|
سال گذشته امروز از صبح زود، کرکره بسیاری از طلافروشیها که بالا رفت، خیابان رنگ دیگری داشت. هنوز ساعت کاری بازار به نیمه نرسیده بود که ویترینها پر از نگاههایی شد که نه فقط برای خرید، بلکه برای امید آمده بودند. یکی سکهای کوچک میخواست، دیگری نیمگرم طلا و آن یکی فقط انگشتری ارزانقیمت. جملهای که این روزها در شبکههای اجتماعی بارها تکرار شده بود، همه را به بازار کشانده بود، اگر در روز ۱۳صفر طلا بخری، تا سال آینده روزی و خوششانسی نصیبت میشود.
روز گذشته در گوشهای از بازار، زنی جوان با لبخند میگفت، راست و دروغش را نمیدانم، اما گفتم اگر حقیقت داشته باشد، چرا امتحانش نکنم؟ چند قدم آنطرفتر، مردی میانسال تنها یک پلاک کوچک انتخاب کرده است، میگوید: پول زیادی ندارم، اما شاید همین خرید، گرهای از زندگی باز کند.
بازار، شلوغتر از همیشه است؛ نه به خاطر کاهش قیمت طلا و نه به دلیل مناسبت اقتصادی، بلکه به خاطر روایتی که تنها در چند سال اخیر در فضای مجازی متولد شده و با سرعتی عجیب میان مردم دست به دست میشود.
خرافهای که از شبکههای اجتماعی متولد شد
بررسیها نشان میدهد باور به خوشیمن بودن خرید طلا در ۱۳صفر نه سابقه تاریخی دارد، نه پشتوانه دینی و نه حتی در فرهنگ عامه ایران ریشهای شناختهشده است. برعکس، در بسیاری از منابع تاریخی و باورهای قدیمی، عدد ۱۳روزی نحس تلقی میشده و درباره آن احتیاطهایی مطرح بوده است.
با این حال، شبکههای اجتماعی روایت تازهای ساختهاند؛ روایتی که فقط به خرید طلا محدود نیست. در روزهای منتهی به ۱۳صفر، برخی صفحات اینستاگرامی به مخاطبان خود توصیه کردند برای خانهدار شدن جاکلیدی بخرند، برای فرزنددار شدن لباس کودک یا عروسک تهیه کنند و برای افزایش روزی، حتی کوچکترین قطعه طلا را از دست ندهند.این توصیهها نه سند دینی دارند، نه مستند علمی؛ اما قدرت تکرار در فضای مجازی، آنها را به یک باور عمومی تبدیل کرده است.
وقتی امید از منطق جلو میزند
شاید مهمترین پرسش این باشد که چرا چنین روایتهایی تا این اندازه مورد استقبال قرار میگیرند؟ پاسخ را باید در شرایط امروز جامعه جستوجو کرد. در روزگاری که بسیاری از خانوادهها با فشارهای اقتصادی، نگرانی از آینده، گرانی مسکن، دشواری اشتغال و دغدغههای معیشتی روبهرو هستند، هر روزنهای از امید میتواند جذاب باشد؛ حتی اگر پشتوانهای نداشته باشد. روانشناسان معتقدند انسان در شرایط نااطمینانی، بیش از هر زمان دیگری به دنبال نشانههایی برای کنترل آینده میشود. خرید یک قطعه کوچک طلا شاید از نظر اقتصادی سرمایهگذاری بدی نباشد، اما زمانی که فرد باور کند موفقیت، ثروت یا خوشبختی تنها به انجام یک خرید در روزی خاص وابسته است، مرز میان امید و خرافه بسیار باریک میشود.
بازاری که از یک شایعه رونق گرفت
فعالان بازار طلا نیز امسال از حجم مراجعه مردم شگفتزده شدند. بسیاری از آنان میگویند در سالهای گذشته چنین ازدحامی را در ۱۳صفر تجربه نکرده بودند.واقعیت این است که فضای مجازی امروز میتواند در مدت کوتاهی رفتار اقتصادی هزاران نفر را تغییر دهد. همان ابزاری که میتواند فرهنگسازی کند، اگر بدون مسئولیت به کار گرفته شود، قادر است موجی از شایعات و باورهای بیاساس را نیز به راه بیندازد. قدرت شبکههای اجتماعی آنقدر زیاد شده که حتی روزی که در برخی منابع کهن، روزی نامبارک توصیف شده، اکنون به روز خرید و خوششانسی تبدیل شده است.
مرز باریک باور و خرافه
خرید طلا، اگر با هدف سرمایهگذاری یا حفظ ارزش دارایی باشد، تصمیمی اقتصادی است؛ اما اگر تنها با امید به اینکه یک روز خاص بتواند سرنوشت انسان را تغییر دهد انجام شود، دیگر نمیتوان آن را یک انتخاب منطقی دانست.
تاریخ نشان داده است که خوشبختی، ثروت و موفقیت، محصول تلاش، برنامهریزی، دانش و پشتکار هستند، نه نتیجه خرید یک کالا در روزی خاص.شاید بزرگترین درس ماجرای ۱۳صفر همین باشد؛ اینکه در عصر شبکههای اجتماعی، پیش از آنکه دکمه «اشتراکگذاری» یک روایت را فشار دهیم یا بر اساس آن تصمیم اقتصادی بگیریم، لحظهای از خود بپرسیم: این باور از کجا آمده است؟ شاید پاسخ همین پرسش ساده، ما را از ایستادن در بسیاری از صفهایی که پایانشان فقط یک شایعه است، نجات دهد.
|