چله خانهنشینی مردم ایران تقریبا به سر رسیده است، از ابتدای شیوع ویروس کرونا مسئولان و دولت از مردم یک مطالبه داشتند و آن اینکه در خانه بمانید و زنجیره ارتباط انسانی را برای جلوگیری از شیوع ویروس قطع کنید.
نمیشود گفت همه مردم به این تاکید توجه کردند اما بیشتر جمعیت کشور برنامه خانهنشینی را رعایت کردند. مردم با لغو سفرهای نوروزی تا میهمانیها و هرآنچه در استقبال از آغاز سال نو هر ساله انجام دادهاند و کاهش ترددهای غیرضروری تلاش کردهاند تا حدودی در تامین سلامت خودشان و شهروندان و مردم جامعه موثر باشند. هرچند، هستند همیشه تعدادی از مردم که در اجرای برخی موارد، سر باز بزنند و مراعات نکنند اما این حداقل جمعیت را شامل میشود.
در هرحال اغلب مردم ۴۰ روز یا بیشتر و کمتر در خانه نشسته و کسبوکار خود را تعطیل کردهاند و یک چشمشان بالا و پایین رفتن آمارها را نگاه میکند و چشم دیگر به قبض و پیامکهای اقساط و برق و گاز، تلفن، و... دوخته شده است و از طرفی چشم امیدشان هم به راهکارهای دولت که آیا موثر واقع میشود یا خیر؟!
در شرایط فعلی بحث معیشت و اقتصاد خانوارهای ایرانی به تبع تاثیر منفیای که کرونا روی اقتصاد و درآمد کشور گذاشته است مدنظر است! مردم میگویند کارمندان دولت نسبت به سایر اقشار، امنیت مالی و اقتصادی بیشتری دارند آنها حداقل پایه حقوق ثابتی در هر صورت دارند اما مشاغل آزاد این روزها را چگونه سر میکنند؟!
شاید واژه "چک دارم" این روزها خیلی تکراری باشد اما باید پذیرفت بخشی از زندگی مردم بهویژه مشاغل آزاد با ردوبدل چک میگذرد، حالا تصور کنید این ماه چند خانواده ایرانی یا سرپرست خانواده ایرانی که از رده مشاغل آزاد است، چک بدهی دارند؟! و باید در موعد مقرر نقد شود و مطالبهگر هم روی تاریخ وصول چک حساب کرده و به کسی دیگر وعدهای داده است!
حساب کنید چند درصد مشاغل شهر شما آزاد است و مثلا فستفود، نقاش، کارگر روزمزد، راننده خطی، باربری، رستوران، تالار، مغازهدار و...، این افراد این ۴۰ روز را چگونه گذراندهاند و اگر کرونا به این زودی مهار نشود و بازار عرضه و تقاضا به حالت اصلی باز نگردد چگونه خواهند گذراند!؟
دولت که همیشه ابتدا ماجرا را نادیده گرفته یا بقول خودش غافلگیر شده و خیلی راحت از کنار آن عبور میکند، مثل همین شیوع کرونا، خیلی راحت میتوانست پیشاز آغاز سال تحویل قرنطینه شهرها را جدی کلید بزند و همین ۱۵ روز تعطیلی نوروز کمک بزرگی به مهار و کنترل ویروس بود! که البته زمانی به خودش آمد که سفرهای بسیاری در حال انجام بود و بسیاری هم به مقصد رسیده بودند.
حالا هم که مردم میگویند خانه ماندن بار روانی بسیاری برای آنها داشته است زیرا بیبرنامهگی دعوت به خانهنشینی، آنها را در روزمرگی محض فرو برده است.
مردم از مقایسه کمکهای دولتها میگویند
پای صحبت مردم که مینشینیم، گلایهمندند، میگویند دولت توصیه میکند در خانه بمانید، کسبوکار هم که فعلا تعطیل و بعدها هم شیفتی و ساعتی و...! اما خودش حاضر نیست از قبض آب و برق و گاز بگذرد یا حدقل نیمبها کند.
مدام میگوید وام میدهیم!
منابع خبری میگویند: دولت گرجستان اعلام کرده است هزینه مصرف برق و گاز مشترکان گرجستان در ۳ ماه مارچ، آوریل و می بهشرط آنکه از دویست کیلو وات ساعت برای برق و دویست مترمکعب برای گاز بیشتر نشود، رایگان است. همچنین مالیات بر ارزش افزوده در این ۳ ماه گرفته نخواهد شد یا کمکهای دولتهای دیگر به مردم را بررسی میکنند، کمک ۴ میلیارد دلاری دولت ژاپن، بودجه ۴۸۰ میلیارد دلاری چین برای کمک به بخش تولید!
