ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 117472
 
حرف و شعار شده معیار ارزش‌گذاری‌های ما
تاریخ خبر : 1400-02-19
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
   
     
متن خبر :

قیمت‌های مریوط به هر آنچه که مایحتاج عمومی و مخارج زندگی است، در جامعه ما شاید بیشتر از بسیاری کشور‌ها با شیب تندتری رو به افزایش است و به خصوص اینکه در چند سال اخیر افزایش قیمت‌ها به دور از تمام تصور‌ها و به طرز کمرشکنی خودنمایی کرده است.
معمولاً در حیات اجتماعی که در محور قوانین و مقررات تدوین شده می‌چرخد، برای هر تغییر و تحول و جهش غیرعادی علت و معلولی از دیدگاه‌های مختلف خاص‌وعام مطرح می‌شود و برای دگرگونی‌های  نامتعارف حوزه اقتصادی و قیمت‌های مرتبط با آن در کشورمان نیز دلایل مختلفی مطرح است که از آن جمله شرایط سیاسی و تحریم‌های همه‌جانبه دولت زورگوی آمریکا بر علیه مردم ایران و همچنین همه‌گیری جهانی و پایان‌ناپذیر کرونا می‌باشد.
بنابراین اگر تحریم‌ها و سونامی ویرانگر کرونا مسبب تمام سختی‌ها و کمبود‌ها و رکود شدید اقتصادی در کشور ما و یا هر کشور دیگر باشد باید حالا‌حالا‌ها بنشینیم و منتظر بمانیم تا کرونا تمام شود و آرامش به دنیا برگردد و یا چرخشی 180 درجه ای در سیاست‌های خصمانه دولت‌های آمریکایی علیه کشور و ملت ایران ایجاد شود و زنجیر تحریم‌ها پاره شود و کشتی‌های پر از کالا و رونق اقتصادی از سراسر دنیا به سمت بنادر و باراندازهای پیرامونی کشورمان سرازیر شوند.
یعنی اینکه بر اثر دشمنی‌ها و بلایی که اشاره شد، کمبود کالاهای گوناگون از مواد اولیه تا مصرفی و سرمایه‌ای و اجناس لوکس و تزئینی و لوازم خانگی و زیورآلات زنانه و طلا و ارز و زمین و مسکن و همه و همه از دسترس مردم خارج شده و کشور در تنگنا قرار گرفته و در نتیجه آن همه قیمت‌ها روزبه‌روز بالا و بالاتر رفته و می‌رود و چاره کار هم رفع تحریم‌ها و بازگشت آرامش بعد از طوفان کرونا به جامعه می‌باشد. اما قضیه به همین جا ختم نمی‌شود و گویا مشکلات اقتصادی جامعه ایرانی را از زوایه دیگری هم می‌شود به تماشا نشست و برای تماشای چنین چشم‌انداز‌های تاریک و روشن باید کاملا احساسی بود و احساسی اندیشیه کرد.!
موضوع این است که چند هفته‌ای است داستان قدیمی برجام و برجام‌سازانی با عنوان 4+1 بعد از یک وقفه حدود 2 ساله به علت بدعهدی و پیمان‌شکنی آمریکا، دوباره به جریان افتاده و زمزمه احتمال شکسته شدن سد تحریم‌های اقتصادی، ساختار احساسی اقتصادی کشورمان را به لرزه در آورده است، بدون اینکه هنوز اتفاقی افتاده باشد و کشتی‌های نجات‌بخش از این‌سو و آن‌سوی جهان به سمت بنادر ایران روانه شده باشند.
در همین مدت و چند جلسه مشترک سیاستمداران 4+1 و بحث‌های بشود یا نشود به یکباره قیمت دلار آزاد از بالای 25 هزار تومان در بازار ایران به حدود 20 هزار تومان و کمتر کاهش قیمت یافت، بدون اینکه معاملات ارزی بین بانک‌های بین‌المللی با بانک‌های ایرانی صورت گرفته باشد. در چند هفته اخیر که احتمال می‌رود چراغ‌های سفید بر جام کریدور‌های اقتصادی کشورمان را روشن کند، قیمت طلای 18 عیار از حدود گرمی یک میلیون و 150 هزار تومان به زیر 900 هزار تومان سقوط کرد بدون اینکه محموله‌های جدید شمش‌های طلا به زرگرخانه‌های ایرانی تحویل شود و همزمان بسیاری معاملات ملک نظیر خانه و زمین و مغازه در شهرهای بزرگ تقریباً به حالت رکود رفته است، بدون اینکه طول و عرض کشورمان به سطح دوران قبل از قاجاریه و شاهزاده‌های بی‌کفایت قاجاری و اسلاف بعدی آن اعاده گردد.
بنابراین به این نتیجه اخلاقی می‌رسیم که ما مردم بیشتر بنده باور‌های احساسی و برخی محاسبه‌های غلط اقتصادی خود هستیم. ما مزاج خود را آن‌چنان بد عادت داده ایم که با یک مویز گرمی‌مان می‌شود و با یک غوره سردیمان!
باید هزاران حسابدان و ریاضیدان و حسابدار متخصص بنشینند و چند سال جمع و تفریق و ضرب و تقسیم کنند و صورت وضعیت تنظیم کنند که این مردم و این کشور حداقل در همین دوسالی که حرف و شعار‌های سیاسی در کشورمان جای معادله نویسی‌های درست اقتصادی را پرکرده است، چقدر زیان داده ایم! چه زندگی‌های امیدواری که بر اثر برنامه‌نویسی‌های احساسی در اقتصاد ریز و درشت جامعه و غلط از آب در آمدن حساب و کتاب‌های خانوادگی، از هم پاشیده اند! چه واحد‌های تولیدی پررونقی که به علت احتکار مواد اولیه توسط سرمایه‌داران زالو سیرت به طمع سود‌آوری بیشتر، داغان شده و کارگران آن بیکار شده‌اند و چه و چه و چه ترکه‌های تری که به خاطر بداندیشی‌های ریاضیات به کف پاهایمان فرود آمده است !!!

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.