تأکید داریم به این دلیل است که بدون هیچ تعارفی، جایگاه سالمندان بین نسل‌های امروزی به دلایل حتی موجهی، به‌شدت دچار دگرگونی‌های فرهنگی است و فرم و محتوای مدنیت به درجه‌ای از تغییرات محیطی رسیده است که لزوماً باید دنبال تعریف جدیدی برای جایگاه سالمندان بگردیم و پیدا کنیم! به مفهوم خیلی عامه‌پسندی، دیگر آن دوران ریش‌سفیدی و گیس‌سفیدی سپری شده و به فرهنگ باستان پیوسته است و عصر، عصر تفاهم و نزدیکی دیدگاه‌های اجتماعی با هم است!
 نمودار شاخص انقراض فرهنگ ریش‌سفیدی در جامعه مدرن امروزی ما همان آسایشگاه‌های پرتعداد سالمندان در شهرهای بزرگ و کوچک و همچنین بوستان‌های متعدد با مبلمان بتُنی و فضای سبز یک‌شکل و یکنواخت حوالی آپارتمان‌نشینی‌ها و مجموعه‌های ساختمانی نقلی‌مقلی است که از سپیده صبح تا گرگ و میش‌های غروبی مأمن پیرمردان محزون و رنگ و رو پریده است و این فضای هواخوری‌های ناگزیر به روی پیرزن‌هایمان نیز گشوده است!
رویکرد‌های فرهنگی جدید در جامعه متحول امروزی با چاشنی حقوق شهروندی و نسخه‌های صد درصد علمی برای تربیت بهتر کودکان و نوجوانان و کشف نبوغ و خلاقیت‌های ذاتی بین این نسل کم‌تحرک و همچنین آزاداندیشی در شخصیت‌پروری برای نسل‌های آینده ایجاب می‌کند چه در خانواده و چه در جوامع بزرگتر هرکس صاحب حق خودش باشد و حریم شخصی او مشخص و مستقل گردد، همان‌گونه که هر یک یا به اجبار 2 کودک در جمع یک خانواده لزوماً باید صاحب اتاق خصوصی با خرت‌وپرت شخصی از نوع لوکس باشند که البته به‌طور خزنده‌ای دامنه خصوصی‌سازی‌های خانوادگی به‌تدریج رو به گسترش خواهد بود.
بدیهی است که با چنین تفکرات مدرن در بطن خانواده‌های امروزی خواسته و ناخواسته طبق قاعده نانوشته‌ای حق تقدم با کودکان و نوجوان درحال رشد و تربیت‌پذیر است و این پدر و مادر‌ها و چنانچه پدربزرگ و مادربزرگی هم ناگزیر در چنین جمعی هستند که باید به امکانات کمتر و قناعت بیشتر تن دهند و راضی باشند تا خدای ناکرده کودکی احساس کمبود نکند و دچار آفت عقده چشم‌وهم‌چشمی با همسالان خود نگردد. طبیعی است در چنین فضای تقلیدی برای مدیریت و تربیت نسل‌های جدید، ارتباط‌های عاطفی بین نسل‌ها دچار تزلزل خواهد شد؛ زیرا هر شیوه تربیتی در یک جامعه نیازمند ابزار و امکانات و شعور ویژه است و به‌قطع یک شیوه تربیتی بین تمام طبقات فکری با سطح برخورداری و رفاه کم یا زیاد یک جامعه خروجی یکسانی نخواهد داشت و نتیجه‌اش تضاد فکری و انحطاط عاطفی در بین یک خانواده از 3 نسل و درنهایت جامعه مرتبط خواهد شد و قربانی اصلی چنین وضعیت نیز بیشتر و بیشتر سالمندان و سالخوردگان هستند. در نتیجه و سخن کوتاه اینکه بزرگ‌سالاری و حرمت‌داری ریش‌سفیدی و گیس‌سفیدی در بین حداقل 2 نسل گذشته فرهنگ ایرانی جای خود را به فرزندسالاری و حق تقدم برای کودکان و جوانان در تصمیم‌گیری‌ها و اظهارنظرخواهی‌ها داده است و از نقش بزرگتر‌ها برای اداره و مدیریت یک خانواده فقط تصویر رنگ و رو رفته‌ای باقی مانده، مگر آن استثنا‌ها که شرایط خاص خودشان را دارند و باید گفت خوشا به‌حالشان که هنوز حق وتو دارند و مزه ریش‌سفیدی و گیس‌سفیدی را در جمع خانواده و شاید فامیل می‌چشند!

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.