|
پس از گذشت 2 سال آموزش غیرحضوری حالا دانشآموزانی که با آموزش مجازی تعلیم و تربیتشدهاند سر کلاسهای درس حاضر شدند، کلاسهایی که این روزها به دلیل جمعیت بالا نفس کشیدن در آن دشوار شده چه برسد به درس خواندن.
این در حالی است که انتظار میرفت در سال تحصیلی پیش رو کیفیت آموزش به بهترین شکل ممکن حتی با دایر کردن کلاسهای جبرانی تأمین شود اما انگار قضیه برعکس شده است.
کلاس درس با 42 دانشآموز با صندلیهای قدیمی و معلمی که البته معاون مدیر مدرسه است برپاست.
طبق استانداردها باید هر کلاس درس با ظرفیت 20 دانشآموز توسط معلم اداره شود و رعایت این موضوع در دوره ابتدائی بیش از همه ضروری به نظر میرسد اما هماینک به دلیل کمبود معلم بهویژه در شهر همدان نهتنها کلاسها پرجمعیت و 2 برابر ظرفیت شده است بلکه نیروهای به کار گرفتهشده هم متخصص دوره و یا درس خودشان هم نیستند.
به نظر میرسد پس از تحمل 3 سال آموزش مجازی باز امسال هم باید منتظر افت تحصیلی دانشآموزان با این نوع روش تحصیلی و برنامهریزی برای بازگشایی مدارس باشیم.
پژوهشگران آموزشوپرورش و کارشناسانی که چالشهای این حوزه را بهدقت رصد و تحلیل میکنند، از کمبود شدید نیروی انسانی بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای آموزشوپرورش در سال تحصیلی پیش رو یاد میکنند و بر این باورند که چنانچه آموزشوپرورش، تحت جبر بحران کمبود نیرو، کمتوانترین و ارزانترین افراد را برای شغل معلمی برگزیند، بازهم شاهد پایین آمدن کیفیت یادگیری در مدارس دولتی (که البته نتیجه آن را در کنکور 1400 دیدیم)، باشیم.
امسال با حضوری شدن آموزش در تمام مقاطع تحصیلی، مشکل کمبود معلم بیش از همیشه به چشم میآید و بهرغم کتمان آموزشوپرورش، با آغاز سال تحصیلی جدید و حضور دانشآموزان شاهد کلاسهای شلوغ و پرتراکم هستیم، راهحلی که با تکیه بران، کمبود معلم انکار میشود.
بررسیها حاکی از آن است که در استان همدان که به گفته مسئولان
آموزشوپرورش بیش از سایر استانها با کمبود معلم روبهرو است در مقطع ابتدائی تعداد معلمان نسبت به مقاطع متوسطه اول و دوم کمتر است و این مسأله با توجه به حساسیتهای آموزشی در پایه ابتدائی، پیامدهایی به دنبال دارد و بر فرآیند تعلیم و تربیت دانشآموزان در سالهای بعد تأثیر منفی بهجا میگذارد.
متأسفانه برنامهریزی نامناسب در تأمین بهموقع و درست منابع انسانی همراه با ایجاد انگیزه برای گرایش جوانان به شغل معلمی در آموزشوپرورش طی همهسالهای گذشته بهویژه ایام کرونا که فرصت برای برنامهریزی بهتر فراهم بود، باعث شد که معلمان غیر مستعد و کمتوان در شرایط بحرانی وارد مدارس شوند.
تشدید فاصله معلم و دانشآموز
معلمی که در دوره ابتدائی تدریس میکند میگوید: در کلاس پرجمعیت بسیاری از دانشآموزان دیرآموز حذف میشوند و زودآموزان، خسته از تکرار مباحث، دچار افت تحصیلی و مدرسه گریز میشوند. معلم زمان و شرایط مناسب را بهمنظور ارتباط و شناخت روحی با دانشآموزان نمییابد، دوستی بین معلم و کودک شکل نمیگیرد و این فاصله گریز دانشآموز از مدرسه را تشدید میکند. آمار افت تحصیلی میان دانشآموزان بالا رفته و بهمرور از چرخه تحصیل حذف میشوند.
وی ادامه میدهد: معلم طبعاً زمان کافی برای بررسی تکالیف ندارد و فرصت برای پرسشهای شفاهی که در از بین بردن استرس و کمک به آمادگی دانشآموز بسیار مؤثر است، کمتر مهیا میشود، امتحانات کتبی هم به دلیل تعداد زیاد دانشآموزان، نظارت دشوار و وقتگیر بودن تصحیح اوراق بهناچار کمتر انجام میشود.
درنتیجه معلم قادر به ارزیابی تکتک دانشآموزان نبوده و ارزیابی نادرست و ناکافی صورت میگیرد بنابراین نقاط ضعف و قوت و سطح دانشآموزان شناسایی نشده و طبعاً درصدد رفع ایراد هم بر نخواهند آمد. آموزشوپرورش تنها به تدریس کتب مدرسهای خلاصهشده و درنتیجه حداقل توجه به تربیت و پرورش انجام میشود.
خانم سلیمی معلم دوره ابتدائی با 27 سال سابقه نیز میگوید: من در حقیقت معاون مدرسه هستم اما امسال به لحاظ کمبود معلم مجبور شدم در ساعت صبح آموزش را نیز عهدهدار شوم.
