ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : چهارشنبه ، 21 مرداد 1405

کد خبر : 118058
 
کارشناسان درباره همدان 1420 به گفت و‌گو نشستند

بدبین به مدیریت شهـری؛ امید به شورای جدیـد
تاریخ خبر : 1400-03-20
نویسنده : غزل اسلامي
     
 
 
     
متن خبر :

 یک ماه پیش بود که شهرداری فراخوانی خطاب به شهروندان مبنی بر اینکه «دوست دارید شهر همدان در سال 1420 چگونه باشد؟» منتشر کرد و از مردم خواست تا به وبگاه برنامه راهبردی-عملیاتی شهر و شهرداری همدان مراجعه کنند و نظرات خود را بنویسند. هدف شورای شهر و شهرداری از تدوین این برنامه مشارکت مردم در تهیه چشم‌انداز همدان تا 20 سال آینده است. این روش چشم‌اندازسازی که در دنیا مرسوم است سبب می‌شود تا شهروندان بتوانند در برنامه‌ریزی شهر سهیم باشند و برای رسیدن به هدف تعریف شده به شهرداری و مسئولان یاری برسانند. در این نوع برنامه‌ریزی آنچه که نیاز و سلیقه شهروندان است جمع‌آوری می‌شود و توسط متخصصان امر بررسی و به یک نتیجه نهایی می‌رسند تا مسئولان در جهت رسیدن به اهداف موردنظر برنامه‌ریزی و تلاش کنند. آنطور که متخصصان شهری در همدان معتقد هستند اگر هدف شورای شهر از مطرح کردن موضوع چشم‌انداز 1420، اجرای آن باشد همدان می‌تواند به آینده روشنی دست بیابد و به شهری تبدیل شود که سایر شهروندان برای شهر خود تصمیم گرفته و برای اجرا و به هدف رسیدن برنامه‌ها تلاش می‌کنند.

اکنون اما سوال این است که چشم‌انداز 1420 چگونه و با چه نوع دیدگاهی می‌تواند در همدان به نتیجه برسد؟
در ادامه بحث و گفت‌وگوی 4 نفر از اساتید دانشگاه، متخصصان شهرسازی و برنامه‌ریزان شهری در وبینار تخصصی پیرامون همدان 1420 را می‌خوانیم که در قالب دو سوال و پاسخ هر یک از حاضران تنظیم شده است.

1- لطفا نگاهی به گذشته همدان و روند رشد آن داشته‌باشید و بفرمائید که آیا همدان توانسته نسبت به اقتضای زمان توسعه پیدا کند یا خیر؟

 

 امیدقانع
گذشته همدان بهتر بود
 اگر بخواهیم نگاهی به گذشته همدان داشته باشیم اولین چیزی که به ذهنم می‌آید کتاب عکسی است که توسط مرحوم استعدادی به چاپ رسیده، در عکس‌های این کتاب به صورت سلسله‌وار اتفاقاتی که برای همدان افتاده را می‌بینید؛ ساختار مسکن و خیابان‌ها را، و حتی می‌توان بر اساس عکس‌ها، مطالعات اجتماعی و جامعه شناختی داشت. هر وقت به عکس‌ها نگاه می‌کنم حس و حال خوبی به من دست می‌دهد اما با تماشای عکس‌های امروزی شهر حس خوبی به من دست نمی‌دهد. بر همین اساس به نظر من همدان در گذشته به لحاظ ساختار شهری، کالبدی، اجتماعی و فرهنگی بهتر بوده است.
در دهه اول سال 1300 کارلز فریش طرحی را برای همدان ارایه کرد که اگر نقشه شهر وین را نگاه کنید، 80 درصد همدان شبیه این شهر است یعنی طرحی که کارلز فریش برای همدان آورد همان نگاه و تفکری بود که برای طراحی شهر وین بکار رفته است. در این‌باره دکتر سروش صحبت‌هایی کرد که با حدود 50 درصد نظرات ایشان موافق هستم و معتقد هستم که این نوع طراحی برای همدان مزایایی هم داشته است. درست است که این 6 خیابان یکسری از محلات شهر را قطع کرده که در شهرسازی به آن «مدل هوسمانی» می‌گوییم. هوسمان شهردار پاریس بود که با عریض کردن خیابان‌ها و تخریب یکسری از خانه‌ها و محلات برخی از نقاط مهم شهر پاریس را بهم وصل کرد. در این تفکری  برخی نقاط را بلدورزی خراب می‌کنند و راه‌ها را باز می‌کنند. از نظر من طراحی این 6 خیابان برای شهر همدان اجتناب ناپذیر بود. چون در دوره پهلوی اول همدان به تبع از کشور به سمت مدرن شدن می‌رفته است که در تهران هم همین اتفاق افتاده و برخی باروها و دروازه‌ها تخریب شده و به جای آنها خیابان‌ها کشیده شده‌اند.
وقتی عکس‌ها و فیلم‌های موجود از دوره قاجار را نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که اکثر شهرها شبیه روستا بوده‌اند. پس ایجاد یکسری تغییرات پس از دوره قاجاریه در کشور یک نیاز بود.
بنده نمی‌خواهم بگویم که توسعه از خراب شدن به وجود می‌آید ولی اگر نقشه قبل از 1302 همدان را نگاه کنیم، می‌بینیم که همدان یک شهر فشرده‌ و متراکم بوده که کوچه‌های باریک داشته، آن زمان همدان ساختار خاصی نداشته و فقط محله‌محور بوده است. به نظر من ساخت 6 خیابان اصلی در شهری که برنامه‌ریزی نداشته کار خوبی بوده است.
اما حالا پس از گذر از حالت سنتی به مدرن، می‌بایست دوباره با استفاده از عناصر سنتی و هویت قدیمی شهر همدان از دوره مدرن به پسا مدرن برسیم و با نگاهی به گذشته و استفاده از امکانات حال حاضر آینده‌ای بهتر برای شهر همدان رقم بزنیم.

