|
اواخر دهه 80 تقریباً 13 - 14 سال پیش هنگامی که در مقطع پیشدانشگاهی بودم همانند سالهای قبل از آن گفته میشد که احتمالاً آخرین سالی است که آزمون کنکور برگزار میشود. با اینحال پس از گذشت چندین سال شاهد این مسأله هستیم که آزمون کنکور سراسری از اواخر هفته گذشته برگزار شده و تا دوشنبه نیز ادامه خواهد داشت.
تولید خودروهای داخلی با کیفیت پایین و قیمت بالا و درکل بازار انحصاری خودرو در کشورمان نیز یکی دیگر از معضلات دهههای گذشته کشورمان به حساب میآید. برخی از آمارهای انتشار یافته در سالهای اخیر از آمار بالای مرگومیر تصادفات با پراید موجب شده که برخی این خودرو را ارابه مرگ بخوانند.
تولید برق به وسیله انرژی هستهای، تغییر نحوه خدمت سربازی به سرباز حرفهای و برخی دیگر از مشکلات کشورمان که کموزیاد با زندگی روزمره مردم کشورمان گره خورده نیز گوشهای دیگر از مسائلی است که با وجود تأکید بسیاری از مسئولان و مقامات کشوری همچنان پابرجا مانده و تبدیل به وعدههای انتخاباتی مشترک در ادوارهای مختلف شده است.
البته همین مسأله نیز کموبیش در همدان خودمان نیز وجود دارد. پروژههای نیمهتمامی که سالهاست به نتیجه نرسیده و یا نیمهتمام رها شده است. به طور مثال همین پروژههای پلسازی که این یکی تمام نشده بعدی آن آغاز به کار میشود و سالها به طول میانجامد.
اما چرا بعضی از مسائل در کشورمان حل نمیشود و یا عمر آنها از طول مدت خدمت مدیران و مسئولین کشورمان بیشتر شده است؟
برخی این مسأله را به دعواهای حزبی-جناحی مرتبط میدانند و بر این ادعا هستند که هنگامی که یک جریان سیاسی بر سر کار میآید، اقدامات و پروژههای مدیران قبل خود را زمین گذاشته و پروژههای مخصوص به خود را آغاز میکند.
برخی دیگر بر این باورند که برخی از این مشکلات ریشهای بوده و یک مدیر و یا یک نماینده نمیتواند این مشکلات را به سرانجام برساند.
در این رابطه چه باید کرد؟ آیا افرادی که با وعده حل این مشکلات بر سر کار میآیند زورشان به حل این مسائل نمیرسد و یا هدف و برنامهای برای حل این معضلات ندارند؟
در اینجا باید گفت که بهترین برنامهها و بهترین انگیزهها در صورت ادامه نداشتن، عقیم خواهند ماند. از سوی دیگر حل برخی از مشکلات کشوری نیاز به اصلاحات ریشهای و اساسی دارد و عمر حل این معضلات از عمر دولتها و مجلسها هم فراتر خواهد بود.
با این وجود نمیتوان گفت که حال که عمر حل این معضلات از عمر دولتیها و مجلسیها بیشتر است پس قابل حل نیستند.
استفاده از تجربه و متخصصان شهرها و یا کشورهای موفق در زمینه موردنظر و همچنین اقدام به حل ریشهای این قبیل معضلات به جای توجه به جوابهای کوتاهمدت میتواند نخستین قدم باشد.
مرحله بعدی برای حل معضلات بزرگ استفاده از مدیران توانمند و بخصوص فارغ از نگاه حزبی و جناحی خواهد بود.
اینکه یک مدیر و یا مسئولی که به هیچ یک از جناحها و احزاب وابسته نباشد و یا تفکراتش نزدیک به یک جریان خاص نباشد امکانپذیر نیست. با اینحال توانمندی آن فرد و استفاده از وی فارغ از دیدگاه سیاسی وی امری لازم برای حل مشکلات ریشهای خواهد بود.
یک مسئول با تمام توانمندی و دانشی که دارد پس از گذران مدتی به تجربه و تبحر لازم برای اداره یک مسئولیت خواهد رسید.
به طور مثال سر الکس فرگوسن یکی از پر افتخارترین مربیهای تاریخ فوتبال در چند سال ابتدایی حضور خود در تیم منچستریونایتد نتوانست به موفقیت خاصی قائل بیاید. با این حال پس از حضور وی در چندین دهه به عنوان سرمربی این تیم انگلیسی، وی توانست به افتخارات جاودانهای برای منچستر و خود برسد.
حل برخی از مشکلات و بحرانها نیاز به رسیدگی مستمر و حرکت در یک مسیر و تفکر دارد. این مسأله که شاید راهحلهای بهتری توسط افراد دیگر وجود داشته باشد پذیرفتنی است، ولی این مسأله همواره مستلزم آزمون و خطا خواهد بود.
حال که در آستانه آغاز به کار دولت سیزدهم هستیم، چقدر این مسأله احساس نیاز میشود که به جای تکرار گزینشهای جناحی و تغییر بدنه مدیران، شاهد گزینشهای معقولانه و غیرجناحی باشیم.
به اعتقاد شخصی نگارنده این مطلب، محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه فعلی کشورمان که از سوی حزب رقیب به قدرت رسیده بسیار مورد حجمه قرار گرفته، یکی از بهترین عملکردهای وزرای خارجه کشورمان را طی ادوار گذشته داشته است. مقبولیت این وزیر امورخارجه در بین مردم با توجه به نظرسنجیهای پیش از انتخابات و در زمان احتمال حضور وی در رقابتهای انتخابات ریاستجمهوری را به وضوح میتوان شاهد بود.
به هر حال با آرزوی موفقیت برای دولت آینده کشورمان، امیدواریم که دولت سیزدهم پایانی بر گزینشها با محوریت جریانهای سیاسی باشد.
|