|
چهارشنبه دوم بهمن ماه به حمدا... نتیجه تأیید صلاحیتها که آمد و خیالمان راحت شد البته جز موارد شرعی و مأموریت کاری چیزی هم نبود که بخواهند گیر بدهند در مورد آن یک مورد هم که خوشبختانه فعلا از شفافیت و این داستانها خبری نیست و به قول معروف قانون عطف به ماوقع نمیشود و از این ستون به آن ستون فرج است، آقای اکبری آمد دفتر گفت مبلغی که قرار بوده از طریق صندوق کارگران و معلمان تأمین شود قطعی شده، انشاا... ورودی محکم را رقم خواهیم زد.
پنج شنبه سوم بهمنماه/ این نماینده قدیمیه خیلی سمجه امروز در مراسم او را دیدم و برایش آرزوی توفیق کردم، خجالت نمیکشد همچنان میخواهد با قیافه تکراری خود مانع حضور جوانان شود، فقط باید پیش از دریافت اعتبار صندوق و کمکهای مردمی اسپانسرها، مبلغی از جیب هزینه کنم برای کاشت مو، چارهای نیست هر چه موها را از پس کله به جلو میکشم کفاف نمیدهد، پیشانیام کوتاه به نظر میرسد و موجب میشود پیرتر از این مردک رقیب به نظر بیایم.
جمعه چهارم بهمنماه/ در مراسم یادبود رفتگان شرکت کردم، سپردم سبیل طرف را چرب کنند که عکسهای من در هنگام شمعروشن کردن را در فضای مجازی ترند کند هشتک کاندیدای- مردمی، بعدازظهر در جلسه «محکومیت یادکنندگان» شرکت کردم و به صورت مبسوط در مورد عوارض تعطیلشدن گاه و بیگاه مملکت سخنرانی کردم، عصر چایی و هندوانه خوردیم و با بچهها در مورد وزارتخانههایی که دوست دارند استخدام شوند صحبت کردم به هر حال به انرژی نیاز دارند، عیال میگفت خواهرش تماس گرفته التماس دعا دارد گفتم هنوز نه به دار است نه به بار و به خواهرش بگوید من اهل پارتیبازی نیستم.
شنبه پنجم بهمنماه/ این آقا ورداشته اسم مرا در لیست مستقلها چاپ کرده، حالی ازش بگیرم که در تاریخ به یادگار بماند، من خودم جماعت اونوریها را بنیان گذاشتم حالا کارشان به جایی رسیده که ما را خط میزنند، باشد به وقتش.
یکشنبه ششم بهمنماه/ هنوز این مبلغ صندوق نیامده اما خدا خیر دهد حاج آقا بازارپسند امروز به صورت خودمعرف حامی من شد و هدیهای داد که خیلی به موقع بود، بخشی برای ناهار اقوام که از شهرستان و ولایات اطراف آمده بودند هزینه شد بخشی را هم سپردم کامران یک اتومبیل آبرومندی تدارک ببینند برای این ایام که جوانپسند و چیزکُش باشد، به هر حال نمیشود که نیمی از جامعه را نادیده گرفت و عقل جنس لطیف به چشمش است، عیال هم خوشحال شد.
دوشنبه هفتم بهمنماه/ سفارش کردم حقوق کارگرها را این ماه بیست و هشتم به همراه معوقات پرداخت کنند از الان هم بسپارند شناسنامهها را دم دست بگذارند، باید یک بنده خدایی را پیدا کنم که متنهای خوب و محکمی بنویسد اوضاع قمر در عقرب است نه میشود خیلی علنی این طرف غش کرد نه آن طرف، همان بهتر که اسم ما را در لیست نیاوردند من از اول هم به مستقلیون بیشتر متمایل بودم، گور پدر حمایت حزبشان هم کرده ما که تا به حال چیزی ندیدیم.
سه شنبه پانزدهم بهمن ماه/ طرف بلند شده میگوید چه برنامهای برای شهرستان دارید؟ آن یکی از من در مورد راهکارهای رفع مشکلات مردم سوال میکند؟ این حرفها چه معنایی دارد؟ مردم چه انتظاراتی دارند؟ ما هم یک نماینده مثل قبلیها مثل بعدیها، انشاا... اولا وظیفه ملی خود را انجام میدهیم و مصوباتی را هم تصویب خواهیم کرد قرار نیست که شقالقمر کنیم، خوب است دورههای آموزشی برای آشنایی موکلان با حیطه وظایف ما بگذارند که این قدر سؤالات عجیب و غریب نپرسند، کت و شلوار از تهران رسید ماشاا... بزنم به تخته، قبای نمایندگی برازنده خودم است و بس.
|