|
غزل اسلامي
آسيبي که دلالهاي مسکن به قيمت ملک در همدان ميزنند تورم نميزند.
پس از دوره رونق بههمراه تورم که از سال 97 آغاز شد و خرداد 98 به پايان رسيد، دوباره افزايش قيمت مسکن از آذرماه 98 آغاز شد و تاکنون هم ادامه داشته است. اما در اين دوره ظاهرا وضعيت مسکن کمي متفاوت است؛ خريدار هست و فروشنده نيست. املاکيها هم در اين وضعيت بههمريخته بهدنبال منفعت شخصي خود هستند.
در اين دوره نهتنها قيمتها هر روز و هر هفته تغيير ميکند که قيمت آن توسط فروشنده تعيين ميشود و نه بنگاههاي معاملاتي. بنابراين آنچه بسيار ديده ميشود پشيماني فروشندهها است.
در اين شرايط بسياري از بنگاهداران در نبود نظارت، از وضعيت بهوجود آمده و شرايط همدان در بخش زمين، سوءاستفاده کرده و دست به گريبان روشهاي مختلف تا جاييکه ميتوانند بازارگرمي ميکنند تا يا معامله با هر قيمت ممکن جوش بخورد و يا به هر شکلي پولي گير آنها بيايد!
يکي از همشهريان ميگفت: يک خانه ويلايي داريم که مدتي است قصد فروش آن را دارم. هر وقت خواستم معامله کنم متوجه شدم که مجدد قيمتها بالا رفته و دست نگه داشتم. اما هفته پيش بالاخره قطعي قصد فروش داشتم، به يکي از بنگاهدارها گفتم اگر مشتري هست بياور. او قيمت خانه را از 2 ميليارد و 300 ميليون تومان گرفت که من قبول نکردم. طبق معمول مرتب روي سر مال ميزد. آنقدر سر مال زد و گفت مشتري نيست و مرا تحت فشار روحي گذاشت که گفتم شما يک مشتري خوب بياور من هم به شما شيريني جداگانهاي ميدهم. بالاخره فرداي آن روز زنگ زد و مرا هر طور شده به 2 ميليارد و 750 ميليون راضي کرد. اصرار کرد که بدون سند نيا. من هم عصر همان روز با سند رفتم، خلاصه تحت فشارهايي که ممکن است خيليها با آن مواجه شده باشند، با خريدار قولنامهاي نوشتيم و قرار شد بقيه وراث هم فرداي آن روز براي امضا بيايند. آنها همه اختيار فروش را به من داده بودند، چون نه در جريان قيمتها بودند و نه کاري با فروش داشتند. اما همان شب متوجه شدم که خانهام را خيلي ارزان دادهام و آپارتمانهايي که تا 2 هفته پيش ميتوانستم با سهم پولم بخرم ديگر نميتوانم. زنگ زدم به چند کارشناس و فعال مسکن قيمت پرسيدم همه قيمتهاي بالاتري روي ملک گذاشتند و گفتند براي فروش فعلا دست نگهدار چون دوباره بهشدت گران ميشود. اين شد که صبح زنگ زدم و گفتم که از فروش پشيمان شدهايم. اما بنگاهدار زير بار نرفت! حتي برخوردهاي بدي کرد و مرا تهديد کرد که من سند را نميدهم و برو با مأمور بيا! پس از چند بار برو و بيا متوجه شدم بنگاهدار پولي ميخواهد تا قولنامه را فسخ کند. بهخاطر همين براي اينکه در جريان امور قرار بگيرم با وکيل مسکن صحبت کردم. او گفت: اين قولنامه غيرقانوني نوشته شده و بقيه وراث ميتوانند از دست شما و بنگاه مسکن شکايت کنند. بنگاهدار نبايد چنين قراردادي براي شما مينوشت و حتما بايد همه وراث هنگام نوشتن قولنامه حضور داشته و امضا ميکردند. او راهکارهاي قانوني را براي فسخ قولنامهاي که ارزش چنداني نداشت را نشان داد و متوجه شدم که تحت هيچ شرايطي حتي ريالي بابت نوشتن قولنامه هم به بنگاهدار نميرسد. خريدار هم که تمايلي به فسخ قولنامه نداشت اما مشخص بود که چون ما ناراضي هستيم او هم کوتاه ميآيد اما اصرارش به اين دليل است که شايد بتواند ما را مجاب به معامله بکند که در آخر همين را هم به من گفت. بنگاهدار هم که موقع نوشتن قولنامه سند را از من گرفته و به امانت پيش خودش نگه داشته بود! اما وقتي گفتم سند را بده، گفت اگر سند را ميخواهي با مأمور بيا! وکيل هم به من گفته بود که بنگاهدار بابت سند، خيانت در امانت کرده و شما را گول زده که ملک را ارزان بفروشي؛ بنابراين بهراحتي ميتواني موضوع را پيگيري کني و به نتيجه برسي.
