من زنی هستم با پرسشهای فراوان از خود و چگونگی خودم. به واقع تکتک روزهای من با اندیشیدن به خودم؛ هویت و جایگاهم در زندگی به پایان میرسند. احساسات و افکاری از مفید بودن یا نبودنم در زندگی؛ ارزشمند بودن و احساس رضایتمندی در زندگی، دغدغه انتخابهای درست یا نادرست؛ رفتارهای صحیح یا غلط در مواجه با دیگران و چالشهای پیشرو.
زنان پر از احساسات و البته سوالات بیشمار از کیستی و چیستی هویت خود درک و معنای خاص از زندگی هستند و تمام این احساسات و معانی در برخورد با جامعهای که در آن به سر میبرند به خود رنگ میگیرد. گاهی سرشار از احساس شاد مادر بودن، همسر بودن و قرار داشتن در جایگاهی که مختص به آنها است اما گاهی خسته، غمگین و خشمگین از فشارهای زندگی زنانه. فشارهایی که جامعه مردسالار به زنان وارد میآورد. جامعهای که از یکسو به زن گوش زد کرده که باید طبق ارزشها و تعاریف من باشد، اگر نه جایگاهی ندارد و وجودش مایه زحمت و هزینه است و از سوی دیگر میشنود و حس میکند صدایی را که میگوید خودت باش موجودی دوست داشتنی، مهم، ارزشمند و مستحق تجربه و درک والاترینها. انگار از سکون همیشگی خسته است و باید کاری کرد. چهار دیواری زندگی که در آن محصور شده و روزهای به شکل دردآوری تکرارشونده که سرانجامیجز رخوت ندارد، او را با سوالات و چالشهای فراوانی مواجه کرده است.
سوالاتی از این دست نه فقط من، بلکه بسیاری از زنان برآمده از محیطهای کوچک را به خود مشغول کرده است. احساس نیاز به کسب مهارتهای لازم برای طی مسیر و فرصت به غایت سریع تمام شونده زندگی زنان را بسیار در تنگنا قرار داده است.
ارزشها و فرهنگ مردسالاری که تمام احساس ارزشمند بودن زن را به مادر بودن، زیبا دیده شدن ومدیریت خانه میدهد. انگار جایی برای خود زن و خواستههایش در نظر نگرفته است. آنقدر در اعماق وجودش رضایت و شاد کردن دیگران رسوخ کرده که کاملاً خود را فراموش کرده است. مدام با پیام مهم و نقشآفرین بودن زن در جامعه مواجه بوده است اما این پیام برای زنان واقعی نیست چون این پیام را احساس وتجربه نکرده است. نتیجه تمام روزهای در خانه بودن و نداشتن برنامه و هدف برای خودش، عمری افسردگی و خستگی است. کسی که قرار بود باعث شادی و امنیت خود و خانواده باشد حالا هر روز بیشتر و بیشتر ناشاد و تهی از هر آرزو و هدفی است. او خود را به شدت وابسته و کسالتآور میبیند. انگار حتی برای سایرین هم فرد جذاب و دوست داشتنی نیست. اما چرا؟ سوالی که هر شب و هر روز در درونش نجوا میکند. زندگی که فقط یکبار در اختیار او است به راحتی بدون ذرهای احساس مفید بودن گذشت. حتی کارآمدی ملموسی هم باید برای خانه و خانواده نداشت. در آخر الگوی والد سالمی را هم در شخصیت فرزندان به جا نخواهد گذاشت. نگاهی به عقب و روزهایی که گذشت نشان از باورها و آموزههای غلط ضبط شده در او میدهد و همچنین نشان از عدم آگاهی از حقوق و وظایف خود؛ تصور عدم توانمندی برای گذراندن زندگی سالم و همراه با آرامش در کنار دیگران را دارد.
زنی که توان ابراز سالم خود و هویتش را ندارد؛ امکان سازنده بودن و مبدع بودن ندارد ؛ به آگاهی ازحقوق خود نرسیده است، چگونه میتواند در قامت زنی محکم، سالم به لحاظ روحی وروانی، فعال، هدفمند، با اعتماد به نفس که بدون شک لازمه هر جامعهای برای رشد و سالم بودن است، ظاهر شود. بسیار دردآور است که فقط به خاطر نداشتن مهارتهای فردی، ارتباطی واجتماعی حق داشتن یک زندگی پویا، شاد و پر از هیجانِ تجربههای جدید و سازنده را از دست بدهد.
نکته قابل توجه اینکه زنان و دختران در شهرهای کوچک با مهارتهای اجتماعی پایین و متعاقباً اعتماد به نفس و عزت نفس پایین بیشتردر معرض مشکلات فردی و اجتماعی از جمله خودکشی، فرار از خانه، قتلهای ناموسی، عدم پذیرش ظاهر، طلاق، ارتباطات ناسالم و نافرجام عاطفی و... قرارمیگیرند. نگاهی به آمار و ارقام منتشره از سوی سازمانها و ارگانهای مربوطه گواهی براین مدعاست.
بر اساس آماری که از سوی معاون پزشکی و آزمایشگاهی سازمان بهداشتی قانونی منتشر شده است آمار خودکشی در سال 1398 پنج هزارو 143مورد اعلام شده است که نسبت به سال قبل بیش از 8 درصد افزایش داشته است. از این تعداد 1517مورد مربوط به زنان بوده است. بر اساس آمارهای منتشره و به دلایل متعددی هر روز شاهد افزایش آمار فرار از خانه دختران هستیم که بیشترین آمار در سنین بین 14تا 18 سال است. بر اساس آمارها در سال 1395 5 هزار و 38 مورد فرار از خانه به اورژانس اجتماعی اطلاع داده شده است. بر اساس آمارهای منتشره از سوی ارگانهای ذیربط سالانه بین 375 تا 450 مورد قتل ناموسی در کشور وجود دارد.
نکته دیگر اینکه هر چقدر زنان بیشتر در معرض این مشکلات و تا حد زیادی عدم حمایت از سوی جامعه قرار گیرند اعتماد به نفس خود را بیشتر از دست میدهند در نتیجه چرخه معیوبی از عوامل مخرب و تقویت کننده یکدیگرشکل میگیرد. در نتیجه هر چه بیشتر نقش پررنگ جامعه و سازمانهای ذیربط دراین خصوص به چشم میخورد و نیازمند تلاش مستمر سازمانها، ارگانها و افراد متخصص خواهیم بود. زنانی که تمایل دارند در مقابل دیگران کمتر ضعف از خود نشان دهند و بتوانند هر آنچه را که واقعاً در آن توانمند هستند و بدون ترس از تمسخر ابراز کنند.
به نظر میرسد وجود کارگاههای کارآفرینی وبحث استارتآپها در شهرستانها احساس میشود. در این دورهها آموزشهایی مثل اعتماد به نفس، ریسکپذیری، مهارت ابراز وجود و از این دست برای دخترها و زنان در نظر بگیریم که نگرش توجه به خود را تقویت کنند. اگر قرار است کارمند باشند کارمند خلاقی باشند، اگر حتی میخواهند هیچ کاری نکنند هم باید در منزل خود خالق باشند و قدرت اعتماد به نفس و ابراز وجود را داشته باشند که اینها هم ویژگیهای مهارتی زندگی است.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.