وی با اشاره به اینکه کلاسی که اداره میکنم 41 دانشآموز در پایه چهارم است گفت: این دانشآموزان که از ابتدا آموزش را در شبکه شاد و به شکل دوره مجازی گذراندند سطح دانش بالایی ندارند. مشکلات یادگیری بیشتر آنها بالاست و من نمیدانم چه اصراری به ارتقای پایه تحصیلی آنها بودهای کاش در همان کلاس پایینتر میماندند ولی در عوض درس را درست یاد کمی گرفتند واقعاً یاددادن برخی دروس مثل ریاضی برای آنها سخت است حالا در نظر بگیرید که این کلاسها با حجم بالا باید اداره شود.
معلم دیگری با 20 سال سابقه در دوره ابتدائی که امسال در پایه سوم آموزش میدهد نیز میگوید: من در دو نوبتکار میکنم راستش به دلیل آنکه حقوق پایینی داشتم کار دو نوبت را پذیرفتم اما آموزش به دانشآموزان سخت شده است چراکه آنها مثل سابق نیستند و یادگیریشان چهره به چهره با معلم نبوده بلکه در کلاس با رعایت برخی ملاحظات توسط خانواده و از طریق یک شبکه مجازی آموزش دیدند.
همچنین معلم دوره ابتدائی یک مدرسه هم از نبود امکانات آموزشی، دو شیفته بودن مدرسه، حجم بالای کلاسها و انگیزه پایین برای یادگیری خبر داد و گفت: به نظر میرسد هدف صرفاً کسب یک مدرک آنها نهایت خواندن و نوشتن باشد چراکه نه آموزشوپرورش و نه خانوادهها تمایل و جدیت چندانی به آموزش فرزندانشان ندارند.
وی ادامه داد: درگذشته خانوادهها بیشتر پیگیر درس و تحصیل فرزندانشان بودند اما الآن اینطور نیست و دانشآموز به حال خود رهاشده است.
همدان بیشترین کمبود معلم را دارد
پیشازاین نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی نیز در نشستی با همدان پیام با تأکید بر اینکه بارها کمبود معلم را در همدان یادآور شدیم افزود: متأسفانه در استان همدان جوی وجود دارد که مدیران در آن پیگیر استخدام نیستند درحالیکه در استانهای مجاور همین کمبود معلم به نسبت استان ما با استخدامی و تبدیل وضعیت بتا حدودی رفع شده است.
حمیدرضا حاجی بابایی حل مشکل کمبود معلم را نیازمند عزمی راسخ از سوی مسئولان متولی استخدام و آموزشوپرورش دانست و بیان کرد: مدیران برای استخدام کارمندان اداری باید وقت بگذارند و نباید در این موضوع تنگ نظر باشند.
سهمیه جذب دانشگاه فرهنگیان باید زیاد شود.
در همین ارتباط مدیرکل آموزشوپرورش استان همدان گفت: در استان همدان با کمبود 4000 معلم مواجه هستیم و درخواست ما برافزایش سهمیه جذب دانشگاه فرهنگیان و استخدام معلمان است.
محمود نقوی افزود: برای جبران این مسأله از روشهایی استفاده کردیم که تأثیر منفی در کیفیت آموزشی دارد.
نقوی، اظهار کرد: معلمانی که کمتر از ۲۰ سال سابقهدارند، در هفته ۲۴ ساعت و معلمانی که بیش از ۲۰ سال سابقهدارند در هفته ۲۰ ساعت تدریس موظفی دارند.
نقوی بابیان اینکه به ۱۷ هزار و ۵۰۰ معلم در استان نیاز داریم، تصریح کرد: در حال حاضر ۱۳ هزار و ۵۰۰ معلم داریم بنابراین برای حل معضل کمبود معلم در همدان نیاز به ۴۰۰۰ نیرو است.
مدیرکل آموزشوپرورش استان همدان ادامه داد: برای حل این مشکل از تدریس بازنشستگان، اضافه تدریس معلمان، تدریس عوامل اجرائی، تدریس سرباز طلبهها و سرباز معلمان استفاده کردیم که این مسأله تأثیر منفی روی کیفیت آموزشی دارد.
نقوی خاطرنشان کرد: بیشترین معضل کمبود معلم در غرب کشور، مربوط به استان همدان است و برای درمان قطعی این مشکل احتیاج داریم که استاندار و مجمع نمایندگان تلاش کنند تا سهمیه جذب دانشگاه فرهنگیان و استخدام معلمان افزایش پیدا کند.
رویکرد سیستم آموزشوپرورش نسبت به این ابرچالش نشاندهنده آن است که اهمیت موضوع آموزش هنوز برای برخی از افراد تبیین نشده است. آموزشوپرورش بهجای جذب افراد جوان، تحصیلکرده و توانمند حوزه مهم آموزشی را در طبق اخلاص برای بازنشستگانی که ۳۰ سال کارکردند، شاید دیگر انگیزهای برای تدریس ندارند و فقط برای مسائل اقتصادی اضافه تدریس را پذیرفتند یا کارمندان سایر ادارات، قرار داده است.
تدریس عوامل آموزشی در شیفتهای بعدازظهر از راهکارهایی است که در همدان برای خالی نماندن کلاسهای درس دانشآموزان در نظر گرفتهشده است اما آیا افراد پس از هشت ساعت کار اداری توانایی، انرژی و شرایط روحی حضور در کلاس و تدریس به دانشآموزان پرانرژی رادارند؟
|