 

 

سروش

همدان گردشگری نیست
 از سالیان گذشته در بسیاری موارد موضوع مطالعه غربی‌ها بوده‌ایم اما آنها هیچ‌وقت موضوع مطالعه ما نبوده‌اند. در واقع آنها اجازه دارند در مورد ما مطالعه کنند، کتاب و مقاله بنویسند و حتی شهری مثل همدان را به هر شکلی که دوست دارند طراحی کنند. اما فکر نمی‌کنم تفکر غربی این اجازه را به شرقی‌ها داده باشد که برای آنها تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و طراحی کنند. این اتفاق باعث شد که در سال 1302 در بافت قدیم همدان جراحی نابخردانه‌ای صورت بگیرد که در اروپا فقط با جنگ چنین اتفاقی و ویرانی‌هایی رخ داده است. به‌عنوان مثال در انگلیس می‌بینید که قانون 200 ساله وجود دارد و 2 صده است که بناهایش را حفظ و احیا می‌کنند. در کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه و... محال است که یک ساختمان سنتی را از بین ببرند. اما در همدان به راحتی برای ایجاد 6 خیابان، بازار قدیمی را شکافتند و کاروانسرا را تخریب کردند. به نظر من روزی که کلنگ گرفته‌اند و کاروانسرایی که در مسیر بوده را خراب کرده و به خیابان تبدیل کرده‌اند و یا راستای زغالی‌ها را خراب کرده‌اند باید در تاریخ ثبت شود. آن روز اسفناک‌ترین روز برای همدان است.
به نظر من آنها از بی‌سوادی و نابخردی ایرانی‌ها استفاده کرده‌اند و شهر ما را به این شکل درآورده‌اند.
عرض 30 متری برای خیابانی در نظر گرفته‌اند که از آن درشکه عبور کند و بعد گفته‌اند برای 50 سال آینده ساخته‌ایم. آیا در ایتالیا، ونیز، آتن و یونان هم چنین کاری کرده‌اند؟ خیر، آنها بافت قدیم را کاملاً حفظ کرده‌اند و موتورسیکلت‌های دوطرفه و مینی‌ماینر (ماشین کوچک) برای کوچه‌پس‌کوچه‌های تنگ و باریک‌شان ساخته‌اند. پس آنها می‌دانند با بافت قدیم‌شان چه کنند اما ما اینها را از دست داده‌ایم.
دیگران برای ما تصمیم گرفتند و نقشه شعاعی را برای شهر همدان طراحی کردند و آن را به ما تحمیل کردند که به طرح جامع این شهر تبدیل شد. بنده همیشه می‌گویم طرح جامع ساختار توسعه یک شهر را تعریف می‌کند که این طراحی شهر، طرح جامع همدان بود و والسلام. یعنی طراحی اولیه شهر ما همان است و بعد از آن طرح جامع تهیه کردن برای همدان یک کار غلطی است. ما باید بگوییم این طرح را داریم حالا کاربری‌ها را چطور تعریف کنیم که دیگر باید وارد جزئیات تفصیلی بشویم. پس به این دلایل است که من منتقد طرح جامع‌های بعدی بوده‌ام. طرح جامع یک‌بار برای شهر طراحی می‌شود که طراحی اولیه شهر را تعیین می‌کند. و بعد از آن به تناسب رشد و توسعه باید خیلی ظریف و مینیاتوری براساس نیاز، شهر را توسعه بدهیم، مانند کاری که غربی‌ها برای خودشان انجام داده‌اند.
به‌نظرم در این مدت بزرگ شدن شهر، براساس روزمرگی بود یعنی هیچگونه استراتژی بر شهر حاکم نیست. ما نتوانستیم آینده و چشم‌انداز شهر را برنامه‌ریزی کنیم و تصمیم بگیریم در چند سال معین به آن نقطه برسیم. ما حتی در چشم‌انداز ملی هم موفق نبوده‌ایم. وقتی چشم‌انداز تعریف می‌کنیم باید یک برنامه هوشمند در کنارش باشد تا هر روز پیشرفت‌ها را بررسی کند اما ما در شهرها هیچ کنترل هوشمندی نداریم.
معمولا در همدان روال کار اینطور بوده که وقتی پولی از جایی رسیده پروژه‌ای را آغاز کرده‌ایم یا اینکه آرام آرام آغاز به خام‌فروشی شهر کرده‌ایم و بخش‌هایی از شهر را فروخته‌ و خرج خودش کرده‌ایم. همین بی‌برنامگی سبب شده که امروز شهری ناقص‌الخلقه داشته باشیم که نمی‌تواند به درستی به حیات خودش ادامه بدهد. شما می‌بینید که بسیاری از شهرها مانند تهران به مرحله اورژانسی رسیده‌اند که دیگر کسی به فکر برنامه‌ریزی برای آن نیست و فقط برای لحظه‌های بحرانی مانند آلودگی هوا و تعطیلی مدارس برای همان مقطع تصمیم‌گیری می‌کنند.
این نشان می‌دهد که به روزمرگی دچار شده‌ایم چون چشم‌اندازی نداشته‌ایم.
ما اغلب مواقع شعاری صحبت کرده‌ایم. مثلا می‌گوییم محور همدان گردشگری است، چه کسی گفته و ثابت کرده که محور توسعه همدان گردشگری است؟ یک زمانی آقای خرم به عنوان استاندار سابق که بزرگ شده اصفهان است و مانند اصفهانی‌ها که فکر می‌کنند همه جا اصفهان است به همدان آمد و گفت محور توسعه همدان هم باید مانند اصفهان گردشگری بشود. در صورتی که گردشگری شدن به این راحتی‌ها نیست. به اصفهان کسی گردشگری بودن را دیکته نکرد بلکه مردم بودند که گفتند برویم اصفهان را  بگردیم. اصفهان در ابتدا صنعتی شد و توسعه پیدا کرد، پولدار شد و توانست اماکن گردشگری را حفظ کند و در هتل‌ها و تفرجگاه‌ها خدمات خوب ارائه بدهد. که اینها باعث شد گردشگر به آن سمت سوق پیدا کند. پس نیازی نیست شعار بدهیم و بگوییم همدان گردشگری است احتیاجی نیست ما برای کسی دعوتنامه بفرستیم و سروصدا کنیم که همدان گردشگری است و مردم به شهر ما بیایید؛ گردشگری شدن اصلاً به این صورت نیست. گردشگر و توریست خودش محل تفریح‌اش را انتخاب می‌کند. با این تفاصیل آیا همدان محل انتخاب مردم ایران است؟

