ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 112456
 
پنج نکته کوتاه درباره استاد آواز ایران

«شجریان شدن، شجریان ماندن»
تاریخ خبر : 1399-07-19
نویسنده : حسین پارسا
     
   
     
متن خبر :


 اول: شجریان، استاد به دنیا نیامد. خانواده اش هم هنرمند نبودند و سخت بود در مشهدِ دهه بیست و سی، هنر را دنبال کردن. اما شجریان، خواست که بزرگ باشد. از همان نوجوانی شاگردی کرد و یاد گرفت چطور درست تلمذ کند. عجله ای برای خودنمایی و نشان دادن اینکه با بقیه فرق دارد نداشت.
اتفاقا، دوره اول زندگی هنری اش، سراسر به تقلید از بزرگانی مثل استاد برومند و استاد ظلی گذشت. سال ها بعد وقتی اصول آواز و موسیقی سنتی را یاد گرفت، به خودش اجازه داد فضای موسیقی سنتی را عوض کند، نت ها را بالا و پایین و ساز بسازد. این روحیه صبر، پشتکار و مطالعه عمیق، تاریخ غنی موسیقی یک مملکت را پشتوانه راه اش کرده بود.
■ دوم: شجریان در زمانه ی درستی، با درست ترین هنرمدان ایرانی هم مسیر شد. تاثیر متقابلی که محمدرضا لطفی، پرویز مشکاتیان و بعدها حسین علیزاده، و محمدرضا شجریان بر یکدیگر گذاشتند،  دهه پنجاه شمسی را به دوران شکوفایی و پوست اندازی موسیقی سنتی ایران مبدل کرد. همان زمان، اساتید دیگری هم بودند که هم صدایی هم تراز شجریان داشتند و هم مردمی تر از او بودند و هم در دربار پهلوی رفت و آمد داشتند. اما تفاوت شجریان با آن ها، هوش فراوان و احترام عمیقش به موسیقی ایرانی بود. او هیچگاه سطح خودش را همتراز خوانندگان سنتی دیگر پایین نیاورد که تلویزیونی شود و یا ستاره باشد. شجریان می دانست در راهی قدم گذاشته که نتیجه آن باید نجات موسیقی مملکت باشد، نه خوشامد قدرتمندان یا حتی مردم.
■ سوم: شجریان ادبیات کهن و نو ایران را می شناخت. دقت به اشعار و نحوه اجرای آن ها، در تمام سال هایی که کار کرد، نشان می دهد او نه فقط استاد آواز و موسیقی که استاد زبان فارسی هم بود. همزمان بر موسیقی فولکلور هم تسلط داشت و می دانست چطور باید خراسانی بخواند یا صدای باباطاهر همدانی را به گوش شنونده برساند. سال ها بعد، کار بزرگی دیگر کرد و آن خواندن اشعار نویی از شفیعی کدکنی، اخوان ثالث و فریدون مشیری بود. کاری که جز از کسی چون شجریان، بر نمی آمد و هنوز هم بر نمی آید.
■ چهارم: شجریان پاکیزه زندگی کرد و پاکیزه درگذشت. در این سال ها عده ای به او تهمت زدند که در ماجرای ساخت باغ هنر بم، از نظر اقتصادی شفاف رفتار نکرد. اما وقتی بدانیم که تهمت زنندگان از چه گروه هایی بودند و دقیقا چرا از شجریان کینه داشتند، همه چیز بهترمشخص می شود. شجریان جایگاهی فراتر از درگیر شدن با این موضوعات سخیف داشت. پس وقتی سنگ اندازی ها و تهمت ها را شنید، عطای ساخت باغ هنر بم را به لقایش بخشید و آن را به شورای شهر بم واگذار کرد. چنین سلوک رفتاری، در زندگی شخصی اش هم وجود داشت. او از معدود هنرمندان بزرگ تاریخ ایران بود که هیچگاه به افیون و حواشی شخصی در زندگی اش آلوده نشد.
■ پنجم: سرنوشت آدم ها را انتخاب هایی در بزنگاه های تاریخی تعیین می کند. او در انقلاب 57 در کنار مردم ایستاد و در اعتراض به  رژیم پهلوی از تلویزیون استعفا داد. در تمام سال های بعد هم با اظهارنظرهایش در مورد مسائل مختلف با مردم همراه بود. اعتقاد داشت برای حفظ موسیقی ایرانی وظیفه دارد که آن را به صاحبان اصلی اش یعنی مردم برساند. می گفت: «هنرمند باید برای مردم کار کند، نه وزیر و وکیل.» این دیدگاه، راز مانایی شجریان در تاریخ موسیقی ایران است.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.