ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 13 مهر 1405

کد خبر : 149803
 
ناهمخوانی اقتصاد با متغیرها
تاریخ خبر : 1405-07-12
     
   
     
متن خبر :

اقتصاد ایران مختصات ویژه ای دارد، مختصاتی که در برخی مواقع اقتصاددانان هم نمی‌دانند آن را تحلیل کنند.
شاید مهمترین دلیل این ناتوانی در تحلیل وضعیت اقتصادی به موضوع ناهمخوانی شرایط با متغیرهای بنیادی اقتصاد به عنوان یک علم برمی‌گردد.
این مهم درباره ارز و رابطه آن با گرانی های اخیر بیشتر ملموس است.
چندی پیش مسعود نیلی اقتصاددان در روایتی آماری از  زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵ عنوان کرده بود؛ «نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده است.»
همچنین مهدی پازوکی،اقتصاددان نیز در گفت و گویی ادعا کرده است؛«اگر جنگ هم رخ نمی‌داد، با کسری بودجه ۴۰۰ تا ۱۵۰۰ همتی مواجه بودیم.کسری بودجه مسئله‌ای نیست که صرفاً با آغاز جنگ ایجاد شده باشد، بلکه پیش از این نیز یکی از مشکلات جدی اقتصاد ایران بوده. ورود پول بدون پشتوانه به اقتصاد، تورم را افزایش می‌دهد و در نهایت قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد. اگر هزینه‌های اضافی کنترل نشوند و کسری بودجه ادامه داشته باشد، فشار آن در نهایت از طریق تورم و کاهش ارزش پول ملی به جامعه منتقل خواهد شد.»
با افزایش عجیب و غریب قیمت دلار در روزهای اخیر، مومنی، اقتصاددان نیز خواستار شناسایی ذی‌نفعان وضع موجود شده است.
فرشاد مومنی شاید در تبیین دلایل همخوان نبودن شرایط موجود با متغیرهای اقتصادی گفته؛« از زمان میرزا تقی‌خان تا امروز، هر کوششی برای اصلاح مالی در ایران شده، در کنارش، عوامل دربار و ذی‌نفع‌های فاسد و زیاده‌خواه، بدون استثنا عنصر خارجی هم دست داشته و این معنایش این است که اگر حکومت بخواهد اصلاح واقعی صورت بدهد، باید به اندازه پیچیده بودن موضوع خودش را مجهز کند.باید حکومت‌گری داشته باشید که در این حد صلاحیت فکری و بلوغ اندیشه‌ای داشته باشد. آدم‌های خام، آدم‌های با حسن‌نیت اما کج‌اندیش به کار شرایط کنونی ایران نمی‌آیند و فهمیدن سره از ناسره بر حسب ادعاهایی که سیاست‌گذارها کرده‌اند و نتیجه‌ای که حاصل شده، برای ارکان اصلی حکومت دیگر دشوار نیست.»
این اظهارات با بیانیه بانک مرکزی در مورد گرانی ارز که عنوان کرده؛«سطح فعلی نرخ ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی ندارد» تکمیل می شود.
در این بیانیه ادعا شده؛«بخش قابل توجهی از این موضوع ناشی از تشدید نااطمینانی، فشارهای روانی و انتظارات بازار است و تجربه دوره‌های گذشته نشان داده است که با کاهش فشارهای انتظاری و بازگشت آرامش، این فاصله‌ها تعدیل خواهند شد.»
البته لازم است توجه شود، آنچه در علم اقتصاد اهمیت دارد نه تحولات در اثر فشارهای انتظاری که واقعیت اقتصاد کشور یعنی تاثیر کسری بودجه به عنوان عامل مهم افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی است، موضوعی که ضرورت دارد دولت و مجلس با برنامه ریزی تاثیر آن بر ارزش پول ملی را معکوس کنند تا وضعیت بازار ارز نیز تاثیر مثبت از آن دریافت کند.ناهمخوانی اقتصاد با متغیرها
اقتصاد ایران مختصات ویژه ای دارد، مختصاتی که در برخی مواقع اقتصاددانان هم نمی‌دانند آن را تحلیل کنند.
شاید مهمترین دلیل این ناتوانی در تحلیل وضعیت اقتصادی به موضوع ناهمخوانی شرایط با متغیرهای بنیادی اقتصاد به عنوان یک علم برمی‌گردد.
این مهم درباره ارز و رابطه آن با گرانی های اخیر بیشتر ملموس است .
چندی پیش مسعود نیلی اقتصاددان در روایتی آماری از  زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵ عنوان کرده بود؛ «نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده است.»
همچنین مهدی پازوکی،اقتصاددان نیز در گفت و گویی ادعا کرده است؛«اگر جنگ هم رخ نمی‌داد، با کسری بودجه ۴۰۰ تا ۱۵۰۰ همتی مواجه بودیم.کسری بودجه مسئله‌ای نیست که صرفاً با آغاز جنگ ایجاد شده باشد، بلکه پیش از این نیز یکی از مشکلات جدی اقتصاد ایران بوده. ورود پول بدون پشتوانه به اقتصاد، تورم را افزایش می‌دهد و در نهایت قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد. اگر هزینه‌های اضافی کنترل نشوند و کسری بودجه ادامه داشته باشد، فشار آن در نهایت از طریق تورم و کاهش ارزش پول ملی به جامعه منتقل خواهد شد.»
با افزایش عجیب و غریب قیمت دلار در روزهای اخیر، مومنی، اقتصاددان نیز خواستار شناسایی ذی‌نفعان وضع موجود شده است.