 

وفایی
منفی‌گویی کافی است
 در یک دوره‌ای شهرهای کشور با تحولات عظیمی در شهرسازی مواجه ‌شد و در همدان هم تغییر به‌گونه‌ای صورت گرفت که طراحی آن به‌شکل شعاعی شد و اگر ما هم در آن دوره جای آنها بودیم شاید همین تغییرات را در شهرها اعمال می‌کردیم. اما موضوعی که امروز وجود دارد این است که خوشبختانه طرح اولیه شهر همدان یک نقطه قوتی دارد و آن اینکه نوع مداخلاتی که چند دهه پیش با طرح مهندسی آلمانی اجرا شده یک طرح منحصربه فرد است و خیلی هم «تخریب بلدوزری» به‌حساب نمی‌آید. و بر اساس یک طرح از پیش طراحی شده و الگوبرداری از یک شهر که در دوره خودش یکی از زیباترین شهرها بوده طراحی شده است.
به هر جهت به قول آقای امید قانع ما می‌توانستیم مانند اروپایی‌ها از این طرح استفاده بهینه ببریم. وقتی که «هاسبند» در فرانسه طرح‌هایش را اجرا کرد اروپایی‌ها بعد گذشت چند دهه، از طرح‌های او بهترین استفاده را می‌کنند. آنها در غم از دست دادن بناهای تاریخی و بافت‌های با ارزش‌شان نماندند بلکه از طرح اجرا شده به بهترین نحو استفاده می‌کنند و اکنون از پاریس به عنوان یکی از زیباترین شهرهای دنیا نام برده می‌شود که گردشگران زیادی هم از آن بازدید می‌کنند.
به نظر من به اندازه کافی صحبت‌های منفی انجام شده و امروز دیگر باید کارهایی که انجام شده را ارزیابی کنیم، نقاط مثبت و منفی آن را پیدا کنیم و سعی کنیم منفی‌ها را به حداقل ممکن و از نقاط مثبت به بهترین نحو استفاده کنیم.
من فکر می‌کنم معماری و شهرسازی منحصر به فردی در همدان داریم که فرصت استثنایی پیش‌روی ما گذاشته است. در همدان میادین واقعی وجود دارد که شاید در بعضی از شهرها این شرایط وجود نداشته باشد. مانند میدان باباطاهر که یک میدان واقعی است و تمام پتانسیل‌های واقعی معرفی به دنیا را دارد. میدان بوعلی و امامزاده‌عبدا... این ویژگی‌ها را دارند. میدان امام‌(ره) یک میدان منحصر به فرد است که می‌توانیم روی آن سرمایه‌گذاری کنیم. من فکر می‌کنم نقاط مثبت همدان خیلی بیشتر از نقاط منفی است.
شاید 90-80 سال پیش اتفاقی در همدان افتاده که یک چیزهایی را از دست داده‌ایم که امروز در این فکر هستیم که چرا اینها را از دست داده‌ایم. درست هم هست و اگر این اتفاق نمی‌افتاد شاید خیلی بهتر بود. اما شاید اگر ما هم جای مدیران آن زمان بودیم از آن تغییرات به عنوان یک افتخار نام می‌بردیم. با این حال امروز هم می‌بینیم که کارهایی در همان حد تخریب کاروانسرای آن زمان انجام می‌شود.
همه می‌دانند که ما باید تاریخ، هویت و بناهای با ارزش‌مان را حفظ کنیم اما خانه‌های تاریخی و آثار با ارزش‌مان را تخریب می‌کنیم. برخوردی که با تپه هگمتانه و خانه‌های تاریخی می‌شود از همین دست هستند، فکر می‌کنم از گذشته باید به عنوان تجربه استفاده کنیم.
در حال‌حاضر در دنیا تفکری وجود دارد که می‌گویند «آینده‌نگاری»، دیگر نمی‌گویند «آینده‌نگری». در مطالعات آمایش سرزمین هم می‌گویند باید آینده را بنویسیم نه اینکه آینده را پیش‌بینی کنیم.
مطالعات آمایش یک فرصت را در اختیار ما می‌گذارد که در این مطالعات با روش «دلفی» تعیین کرده‌ایم که بهترین گزینه برای آینده همدان چیست؟ که با استفاده از نظرات عمده صاحب‌نظران به این نتیجه رسیده‌ایم تا همدان را به عنوان محور گردشگری در ایران مطرح کنیم. نمی‌گوییم این رأی خطا نداشته اما خیلی هم بیراه نیست.
ما چند اولویت را در همدان شناسایی کرده‌ایم که اولویت اول گردشگری شد. چون آثار فرهنگی-تاریخی قابل‌توجهی در همدان داریم، بنابراین پتانسیل گردشگری شدن را داریم. پس باید از تخریب آثار تاریخی جلوگیری کرده و برای ارتقای آنها تلاش کنیم و سعی کنیم در این حوزه فرصت‌ها را به وجود بیاوریم. افرادی هم که در مسند کار می‌نشینند باید باور کنند که اگر آینده‌ای را برای شهر همدان نوشته‌ایم باید اجرا شود.
پس باید به «آینده‌نگاری»‌ها توجه کنیم و اگر بخواهیم آینده را پیش‌بینی کنیم می‌شود همان طرح جامع، که متأسفانه بیشتر از 40درصد از آن در استان‌ها اجرا نشده‌اند. چون در طرح جامع پیش‌بینی می‌کنیم که جمعیت فلان شهر تا 10 سال آینده به تعداد مشخصی می‌رسد پس برای آن تعداد جمعیت برنامه‌ریزی می‌کنیم، به همین دلیل طرح‌های جامع به طور کامل اجرا نمی‌شوند.

