ttttt1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 11 مرداد 1405

کد خبر : 109780
 
جویندگان طلا و هویت همدان
تاریخ خبر : 1399-04-11
نویسنده : روح ا... صالحی
     
 
 
     
متن خبر :


 این روزها باید شبیه جویندگان طلا، اخبار را الک کرد و ناب‌هایش را برداشت و پی برد مسیر حرکت بقیه چه شکلی است. شاید نیاز باشد به ناخدا بگویی چند گره دریایی سکان را بچرخاند تا به نقشه گنج دست پیدا کنیم. یکی از همین اخبار الک شده، انتقال مقبره شاعره نامدار، پروین اعتصامی از قم به تبریز است. شهرداری تبریز دریافته که در بخش گردشگری فرهنگی می‌تواند روی نام‌های بزرگ مانور بدهد. کاری که اتفاقاً همدانی‌ها نه‌تنها بلد نیستند حتی به بهانه ساخت پارک مقبره‌ها را چمن‌پوش می‌کنند.
چند وقت پیش، تصویری دست به دست شد که نشان می‌داد مقبره پروین اعتصامی به حجره مسائل شرعی تبدیل شده است و این بهترین بهانه برای شهرداری تبریز شد که بر غنای مقبره الشعرا بیفزاید که آرامگاه بیش از 400 شاعر را در خود جای داده است از حکیم اسدی طوسی گرفته تا استاد شهریار و همین سبب شده جاذبه گردشگری و هویتی بکری ایجاد کنند.
ساده‌ترین تعریفی که می‌توان از هویت ارائه کرد این است که هویت، شناسنامه معنوی افراد به‌شمار می‌رود. بسیار دیده‌ایم که افراد خودشان را با فامیل، طایفه، شهر و... معرفی می‌کنند و این یک حس بودن، آرامش و پشت گرمی به افراد می‌دهد.
در روانشناسی مدرن 2 دسته آدم داریم: حماسی و تراژیک؛ حماسی‌ها مدام هویت خود را در گذشته و آشنایان جست‌وجو می‌کنند و حتی در حالت افراطی پشت آن قایم می‌شوند. این افراد به‌تنهایی نمی‌توانند زندگی کنند. یکی از کارکردهای مراسم ختم مردگان همین است که به صاحب عزا بگویند ببین تنها نیستی و ما جای خالی عزیز درگذشته‌ات را پر می‌کنیم و پشتت هستیم که نترسی از خم شدن و شکستن...
 تراژیک‌ها اما در نقطه مقابل حماسی‌ها زیست می‌کنند و به‌تنهایی مفرط آدم عصر معاصر باور دارند. تفکری برآمده از جنگ جهانی دوم و خرابی و آشفتگی پس از آن زمینه‌ای شد که افراد به لاک تنهایی بروند و بیشتر با ذهنیت زندگی کنند مکاتبی مثل ابزورد، اکپرسیونیست و... برآمده از همین رویکرد است که می‌گوید هیچ‌کس و هیچ گذشته‌ای به درد اکنون فرد نمی‌خورد و خودش باید جهانش را بسازد یا واگذارد.
ایرانی‌ها با وجود تجربه یک حمله و جنگ نابرابر اما همچنان به غنایی و حماسی معروف‌اند. هرچند در ادبیات 2 دهه گذشته، کمتر شاهد رجزخوانی و بحرطویل و حماسه هستیم اما همچنان هویت ما بر پایه حماسی استوار است، هرچند این حماسه در بعضی موارد دست و پا گیر است و یک مشاجره کوچک را تبدیل به نزاع طایفه‌ای و دسته‌جمعی می‌کند اما می‌تواند با هدایت درست، در بُعد اکوتوریسم و به‌ویژه گردشگر فرهنگی بسیار به کار بیاید.