فرشاد مومنی شاید در تبیین دلایل همخوان نبودن شرایط موجود با متغیرهای اقتصادی گفته؛« از زمان میرزا تقی‌خان تا امروز، هر کوششی برای اصلاح مالی در ایران شده، در کنارش، عوامل دربار و ذی‌نفع‌های فاسد و زیاده‌خواه، بدون استثنا عنصر خارجی هم دست داشته و این معنایش این است که اگر حکومت بخواهد اصلاح واقعی صورت بدهد، باید به اندازه پیچیده بودن موضوع خودش را مجهز کند.باید حکومت‌گری داشته باشید که در این حد صلاحیت فکری و بلوغ اندیشه‌ای داشته باشد. آدم‌های خام، آدم‌های با حسن‌نیت اما کج‌اندیش به کار شرایط کنونی ایران نمی‌آیند و فهمیدن سره از ناسره بر حسب ادعاهایی که سیاست‌گذارها کرده‌اند و نتیجه‌ای که حاصل شده، برای ارکان اصلی حکومت دیگر دشوار نیست.»
این اظهارات با بیانیه بانک مرکزی در مورد گرانی ارز که عنوان کرده؛«سطح فعلی نرخ ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی ندارد» تکمیل می شود.
در این بیانیه ادعا شده؛«بخش قابل توجهی از این موضوع ناشی از تشدید نااطمینانی، فشارهای روانی و انتظارات بازار است و تجربه دوره‌های گذشته نشان داده است که با کاهش فشارهای انتظاری و بازگشت آرامش، این فاصله‌ها تعدیل خواهند شد.»
البته لازم است توجه شود، آنچه در علم اقتصاد اهمیت دارد نه تحولات در اثر فشارهای انتظاری که واقعیت اقتصاد کشور یعنی تاثیر کسری بودجه به عنوان عامل مهم افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی است، موضوعی که ضرورت دارد دولت و مجلس با برنامه ریزی تاثیر آن بر ارزش پول ملی را معکوس کنند تا وضعیت بازار ارز نیز تاثیر مثبت از آن دریافت کند.ناهمخوانی اقتصاد با متغیرها
اقتصاد ایران مختصات ویژه ای دارد، مختصاتی که در برخی مواقع اقتصاددانان هم نمی‌دانند آن را تحلیل کنند.
شاید مهمترین دلیل این ناتوانی در تحلیل وضعیت اقتصادی به موضوع ناهمخوانی شرایط با متغیرهای بنیادی اقتصاد به عنوان یک علم برمی‌گردد.
این مهم درباره ارز و رابطه آن با گرانی های اخیر بیشتر ملموس است .
چندی پیش مسعود نیلی اقتصاددان در روایتی آماری از  زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵ عنوان کرده بود؛ «نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده است.»
همچنین مهدی پازوکی،اقتصاددان نیز در گفت و گویی ادعا کرده است؛«اگر جنگ هم رخ نمی‌داد، با کسری بودجه ۴۰۰ تا ۱۵۰۰ همتی مواجه بودیم.کسری بودجه مسئله‌ای نیست که صرفاً با آغاز جنگ ایجاد شده باشد، بلکه پیش از این نیز یکی از مشکلات جدی اقتصاد ایران بوده. ورود پول بدون پشتوانه به اقتصاد، تورم را افزایش می‌دهد و در نهایت قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد. اگر هزینه‌های اضافی کنترل نشوند و کسری بودجه ادامه داشته باشد، فشار آن در نهایت از طریق تورم و کاهش ارزش پول ملی به جامعه منتقل خواهد شد.»
با افزایش عجیب و غریب قیمت دلار در روزهای اخیر، مومنی، اقتصاددان نیز خواستار شناسایی ذی‌نفعان وضع موجود شده است.
فرشاد مومنی شاید در تبیین دلایل همخوان نبودن شرایط موجود با متغیرهای اقتصادی گفته؛« از زمان میرزا تقی‌خان تا امروز، هر کوششی برای اصلاح مالی در ایران شده، در کنارش، عوامل دربار و ذی‌نفع‌های فاسد و زیاده‌خواه، بدون استثنا عنصر خارجی هم دست داشته و این معنایش این است که اگر حکومت بخواهد اصلاح واقعی صورت بدهد، باید به اندازه پیچیده بودن موضوع خودش را مجهز کند.باید حکومت‌گری داشته باشید که در این حد صلاحیت فکری و بلوغ اندیشه‌ای داشته باشد. آدم‌های خام، آدم‌های با حسن‌نیت اما کج‌اندیش به کار شرایط کنونی ایران نمی‌آیند و فهمیدن سره از ناسره بر حسب ادعاهایی که سیاست‌گذارها کرده‌اند و نتیجه‌ای که حاصل شده، برای ارکان اصلی حکومت دیگر دشوار نیست.»
این اظهارات با بیانیه بانک مرکزی در مورد گرانی ارز که عنوان کرده؛«سطح فعلی نرخ ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی ندارد» تکمیل می شود.
در این بیانیه ادعا شده؛«بخش قابل توجهی از این موضوع ناشی از تشدید نااطمینانی، فشارهای روانی و انتظارات بازار است و تجربه دوره‌های گذشته نشان داده است که با کاهش فشارهای انتظاری و بازگشت آرامش، این فاصله‌ها تعدیل خواهند شد.»
البته لازم است توجه شود، آنچه در علم اقتصاد اهمیت دارد نه تحولات در اثر فشارهای انتظاری که واقعیت اقتصاد کشور یعنی تاثیر کسری بودجه به عنوان عامل مهم افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی است، موضوعی که ضرورت دارد دولت و مجلس با برنامه ریزی تاثیر آن بر ارزش پول ملی را معکوس کنند تا وضعیت بازار ارز نیز تاثیر مثبت از آن دریافت کند.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.