البرزنیا

مشارکت نداریم
 در خصوص چشم‌انداز شهر همدان برای افق 1420 طبق روال متداول ابتدا باید به چشم‌اندازهای شهر در سال‌های گذشته پرداخت. در دو گام بعدی به شناسایی و انتخاب چشم‌انداز برای آینده‌ اندیشید آیا برای شهر در سال‌های گذشته به صورت رسمی و غیررسمی چشم‌انداز تعریف شده است.
برای نمونه می‌توان از مطالعات آمایش استان همدان نام برد که در سال‌های 85-1380 برای افق 1404 شهر همدان چشم‌اندازهایی را با توجه به مأموریت شهر همدان در منطقه غرب شهری با اقتصاد گردشگری تدوین شده بود.
یا عبارت «همدان پایتخت تاریخ و تمدن» چشم‌اندازی است که توسط مسئولان برای شهر همدان رقم خورده است. هر چند این چشم‌انداز روند علمی چشم‌اندازسازی را طی نکرده اما گویا افقی برای شهر همدان است که باید یکسری از برنامه‌ها و طرح‌ها بر اساس آن تدوین و پیگیری شود.
این چشم‌انداز با توجه به شکوه و گذشته درخشان شهر همدان برای آینده این شهر تدوین شده است و وظیفه مدیران شهری از جمله شهرداری و شورای شهر بود که می‌بایست با مشارکت هر چه بیشتر شهروندان و متخصصان پی تحقق این چشم‌انداز بر می‌آمدند. و یا در برنامه 1420 شهر همدان همه دستگاه‌های اجرایی باید برنامه‌ها و طرح‌ها و پروژه‌های خود را در راستای چشم‌انداز 1420 شهر همدان بکار ببرند تا بتوانند به همدان 1420 که شهری با اقتصاد گردشگری است، برسند.
نرسیدن به این چشم‌اندازها یا تأخیر در تحقق آن گویای این امر است که چشم‌انداز و تحقق چشم‌انداز امری است مشارکتی و مشارکت مردم و دستگاه‌های اجرایی را می‌طلبد.
طبیعی است در راستای تحقق چشم‌انداز شهرداری و شورای شهر باید به برگزاری نمایشگاه‌ها جلب مشارکت مردم، رایزنی و بحث با مسئولان و مدیران دستگاه‌های اجرایی پرداخت و اگر به گذشته شهر همدان از ابعاد هویتی و ساختار و جایگاه و اقتصاد این شهر در کشور با دقت نگاه کنیم و القابی که به خود به یدک می‌کشد را مورد بررسی قرار دهیم شهری که روزگاری پایتخت حکومت‌های مختلف بوده و بر سر راه ابریشم قرار داشته و به قول جکسون در سفرنامه خود از قول بازرگانان این شهر را انبار ایران می‌نامد و القای از جمله تنها شهر شعاعی – دایره‌ای ایران از نظر کالبدی، گویای گذشته با شکوه است که این گذشته می‌تواند پایه مناسبی برای تدوین چشم‌انداز آینده خوبی باشد.

2- اخیرا شهرداری و شورای شهر موضوع چشم‌انداز 1420 را برای همدان مطرح کرده و از مردم خواسته‌اند که درباره خواسته‌ها و ایده‌آل‌های خود برای 20سال آینده شهر نظر بدهند. با توجه به نزدیک شدن به پایان کار شورای فعلی به‌نظر شما چقدر می‌توان به اجرای آن امیدوار بود؟ اعضای شورای شهر جدید چگونه می‌توانند برای چشم انداز 1420 برنامه‌ریزی کنند؟

