|
۱- با آمدن سال ۱۴۰۱ قرن جدیدی آغاز و قرن قبلی پایان مییابد، اتفاقی که بیشتر در برنامهریزیها به ویژه در پیگیری امور توسعه اهمیت دارد.
زیرا زمانبندی و توجه به زمان در برنامههای توسعه یک ضرورت بوده و برنامهای موفق است که در زمان تعیین شده به سرانجام برسد.
۲- به لحاظ مردمشناسی ایرانیان را مردمانی میدانند که چندان در قید زمان نیستند و ارزش زمان برای آنها هنوز اثبات نشده است.
البته در شعر و ضربالمثل و فرهنگ شفاهی و کتبی زمان طلا است، اما در عمل چنین نیست و زمان به راحتی از دست میرود و کسی هم برای از دست رفتن آن ناراحت نیست.
۳- در توسعه اگر به زمان توجه نشود، عقبماندگی و دستنیافتن به نتایج مورد نظر نتیجه کار خواهد شد.
اتفاقی که اکنون برای سند چشمانداز افتاده و بسیاری از اتفاقات پیشبینی شده در آن در زمان مقرر دستیافتنی نیست و به این لحاظ کشور نیازمند سند چشمانداز جدیدی است.
۴- قرن گذشته، قرن سختی برای ملت ایران بود قرنی که ابتدای آن با قحطی و جنگ و تجاوز آغاز شد و انتهای آن با فشار اقتصادی و وضعیت معیشتی سخت و مشکلات همراه شد.
ملت ایران در این قرن با تمام سختیها همواره کنار هم بوده و در دفاع از تمامیت ارضی، استقلال کشور و ارزشها و آرمانها فداکارانه ایثارگری کردند.
۵- وقوع انقلاب اسلامی در قرن گذشته مهمترین اتفاق سیاسی است که حق تعیین سرنوشت را به ملت بازگرداند و مسیر حرکت ملت ایران را به سوی سربلندی و اقتدار تغییر داد.
اتفاقی که ملت را در تمامی تحولات دخیل کرد و با مقاومت ملت در دفاع مقدس و دیگر تحولات پیروزی را نصیب ملت ایران کرد و ایران را به کانون امید آزادگان جهان تبدیل کرد.
۶- راهی که ملت ایران با پیروزی انقلاب در قرن گذشته آغاز کرد با برنامهریزی باید در قرن جدید به هدف برسد.
اهدافی که در رأس آن پیشرفت و توسعه همراه با معنویت و حفظ ارزشها و آرمانها قرار دارد و برنامهها و سیاستهای کلان نظام همچون گام دوم انقلاب برای دستیابی به این اهداف طراحی شده است.
۷- با توجه به پیشبینیها قرن جدید قرن شکوفایی هرچه بیشتر کشور در تمامی حوزهها و برخورداری ملت از نتایج این شکوفایی است.
با این اوصاف در استان نیز باید به گونهای برنامهریزی شود تا قرن جدید به لحاظ روانی محرک توسعه و پیشبرنده برنامهها و تسریعبخش توسعه باشد.
|