امروزه گردشگری بر پایه ابنیه تاریخی طرفداران خاص خودش را می‌طلبد و برای عموم جنبه یکبار مصرف دارد، اما آئین‌ها، رسوم نمایشی و ... عجیب جذاب هستند و شهرهایی برگ برنده را دارند که در کنار حفظ و مرمت آثار تاریخی به تنوع جاذبه‌های فرهنگی و ملموس و غیر ملموس توجه می‌کنند.
آدم‌های سرشناس و فرهیخته بهترین ابزار برای الگوگزینی و تبدیل به نخ نامرئی اتصال جامعه به یکدیگر هستند که نبود تداوم در برگزاری همایش‌های عالمان فرزانه نهاوند و تعریف‌نکردن راهکار عملی برای معرفی بزرگان نهاوندی سبب شده است عملا نتیجه مطلوب را شاهد نباشیم.
در روسیه 7 خانه فرهنگی به‌نام آنتوان چخوف نویسنده نامدار روس در حال محافظت است آن هم به واسطه حضور کم و کوتاه چخوف؛ در اروپا نیز خانه شکسپیر، دیکنز، همینگوی، ویرجینیا وولف و... همچنان پا برجا هستند برعکس ما که حتی خانه نیما یوشیج را به زور طومار و درخواست از رئیس جمهور سرپا نگه داشتیم. بماند که انگلیسی‌ها حتی آخرین آدامس الکس فرگوسن کنار زمین فوتبال را به موزه می‌سپارند و ما اشیای هنرمندان را باید در خیابان اکباتان معامله کنیم.
اینکه ایرانی مرده‌پرست هستند نباید مانع الگو گزینی‌های منطقی باشد. کافیست از نوجوان‌ها بپرسیم الگوی شما از بین فرهیختگان همدانی کیست، به جز بوعلی و باباطاهر گزینه دیگری هست؟ رسیدن به نام‌ها و اگوهای زنده نشانه خوبی برای تعیین درصد موفیقت مدیریت شهری است که هدفش مدیریت صرف ساختمان‌ها و پیادهروها نیست و زیست فکری بیشتر بها می‌دهد.
نصب کاشی‌های ماندگار سردر خانه فرهیختگان اقدام خوبی است و می‌شود در همدان هم اجراییش کرد. این حرکت را تمرینی فرض کرد که به بزرگان به چشم هویت نگاه کنیم نه صرفا ابزاری برای برگزاری همایش‌ها و عکس‌های یادگاری، اتفاقی که مثلا در نهاوند بدون نتیجه سال‌هاست که تکرار می‌شود و تمامی ندارد 7 همایش نهاوندشناسی، 2 دوره همایش شناخت توانایی‌های فرهنگی و هنری نهاوند، 7 دوره بزرگداشت عالمان و فرهیختگان نهاوندی، یک دوره همایش گردشگری اما همچنان در حوزه ایجاد هویت و الگوگزینی دچار اشکال اساسی و گسست عجیب فرهنگی است.
پس از بزرگداشت شهید حیدری نخستین نماینده مردم نهاوند در مجلس شورای اسلامی قرار بر بازسازی مرقد ایشان بود که امکان دسترسی مردم به مزار ایشان سهولت پیدا کند اما اتفاق خاصی نیفتاد. پس از 4سال که از برگزاری همایش بزرگداشت عبدالملکیان هنوز برای جاگذاری سردیس ایشان جانمایی اتفاق نیوفتاده است. از همایش نهاوندشناسی هم که فقط در مجله فرهنگان و نوشتاری می‌توان چیزی پیدا کرد.
ایوب آقاخانی نویسنده به‌نام تبریزی در آئین اختتامیه جشنواره نمایش‌نامه نویسی که به‌نام خودش برگزار شد، گفت: خوشحالم که تبریز آغازگر جریان ستودن زندگان پویاست...» آن‌ها یاد گرفته‌اند در که دل به رودخانه پر از تمساح بی‌پولی، ترحیم و... بزنند و دست به پشتوانه‌سازی بزنند و از رسم غلط زیرآب زدن و حذف نخبگان دست بردارند.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.