امبد قانع

دغدغه انتخابات را دارم
 شهر در لحظات حساسی به‌سر می‌برد که در این شرایط انتخابات شورای شهر را هم پیش‌رو داریم. این شرایط باعث شده بنده و حتی بسیاری از کارشناسان شهری دغدغه زیادی برای آن داشته باشیم. اعضای جدید در دوره‌ای وارد شورا می‌شوند که طرح جامع برای همدان در حال برنامه‌ریزی و تصویب است. به‌نظرم این اعضا باید تفکرات جدید داشته باشند نه اینکه آرزو داشته باشند. این افراد باید روی ایده‌ها تمرکز کنند و آنها را به یکسری سیاست و پروژه‌های شهری تبدیل کنند. البته نیازی نیست که حتماً بدنه شورای شهر تخصص شهرسازی و معماری داشته باشند ولی باید بلد باشند که از مشورت‌های متخصص‌ها استفاده کنند.
نکته‌ای که همیشه برای بنده جای نگرانی دارد این است که شورای شهر سیاسی شود. درصورتی که هیچ نوع ایدئولوژی در شورای شهر نباید وجود داشته باشد. یک پارلمان شهری متعلق به تک‌تک شهروندان است و اعضای آن با برنامه‌ریزی‌های درست باید حقوق همه آنها را رعایت کنند. اما به اسامی کاندیداهای این دوره که نگاه کردم احساس می‌کنم بیشتر آنها ایدئولوژی‌محور هستند. لیست‌هایی هم که بسته می‌شوند بیشتر به گرایش‌های سیاسی افراد توجه شده است. ولی اگر شورای آینده شورای متخصص باشد و بتواند از تخصص‌های خوب استفاده کند و از آنها مشورت بگیرد و از تجربه و علم استفاده کنند، می‌توانند در حیطه وظایف خود خوب عمل کنند. اعضای شورای شهر و متخصصان باید بدانند تصمیماتی که برای 20 سال آینده این شهر می‌گیرند برای نسل جدید است. بچه‌هایی که امروز به دنیا می‌آیند در آن تاریخ 20 ساله می‌شوند و باید نیاز و سلایق آنها در نظر گرفته شود. لزوماً یک مدرک علم نمی‌آورد و داشتن علم باعث کارآیی آن فرد نمی‌شود بلکه حتماً باید بتواند از آن استفاده کند و اگر هم نمی‌تواند باید بتواند از کسانی استفاده کند که برایش راهکار بیاورند.
امیدوارم شورای بعدی یک شورای کارآمد باشد!


