در سالهای پیشین، این مناسبت اغلب با همایشها، تقدیرنامهها و شعارهای متعدد سپری میشد؛ رویدادهای تکراری با قالبهای مشابه با پیگیری اهداف تکراری با پیامهای شادباش و خدا قوت و خسته نباشید ..... رویدادهای دورهمی که جای نشستهای کارشناسی تحلیل رفتارهای حرفهای یا غیرحرفهای روابط برخی عمومیها را میگرفت .
اما امروز، در سال ۱۴۰۵ و در سایه شرایط خاص اقتصادی و امنیتی کشور، ایستادن در این نقطه زمانی؛ دیگر مجالی برای تبریکهای صوری باقی نگذاشته است و شرایط بغرنج ارتباط روابط عمومی با رسانهها میطلبد که کمی جدیتر این جایگاه را به میدان تحلیل دعوت کنیم.
در همین ابتدای مطلب دست همه زحمتکشان این حوزه را میفشاریم و روزشان را گرامی میداریم و برای آنها روزهایی لبریز از اجرای پروژههای هدفمند در مسیر توسعه آرزومندیم و از آنها رخصت میخواهیم تا با نگاهی تحلیلگرانهتر از چرایی کمرنگ شدن نقش برخی و البته باز هم تأکید میکنیم برخی روابط عمومیها در انعکاس درست عملکرد سازمانها نهادها و دستگاههای اجرایی در ارتباط با رسانهها سخن بگوییم . بحران هویت صلب اختیار و نداشتن ساختار مستقل
به گزارش همدان پیام، این روزها در شرایطی زندگی میکنیم که رسانهها تحت فشار شدید تورم و کاهش قدرت خرید مخاطبان هستند و در سوی دیگر، نهاد روابط عمومی در بدنه اداری استان همدان، بیش از هر زمان دیگری گویا دچار بحران هویت سلب اختیار و نداشتن ساختار مستقل شده است.
این گزارش تحلیلی، حاصل گفتگوهای متعدد با کارشناسان رسانه، مدیران دستگاههای اجرایی و گلایههای مستقیم خبرنگاران است که معتقدند برخی از روابط عمومیها به جای آنکه پل ارتباطی و سپر حفاظتی سازمان باشند، در حال تبدیل شدن به یک کارمند معمولی منفعل و در سکوت هستند .
طبق آمار، ۱۵۰روابط عمومی بخش دولتی در استان همدان به استثنا نهادهایی مانند کمیته امداد، بنیاد مسکن و بانکها که ساختار مدیریت متمرکز و مجزایی دارند، الگوی نگرانکنندهای به چشم میخورد و آن هم تغییرات مداوم و جابهجاییهای بیهدف و نبودن ساختار مستقل برای روابط عمومی ادارات است . پرسش اساسی از مدیران برخی دستگاههای اجرایی که نقش کلیدی در حمایت از رسانهها دارند این است که اگر تغییرات در راستای بهبود عملکرد باشد که هیچ اما وقتی دراین مسیر نیست، چرا رسانهها به عنوان ذینفعان اصلی، از جابهجایی مدیران روابط عمومیِ کارآمد و حرفهای گلایهمندند؟
واقعیت تلخ این است که سالیان سال است شاهد آنیم که البته در برخی از دستگاههای اجرایی استان، جایگاه روابط عمومی به جای آنکه یک تخصص راهبردی باشد، به جایگاهی برای نزدیکان مدیر یا تبعیدگاهی برای منتقدان داخلی تبدیل شده است.
وقتی یک مدیر روابط عمومی مسلط به الفبای رسانه و با سابقه تعامل سازنده، پس از سالها تلاش برای شفافسازی، ناگهان جای خود را به فردی ناآشنا با اتمسفر رسانه میدهد، کل زنجیره اعتماد میان عملکرد مدیران و انعکاس آن برای مردم از هم میپاشد.این ناپایداری شغلی، نه تنها باعث فرار نیروهای متخصص میشود، بلکه پیامی منفی به بدنه رسانه استان مخابره میکند که حرفهایگری دراین مسیر در برخی موارد ندارد.
بنبست اعتبار و اختیار
یکی از بزرگترین بهانههای روابط عمومیها برای حمایت نکردن از رسانهها، نبود اعتبار و بودجه کافی است. اما تحلیل دقیق کارشناسان نشان میدهد که مشکل فراتر از پول است؛ مشکل در ارائه ندادن برنامه کاری مدون به مدیران است. بسیاری از روابط عمومیها مدعیاند که نه اختیار دارند و نه بودجه، در اینجا باید پرسید، اگر به شما نه اختیار و نه اعتبار مالی برای همکاری با رسانهها نمیدهند، اصلاً در بدنه روابط عمومی آن سازمان چه میکنید؟ چرا با جدیت پیگیر نمیشوید تا دریابید دلیل اینکه ساختار اداری، وجود روابط عمومی را جدی نمیگیرد، چیست؟
اینجا پاسخ را باید در اعتماد مدیر هم جستوجو کرد زیرا تا زمانی که مدیر کل، خود را زبدهتر از کارشناس روابط عمومی بداند و به جای مشورت، دستور صادر کند، روابط عمومی از یک نهاد راهبردی به یک اپراتور عکاسی یا مسئول پذیرایی و رپرتاژ بده به برخی رسانهها تقلیل مییابد.
روابط عمومی باید با ارائه برنامههای علمی و دقیق و البته با قابلیت اجرا در همان ابتدای سال، مدیر را متقاعد کند که هزینه در رسانه، سرمایهگذاری برای امنیت روانی جامعه و کاهش هزینههای بحران است، نه یک خرج اضافه.
