|
۱- شهرک صنعتی مشترک ایران و افغانستان در مرز ایجاد می شود. گویا این اقدام در راستای هدفگذاری برای افزایش حجم تجارت به ۱۰ میلیارد دلار انجام خواهد شد. گفتنی است افغانستان و ایران میتوانند در زمینههای صنعتی، ایجاد شهرک صنعتی یا منطقه ویژه صنعتی مشترک در مرز دو کشور، همکاریهای مشترکی داشته باشند.
۲- سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی در حال حاضر 14/7 درصد است. گویا در برنامه هفتم دستیابی به سهم ۱۰ درصدی هدفگذاری شده است. گفتنی است تحقق این هدف مستلزم توسعه همزمان زیرساختهای ارتباطی، هسته شبکه، پلتفرمها و خدمات دیجیتال و همچنین فراهمکردن بستر مناسب برای سرمایهگذاری بخش خصوصی است.
۳- اطلس داراییهای آموزش و پرورش به عنوان نقشه راهی برای تبدیل مدرسه به موتور سرمایهساز تدوین میشود. گویا در این اطلس املاک و فضاهای قابل بهرهبرداری، ظرفیتهای مهارتی، خدمات تخصصی، تولید محتوا و سایر پتانسیلها دارای قابلیت ایجاد درآمد مشخص میشود. گفتنی است درآمدهای اختصاصی آموزش و پرورش میتواند در کنار بودجه عمومی برای ارتقای رفاه فرهنگیان، خدمات، مسکن، بیمه، امکانات حرفهای و کیفیت مدارس مورد استفاده قرار گیرد اما این درآمدها نباید جایگزین تعهد دولت در پرداخت حقوق معلمان شود.
۴- هدایت بیماران به سطح مناسب خدمت، راهکار کاهش فشار بر مراکز درمانی مرجع است. گویا یکی از چالشهای نظام سلامت، تجمع تقاضا در برخی مراکز درمانی است؛ در حالی که همه مراجعات نیازمند دریافت خدمات در مراکز فوقتخصصی نیستند و بخشی از خدمات را میتوان در سطوح دیگر نظام سلامت ارائه کرد. گفتنی است هدف از ساماندهی مراجعات این نیست که دسترسی بیمار به خدمات محدود شود بلکه باید بیمار در کوتاهترین زمان ممکن به مرکز و پزشکی هدایت شود که متناسب با نیاز درمانی او خدمات ارائه میکند.
۵- تاخیر در پرداخت مطالبات بیمهها؛ عامل افزایش فشار هزینههای درمان بر مردم شده است. گویا ضعف بیمهها پرداختی از جیب مردم را به بیش از ۶۵ درصد رسانده است. گفتنی است در حالی که قانون تکلیف کرده بود بیمهها با یکدیگر تجمیع شوند و صندوق بیمه سلامت تشکیل شود، این تکلیف به طور کامل اجرا نشده است.
|