سروش
مردم را به میدان اجرا بیاورید

 از گذشته‌های دور هیچ‌وقت چشم‌انداز برای همدان تعریف نشده چون هیچ‌وقت CDS شهری برای همدان تهیه نکرده‌ایم.
سال 92 دکتر ناصر براتی بنیانگذار تفکر CDS را به همدان دعوت کردم، آمد سخنرانی کرد. آن زمان برخی دوستان در وزارتخانه چون به دنبال تهیه CDS برای همدان بودند، گفتند ما انجام می‌دهیم که نه آنها انجام دادند و نه اجازه دادند دکتر براتی آن را برای همدان انجام بدهد. اما اگر تا سال 95 CDS همدان تهیه می‌شد به این نتیجه می‌رسیدیم که برای این شهر نیازی به تهیه طرح جامع نیست و طرح راهبردی–ساختاری برای همدان تدوین می‌کردیم و بر اساس CDS شهر همدان که در این طرح حتی دختربچه‌ها و پسربچه‌ها، دانشجویان و اساتید و همه و همه باید درباره آن نظر بدهند تکلیف و چشم‌انداز شهر همدان مشخص می‌شد.
من برای سال 1420 هیچ چشم‌اندازی متصور نیستم چون هیچ مطالعه‌ علمی برای آن صورت نگرفته است. حالا آقایون این صحبت‌ها را ببینند، می‌گویند برای همدان طرح‌های آمایش سرزمین و کالبد شهری داریم. اما این طرح‌ها کلی هستند و باید درباره جزئیات شهر هم طرح و برنامه و چشم‌انداز داشته باشیم. همدان باید دقیق مطالعه شود و چشم‌انداز آن با استفاده از نیروهای بومی تعریف شود.
بنده تجربه موفقی در بانک جهانی دارم، در سال 81-80 کارشناس فنی بانک جهانی در استان بودم. دکتر پیران هم امین بانک جهانی بود. آنها اینطور کار می‌کردند که ایده‌ها را باید مستقیما از روستاییان می‌گرفتیم. پس بسیاری مواقع وقتی به روستاها می‌رفتیم و ایده‌ای ارایه می‌دادیم از ما نمی‌پذیرفتند که به عنوان مثال در فلان روستا، مدرسه یا مرغ‌داری یا... بسازیم. به همین دلیل کارشناس بانک جهانی که به همدان می‌آمد مستقیماً با روستاییان مصاحبه می‌کرد که مطمئن شود ما در نیازهای آنها دخل و تصرفی نکرده باشیم. به طورمثال آنها در یکی از روستاها به این نتیجه رسیدند که کارگاه بسته‌بندی ترشی راه‌اندازی کنند چون آنها صرفاً به فکر روستاییان بودند و اصلاً از فکر ما برای این طرح و ایده‌ها استفاده نمی‌کردند. در این مصاحبه‌ها روستاییان نیاز و توانمندی‌های خود را مطرح می‌کردند که کارشناس بانک جهانی هم فقط از آنها استفاده می‌کرد. یعنی می‌خواهم بگویم روش کار برای چشم‌اندازسازی 1420 همدان باید به این شکل باشد و فقط نیازها و خواسته‌های مردم در آن لحاظ شود.
نکته بعدی این است که همه از راننده تاکسی و کارگر و زن‌ خانه‌دار باید به برنامه ما ایمان داشته باشند. اخیرا برنامه‌ای برگزار که 60 نفر از کاندیداها در آن شرکت کرده بودند، آخرین سؤالم از آنها این بود که شهر آرمانی شما به چه شکلی است و کدام شهر برای شما آرمانی است؟ 90 درصد در پاسخ نوشتند «اصفهان». بنده دانشجو که بودم برای کروکی زدن در اصفهان می‌رفتم میدان نقش جهان. یک روز پسر بچه‌ای آمد و گفت «می‌خواهی یک زاویه خوب برای کروکی زدن نشانت بدهم؟» مرا برد جایی و گفت: «بشین! از اینجا مسجد شیخ‌لطف‌ا... زاویه خوبی دارد.» پس ببینید در این شهر یک بچه اصفهانی می‌داند با گردشگر چطور برخورد کند و حتی چشم‌انداز شهر خودش را فهمیده. یعنی از بچه‌ها و پیرمردها گرفته تا مهندس‌ها باید به میدان بیایند و به آن چشم‌انداز ایمان داشته باشند تا ما بتوانیم به شهر گردشگری برسیم وگرنه نمی‌توان شهر را به‌صورت دستوری گردشگری معرفی کنیم.
پس شهری که می‌خواهد گردشگری شود مردمش باید به میدان بیایند و کاملاً به اصول و قواعد آشنا باشند، حالا یا با آموزش یا اینکه ژنتیکی با این موضوع منطبق باشند.
پس باید برای 1420 بدانیم چگونه مطالعه کنیم.
در همدان مشکل ساختاری داریم چون برنامه‌محور نیستیم، هر دولتی که سر کار می‌آید کار جدیدی انجام می‌دهد و حتی هر دولتی کارهای دولت قبل را زیر سؤال می‌برد. اما در دنیا اصلاً چنین چیزی مرسوم نیست.
برنامه، نشأت گرفته از یک کار مطالعاتی دقیق است و هیچ مشاوری بابت نوشتن برنامه سفارشی پول نمی‌گیرد، بلکه پول می‌گیرد تا برنامه درستی براساس واقعیت بنویسد. این جرم بزرگی است که کسی پول بگیرد اما برنامه و اطلاعات غلط بدهد. یک مشاور مانند همه مشاغل اخلاق حرفه‌ای را باید رعایت کند. امکان دارد که با شهردار قراردادی ببندد اما طرحی برخلاف آنچه در ذهن شهردار است ارائه کند و بگوید فرض شما غلط است؛ این قائده علم است. حالا هم موضوع 1420 برای همدان مطرح شده که باید برای آن چشم‌اندازسازی تهیه کنیم. بنا نیست که در همدان شق‌القمر شود باید چند هدف اصلی برای خودمان تعریف کنیم. مثلاً تعیین کنیم که همدان در سال 1420 باید از نظر اقتصادی به عدد مشخصی از رشد برسد که امکان دارد این هدف اصلی شود و رشد فرهنگی و کالبدی و... در زیرمجموعه آن قرار بگیرد. اگر این چشم‌انداز به‌صورت علمی نوشته شود و تک به تک ما از نظر ژنتیکی هم به برنامه‌محور بودن اعتقاد داشته باشیم همه در جهت رسیدن به آن حرکت می‌کنیم. بخصوص اینکه برای رسیدن به چشم انداز 1420 قرار است 5 شورا سرکار بیاید. پس همه آنها باید در همین راستا عمل کند نه اینکه هرکسی که می‌آید طور دیگری نسبت به برنامه تعریف کند.
پس 1420 باید مبتنی بر واقعیت‌های این شهر باشد. به نظر من برای رسیدن به توسعه و اهداف، نمایندگان همدان به عنوان مثال باید بروند با کشور چین رایزنی کنند و زمین لایزرع در اختیار آنها بگذارند و از آنها بخواهند در این شهر کارخانه تولید خودرو راه‌اندازی کنند. چون این صنعت آب نیاز ندارد در عوض آورده و اشتغالزایی عظیمی را به دنبال دارد که باعث می‌شود این شهر پولدار شود که در این صورت شهرداری هم به عنوان مثال خانه‌های قدیمی را به بهانه‌های مختلف تخریب نمی‌کند تا درآمد بیشتری داشته باشد، بلکه آنها را مرمت می‌کند. شهری که خانه سنتی‌اش را با لودر تخریب می‌کند گردشگری شدن برای آن جک بزرگی محسوب می‌شود. گردشگری که به تبریز می‌رود باید 10 روز آنجا بماند تا از خانه‌های تاریخی بازدید کند که در این مدت هم نمی‌تواند از همه بناها بازدید کند. غیر از بناهای عمومی و بازار تاریخی در این شهر صدها خانه قدیمی قابل بازدید وجود دارد. پس برای 1420 باید چشم‌اندازسازی مبتنی‌بر عقلانیت، اندیشه و واقعیت صورت بگیرد.
خودِ 1420 یک شعار است و اگر بخواهیم برای رسیدن به آن هم شعار بدهیم، می‌شود شعار در شعار. همیشه که نمی‌توان با شعار جلو رفت.مورد دوم که برای رسیدن به چشم‌انداز باید انجام شود این است که یک مرجع بالادست چشم‌انداز را تقویت کند تا شوراها مجبور به دنبال کردن آن شوند. شاید همدان به یک تیم علمی معتمد یا هیأت‌منصفه نیاز دارد؛ افرادی که معتمد مردم هستند و هیچ‌وقت عضو شورای شهر، استاندار، نماینده مجلس و مدیرکل نشوند. تا بتوانند برای اجرای این برنامه‌ها در کنار مسئولان و نمایندگان استان قرار بگیرند و به آنها برای رسیدن به هدف کمک فکری بدهند.