اما رئیس جمهور ایران در ستاد هماهنگی اقتصاد: مرحله دوم بسته معیشتی آخر فروردین پرداخت میشود و به ۴ میلیون نفر وام یک تا ۲ میلیون با کارمزد ۴ درصد پرداخت میشود. مردم میگویند، آیا دولت از هزینه خانوارهای ایرانی خبر ندارد؟ همان وام اقساطش با سود ۴ درصد از یارانه و معیشت کسر میشود و حسابی که روی این هزینه داشتهاند هم یک بدهی دیگر برای آنها میشود.
مردم نگرانند و دستخالی
علی ۲۷ساله، لیسانس، نقاش ساختمان و مستاجر است او میگوید: هزینه ماهانه زندگیاش ۲میلیون ۵۰۰ هزار تومان است که شامل اقساط و سایر مخارج است. علی از بهمنماه بیکار است و سفارش کار نداشته، اسفند هم که کرونا دلیل خانهنشینیاش شده است و فعلا هم پایان فروردین نزدیک است، ۳ ماه بیکاری و بدون درآمد تقریبا ۷ونیم میلیون هزینه ثابت هم روی دستش مانده است! او در خانه نشسته و هزینهاش را هم دارد پرداخت میکند، نه بیمه ای دارد و نه پساندازی که این روزها از آن هزینه کند.
پیشنهاد کاهش هزینه حاملهای انرژی
محسن ۳۴ ساله اما مجرد است او میگوید خانهنشینی ما را هم بینصیب نگذاشت، درباره تسهیلات دولت میگوید: مبالغی که برای کمک واریز شده به هیچوجه پاسخگوی هزینه خانوار ایرانی نیست حتی یکماه، ولی با توجه به کاهش شدید درآمدهای کشور، باید توان دولت را هم سنجید!
ضمن اینکه تنها راه کمک فعلا استفاده از صندوق ذخیره ارزی است که دولت تنها میتواند درخواست دهد.
محسن میگوید ناگزیر خانهنشینی را انتخاب کرده است و تعطیلی کار صدمات زیادی به وضعیت اقتصادی او وارد کرده است، مثلا پروژهای که میتوانست در این مدت حدود ۲۰ الی ۳۰ میلیون درآمدزائی و اشتغال داشته باشد، کلا تعطیل شد. ما درآمدی نداریم، تحریم بهشدت سنگین و کمرشکن است.
مردم پذیرفتهاند که دولت هزینههای جاری دارد و پولی هم ندارد و هزینههای کشور بهشدت زیاد است و درآمدها بهشدت افتضاح، واقعا شرایط سخت است، اما آنها پیشنهاد کاهش قیمت حاملهای انرژی را مطرح میکنند و بستههای معیشتی که باید تقویت شود و مالیاتهایی که نیاز است، بهشدت کاهش پیدا کند.
بانکها همچنان بیتوجه به مصوبه مدیرکل
اما بانکها چه میکنند؟ وقتی بانکها در مقابل مصوبه مدیرکل تعظیم نکرده و از همان ابتدا شروع به کسر اقساط از حساب مشتریان کردند در این شرایط، چگونه میشود انتظار داشت که پرداخت وام را تسهیل کنند؟! آن هم وامهای کمبهره!
بیمعیشتها چه کنند؟!
برخی دهکهای پائین جامعه هنوز یارانه و کمکمعیشتی نمیگیرند این افراد که هنوز شناسایی نشدهاند و سیستم نتوانست نیازمندی آنها را شناسایی و تایید کند در روزهای کرونایی چه کنند؟
نبود خلاقیت در صداوسیما و خستگی کودکان از خانهنشینی
اما یک موضوع دیگر، مردم از خسته شدن در خانه هم میگویند، پدری میگوید؛ توان نگه داشتن فرزندنمان را درخانه نداریم، حدقل انتظار میرفت تلویزیون ابتکار و خلاقیتی بهخرج دهد و کمک کار خانوادهها باشد اما نتوانست این جذبه را ایجاد کند.
حتی برنامه ورزشی را هم نتوانست اجرا کند درحالی که سالها پیش کارشناسان ورزشی اجرا داشتند.
تصور کنید با آپارتمانهای محدود و کوچک ما چقدر میتوانیم توپ را به در و دیوار بزنیم و خودمان فرزندمان را سرگرم کنیم؟ دقیقا ۴۰ روز است فرزندمان بیرون را ندیدهاند و واقعا کلافه و افسرده شدهاند!
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.