خلاصه من چون قصد نداشتم که پاي پليس را وسط بکشم به اتحاديه مسکن زنگ زدم و از آنها کمک خواستم. آنها هم همين حرفهاي وکيل را به من گفتند و تأکيد کردند که ما به همه املاکيها سپردهايم تا وقتي همه وراث در محل حضور ندارند هيچ نوع قولنامهاي نوشته نشود. بنابراين قولنامه غيرقانوني است و پس از فسخ، ريالي هم بابت حقالزحمه به بنگاهدار تعلق نميگيرد. شما برو با آنها صحبت کن و اگر قبول نکردند همانجا به تلفن من زنگ بزن تا با آنها صحبت کنم. همين هم شد، مجبور شدم در بنگاه به اتحاديه مسکن زنگ بزنم. از قضا با هم آشنا از آب درآمدند و پس از 10 دقيقه صحبت کردن بدون حضور من، بنگاهدار آمد داخل دفتر کارش و گوشي را به من داد. اما پس از اين مکالمه نظر اتحاديه تغيير کرد! پشت خط به من گفت من در جريان کامل نبودم. بهنظر من قرارداد را فسخ کن چون خانه را خيلي ارزان فروختهاي و 5 ميليون تومان سهم يک طرف قرارداد را به بنگاهدار بده، اگر هم نداري چک بده تا بنگاه قرارداد را برايت فسخ کند! ولي حتما قرارداد را فسخ کن چون قيمتها بالاتر از اين ميرود.
از طرفي وقتي خريدار به بنگاه آمد و نيم ساعتي با هم صحبت کرديم و متوجه شد که واقعا از فروش پشيمان شدهايم، چند بار خواست اعلام کند که او هم با فسخ موافق است اما تا بنگاهدار متوجه ميشد اجازه صحبت به او را نميداد و قيمت را بالا ميبرد! جالب اين بود که خريدار هروقت ميخواست بگويد من هزار تومان هم بالاتر از قيمت قولنامه اين خانه را نميخرم، بنگاهدار ميگفت تو کارت نباشه و روبه من ميگفت: با 50 ميليون بالاتر موافقي؟ بنگاهدار قيمت خانه را 50 ميليون 50 ميليون به 3 ميليارد رساند درصورتيکه خريدار بهخاطر مکالمات تلفني که پیش از آن بين ما ردوبدل شده بود با فسخ معامله موافق بود و ديگر قصد خريد نداشت. اما بنگاهدار اجازه فسخ نميداد چون ميدانست اگر خريدار فسخ کند ديگر نميتواند 5 ميليون تومان پول ناحق از ما بگيرد و بگويد تا ندهي قرارداد را فسخ نميکنم! با هزار زور که شده با خريدار خداحافظي کرد و گفت شما برو معامله درحال جوش خوردن است! در پايان وقتي آنها رفتند بنگاهدار روبه من گفت: 5 ميليون بده تا قرارداد را فسخ کنم!»
يکي از شهروندان ديگر هم ميگفت: «چند روز است که دنبال آپارتماني در حدود قيمت 650 هزار تومان در مناطق مرکز شهر و پايينتر ميگردم اما هر بنگاهي ميروم، ميگويند کسي خانه نميفروشد يا ميگويند اگر با اين قيمتها خانه ميخواهي اينطرفها نميتواني پيدا کني! درصورتيکه من وقتي سايت ديوار را ميگردم اصلا اينطور نيست که املاکيها ميگويند. آنها فقط ميخواهند بازارگرمي کنند تا بتوانند ملکها را با قيمتهاي نجومي خريد و فروش کنند و سود ببرند. من زياد خانه خريد و فروش ميکنم، املاکيها هميشه همينطور هستند، وقتي ميخواهيم بفروشيم ميگويند مشتري نيست، بازار راکد است و قيمتها پايين ميآيد. وقتي هم ميخواهيم بخريم ميگويند با اين قيمتها چيزي نداريم. تا چند بار سراغ يک املاکي نرويم نه مشتري و نه ملکي معرفي نميکنند. اين رفتار فقط بهخاطر اين است که ضمن اينکه خريدار و فروشنده را حريص به معامله ميکند هر قيمتي که خودش دلش ميخواهد روي ملک بگذارد، درصورتيکه ابتدا اگر اينها مشاوران املاک هستند نبايد روش دلالانه را در پيش بگيرند، دوم اگر نظارت باشد نميتوانند با مشتري خود چنين برخوردهايي داشته باشند.»
اما همانطور که آمارها نشان ميدهند همدان جزو 5 استان گران است و رفتار املاکيها به گرانتر شدن قيمت ملک در همدان دامن ميزند و موجب ميشود تا قيمت ملک از کنترل خارج شود و استان همدان را با چالشهاي جديتري در آينده مواجه کند. اين درصورتي است که بالاخره بايد ناظراني بالاي سر املاکيها حضور داشته باشند تا آنها نتوانند با اين شدت قيمت ملک را بالا ببرند و يا حتي براي تحويل سند صاحب ملک به او بگويند برو با مأمور بيا!
|