البرزنیا
بی‌برنامه‌گی‌ها بدبین‌مان کرد
 مانند دکتر سروش و آقای امیدقانع بنده هم هیچ آینده‌ای برای شهر متصور نیستم و این طبیعی است چون شاید تاکنون برخی اتفاق‌ها افتاده که با سلیقه‌های ما جور نیست و سبب شده که گاهی بدبین باشیم، اما باوجود چشم‌اندازسازی می‌توانیم امیدوار باشیم.
در سال‌ها 80 هم بانک جهانی بیشتر به حاشیه‌نشینی و ساماندهی آنها ورود می‌کرد و در آن دوران طرح‌های خوبی را برای توانمندسازی در چند استان مانند همدان، زاهدان، بندرعباس و کرمانشاه به سرانجام رساند و بارقه‌های امید را در بین مردم روشن کرد. آنها به دنبال مشارکت مردم در پروژه‌ها بودند. اما با ورود دولت به این قضیه باعث شد که پروژه‌ها آنطور که باید پیش نروند و ناامیدی در تحقق‌پذیری پروژه‌ها به وجود بیاید.
اما حال‌حاضر بهترین فرصت است که شهرداری و شورای شهر برای چشم‌اندازسازی آغاز کرده‌‌اند و ما هم به عنوان متخصصان شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری از شهروندان باید بخواهیم آنچه در ذهن برای شهر خود دارند را ارائه بدهند. یک چشم‌انداز خوب وقتی به‌وجود می‌آید که همه برای به وجود آمدن آن مشارکت داشته باشند. ترغیب مهندسان به مشارکت در این موضوع برای رسیدن به چشم‌انداز مورد نظر حرکت بسیار درستی است. در این طرح باید بدانیم به کجا و چگونه می‌خواهیم برسیم و برای آن آینده‌نگاری باید چه کاری انجام بدهیم.
اگر می‌خواهیم برای آینده برنامه داشته باشیم و به آن برسیم باید به صورت مداوم از شورا و شهرداری آن را بخواهیم و بعد از نوشتن چشم‌انداز هر چه که باشد باید شورا و شهرداری برنامه‌های خود را بر این اساس بچینند. اگر قرار است شهر گردشگری شود باید سیستم حمل‌ونقل، هتل‌ها، تبلیغات شهری، نماهای شهری، ساخت‌ و سازها همه باید بر مبنای چشم‌انداز طراحی و برنامه‌ریزی شوند و هر سال برنامه‌ها منطبق بر افق آینده باشند.
به نظر من بارقه‌های امید وجود دارد که در این تلاطم سیاسی و برنامه‌ریزی‌ها و نبود طرح‌های راهبردی، حداقل چشم‌اندازی که خود شهردار و شورای شهر خواسته‌اند، به نتیجه برسد ما همینجا در همین نشست‌ها و وبینارهای همدان‌پیام می‌توانیم موضوع چشم‌انداز 1420 را پیگیری کنیم و چشم‌اندازسازی کنیم و مردم را ترغیب کنیم که بیایند و نظرات خود را بدهند تا شهرداری به چشم‌انداز مناسبی برای 1420 برسد. آن موقع اگر شورا و شهرداری انحرافی در عملکردشان نسبت به چشم‌انداز داشته باشند می‌توانیم متذکر شویم که از مسیر دور شده‌اید. پس چشم‌انداز چیزی می‌شود که همه ما به آن نتیجه رسیده‌ایم و از شهردار و شورا برای رسیدن به آن می‌خواهیم که برنامه‌ریزی و تلاش کنند.
بنده امید خوبی برای چشم‌انداز همدان دارم چون خود شهرداری و شورا این موضوع را مطرح کرده‌اند ولی اگر این موضوع را دانشگاهیان مطرح می‌کردند شاید برای اجرا نمی‌توانستیم امید زیادی داشته باشیم.