اگر روابط عمومی نتواند با ارائه برنامه کاری شفاف، اعتبار لازم را از مدیر برای همکاری با رسانه بگیرد، تقصیر از جای دیگری است، نه جیب خالی سازمان.
آسیب دیگری که کمر عدالت رسانهای را در استان شکسته، همکاری یکجانبه برخی نهادها و سازمانها و ادارات با تنها یک خبرنگار یا یک رسانه خاص، به صورت کپی رایتی و میرزا نویسی است . برخی روابط عمومیها برای فرار از پاسخگویی به خیل عظیم خبرنگاران مطالبهگر، به دامن یک خبرنگار و رسانه خاص پناه میبرند و تمام اعتبار و اخبار را به همان جهت هدایت میکنند.این رفتار غیرحرفهای، نه تنها باعث همراهی سایر رسانهها نمیشود، بلکه لشکری از منتقدان را علیه سازمان میشوراند.
روابط عمومی موفق، نهادی است که بتواند طیف گستردهای از رسانهها را با خود همراه کند، نهاینکه با تبعیض رسانهای، شکافهای موجود را عمیقتر سازد. وقتی روابط عمومی فقط با یک نفر کار میکند، عملاً خود را از مسئولیتهای ارتباطی با جامعه و سایر رسانهها جدا میداند و این یعنی پایان کارکرد واقعی این نهاد.
از سوی دیگر در استان همدان، حدود ۱۰ واحد بزرگ بخش خصوصی فعالیت میکنند که جایگاه روابط عمومی در آنها با یک انحراف ساختاری بزرگ مواجه است. دراین بخش، روابط عمومی عملا حذف شده و جای خود را به بازاریاب داده است.این یعنی فروکاستن شأن ارتباطات به سطح فروش کالا.اینایراد بزرگ ساختاری باعث شده تا در لحظات بحرانی،این واحدها فاقد قدرت تحلیل افکار عمومی باشند و تنها با نگاه مادی و سودآور به رسانه بنگرند. وقتی هدف فقط فروش باشد، هیچ فضایی برای گفتوگوی دوطرفه و شفافیت باقی نمیماند. تیر خلاص بر پیکر رسانهها با حذف اشتراک و لغو نشستها
در ماههای اخیر که شرایط اقتصادی کشور و هزینههای چاپ و کاغذ، کمر رسانههای مکتوب را خم کرده است، انتظار میرفت روابط عمومیها به عنوان یار دوازدهم رسانه عمل کنند. اما شاهد یک رفتار غیرحرفهای از برخی روابط عمومیها در راستای حذف اشتراک روزنامهها به بهانه مدیریت هزینه سازمانشان هستیم . برخی از ادارات به بهانه صرفهجویی، نشستهای خبری را تعطیل و اشتراک روزنامهها را کم یا قطع کردهاند که این خود عاملی برای به نمایش گذاشتن ضعف عملکرد روابط عمومی است .
این در حالی است که در شرایط حساس فعلی، رسانهها خط مقدم مقابله با جنگ نرم و ناامیدی هستند. حذف اشتراک روزنامههای محلی توسط یک اداره دولتی، شاید رقم ناچیزی از بودجه آن سازمان را حفظ کند، اما ضربهای جبرانناپذیر به استقلال و حیات فرهنگی استان میزند.این اقدام نشاندهنده درک نادرست مدیران از نقش رسانه در مدیریت افکار عمومی است.
نظر مشترک کارشناسان رسانه و خبرنگاران باسابقه این است که روابط عمومی باید مستقل باشد . تا زمانی که روابط عمومی دارای استقلال عمل نباشد، قدرت مانور نخواهد داشت. ساختار روابط عمومی باید به گونهای بازنگری شود که شخص نخست سازمان، اعتماد مطلق به آن داشته باشد. پیوند مستقیم میان رئیس سازمان و مدیر روابط عمومی میتواند بدنه راهبردی سازمان را ترمیم کرده و از اتخاذ تصمیمات ضد رسانهای جلوگیری کند. کوتاه سخن آن که ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، باید نقطه عطفی برای بازنگری در رفتار مدیران استان همدان با روابط عمومیها با هدف توسعه روابط مطقی با رسانهها باشد. روابط عمومیِ بدون اختیار و بدون برنامه، چیزی جز یک هزینه بیهوده بر دوش بیتالمال نیست.
اگر قرار است توسعهای در استان اتفاق بیفتد،این توسعه از معبر ارتباطات حرفهای میگذرد. مدیرانی که امروز با قطع اشتراک روزنامهها و لغو نشستهای خبری، به خیال خود در حال صرفهجویی هستند، در واقع در حال بریدن شاخهای هستند که خود بر آن نشستهاند.
امروز، روابط عمومیها باید همت کنند؛ برنامه بخواهند، اعتبار جذب کنند و با نگاهی حمایتی، در کنار رسانههایی بایستند که در این روزهای سخت، تنها پناهگاه افکار عمومی هستند. امروز که روز روابط عمومیها است باید گفت مدیران و مسئولان در دستگاههای اجرایی دولتی و بخش خصوصی روابط عمومی را جدی بگیرید، پیش از آنکه سکوت رسانهها، هزینههای سنگینتری بر مدیریت شما تحمیل کند. روز روابط عمومی، روز بازنگری در اعتماد است، نه روز برنامههای تکراری ...
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.