وفایی
چشم‌انداز‌سازی کنیم

 همدان 1420 بحث جدی است که می‌تواند کمک کند جهت حرکت جهت درستی باشد. در دنیا عموماً وقتی می‌خواهند به تصویر ایده‌آلی برسند ابتدا آن را به تصویر می‌کشند و بعد برای رسیدن به آن چشم‌انداز بلندمدت و هدف عالی که تصور کرده‌اند برنامه‌ریزی می‌کنند و آن را به مقاطع کوچک‌تر تقسیم می‌کنند. بعد برای آن برنامه‌های کوتاه‌مدت و پروژه تعریف می‌کنند و در واقع می‌دانند چه کار کنند که به هدف موردنظر دست پیدا کنند.
بنده می‌خواهم یک جمله معترضه مطرح کنم و آن اینکه رسیدن به اهدافی که برای بلندمدت متصور می‌شویم نخستین لازمه‌اش این است که این برنامه را کسانی بپذیرند که برای‌شان نوشته شده و قرار است آن را اجرا کنند. ما برای مردم برنامه می‌نویسیم اما آنها هیچ اطلاعی از آن ندارند، چون این برنامه را بسیار محرمانه تلقی می‌کنیم و نه تنها مردم، بلکه صاحب‌نظران امر را هم از اینکه در جریان امور قرار بگیرند محروم می‌کنیم. در دنیا از سنوات خیلی دور وقتی که طرحی برای شهری تدوین می‌شد آن را در بیلبوردهایی در سطح شهر نصب می‌کردند و یا در بروشورهایی بین مردم توزیع می‌کردند و متخصصین نظرات مردم را از این طریق می‌گیرند.
دکتر سروش صحبت زیبایی داشت. آن بچه‌ای که میدان نقش‌جهان را می‌شناسد قطعاً می‌تواند در بهبود کیفیت برنامه‌ای که برای 20 سال آینده شهر نوشته می‌شود اثرگذار باشد و علاوه بر اثرگذاری وقتی که می‌بیند خودش در نوشتن آینده خودش سهیم است در اجرای آن برنامه‌ها و نسبت به رسیدن آن هدف تعصب خواهد داشت و تلاشش را می‌کند تا به آن هدف برسد. ما در شورای شهر شخصی را به عنوان نماینده خود انتخاب می‌کنیم که این فرد تفکرش به نظرات ما نزدیک‌تر و در شورای شهر انتقال‌دهنده نظرات ما به مدیریت شهری باشد. اما در حال‌حاضر شورای شهر چطوری فکر می‌کنند؟ آنها فکر می‌کنند رأی آورده‌اند بنابراین به عنوان ارباب مردم باید برای مردم تصمیم‌گیری کنند و مردم را به سمتی که خودشان دوست دارند هدایت کنند. شما ببینید چند درصد از عملکرد اعضای شورای شهر برای مدیریت شهر برآمده از نظراتی است که از مردم گرفته‌اند این را راحت می‌توان ارزیابی کرد و به نتیجه رسید .تا امروز کدام عضو شورا برای تصمیم‌هایش از مردم نظرسنجی کرده‌است؟
بنده افق 1420 همدان را به فال نیک می‌گیرم و امیدوارم طلیعه‌ای باشد برای اینکه اعضای شورای شهر همدان به این درک برسند که حرفی که می‌خواهند در شورا بزنند نباید حرف خودشان باشد. در حال‌حاضر نظراتی که مردم دارند عموماً با نظرات اعضای شورای شهر تفاوت دارد و دلیلش هم این است که اعضای شورای شهر فکر می‌کنند موقع انتخابات باید به مردم قول‌های مختلف بدهند و وقتی که رأی‌شان را گرفتند ولی‌نعمت مردم ‌شوند و برای آنها برنامه بنویسند و تصمیم بگیرند؛ این مکانیزم غلطی است. برای اینکه ما بخواهیم برنامه‌ای با قابلیت اجرایی برای افق 1420 داشته باشیم که منظم باشد و بتواند مردم را به خواسته‌شان برساند باید به‌روز باشیم و همانطور که دکتر سروش به CDS اشاره کرد همگام با دنیا که چشم‌انداز شهرها را براساس خواسته مردم و متخصصان طراحی می‌کنند، پیش برویم.
به نظر من برای اینکه برای شهر یک برنامه منظم و خوبی داشته باشیم بهترین راهکار همین است که شهرداری و شورای شهر مطرح کرده است. من هم سعی می‌کنم خوش‌بین باشم ولی فکر می‌کنم این هم تبلیغاتی است چون شورای شهر وقتی می‌‌دانسته به‌زودی عمر این دوره در حال تمام شدن است و نزدیک به انتخابات است موضوع چشم‌انداز 1420 را مطرح کرد. به نظرم این یک تصمیم واقعی نیست. حتی فکر می‌کنم اگر اعضای فعلی دوباره رأی بیاورند برنامه چشم‌انداز 1420 را لغو کنند و بگویند رأی‌مان را گرفته‌ایم و دیگر به مردم نیازی نداریم. اعضای شورای شهر اگر می‌خواهند کاری انجام بدهند در ابتدای آغاز به‌کار شورای شهر باید چنین برنامه‌ها و ایده‌هایی ارائه بدهند که 4 سال برای برنامه‌ریزی و رساندن آن به مرحله اجرا فرصت داشته باشند. تا افراد بعدی که روی کار می‌آیند مکلف به اجرای آن و ادامه راه آنها باشند.
این ایده اعضای شورای شهر بسیار خوب است ولی چرا 3 ماه به انتخابات به این فکر افتاده‌اند؟ آنها و می‌دانند که در این مدت کم باقیمانده این کار به نتیجه نخواهد رسید ولی آن را مطرح کرده‌اند.
به نظر من اعضای آینده شورای شهر اگر واقعاً قصدشان خدمت به مردم است یک برنامه منسجم در 3 ماهه ابتدایی حضورشان در پارلمان شهری برای چشم‌انداز 1420 همدان بنویسند و فقط از متخصصین امر نظر نگیرند، بروند در نقاط مختلف شهر و حسینیه‌ها و اماکن عمومی با مردم صحبت کنند و نظرات و برنامه‌های آنها را جمع‌آوری کنند و بعد از شنیده شدن همه این صحبت‌ها توسط یک تیم متخصص با روش‌های علمی روز دنیا نظرات را جمع‌بندی کنند.
در حال‌حاضر 30 نرم‌افزار برای بررسی آرا و نظرات مردمی در دنیا طراحی شده که استفاده از آنها سخت نیست. بیایند نظرات مردم و متخصصین را با استفاده از این نرم‌افزارها جمع‌بندی کنند و آن را جلوی شهرداری بگذارند که به‌زودی می‌خواهند او را انتخاب کنند. و بگویند شما باید این برنامه را اجرا کنی اگر به این برنامه اعتقاد داری حکم شهرداری شما امضاء می‌شود و اگر اعتقاد ندارد نفر بعدی را برای گزینه شهرداری انتخاب کنند.


 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.