|
کاروانسرای مدور همدان در انتظار نسخهای برای باززندهسازی
در میانه روستای تاجآباد، بنایی ایستاده که ارزش آن دیگر صرفاً با معیارهای ملی سنجیده نمیشود. کاروانسرای تاجآباد امروز بخشی از یک میراث جهانی است؛ یکی از ۵۴ کاروانسرایی که در پرونده کاروانسراهای ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفتهاند. یونسکو این مجموعه را شاهدی بر شبکه تاریخی راههای تجاری و زیارتی ایران و تداوم سنت کاروانسراسازی در گسترهای چند هزار کیلومتری میداند.
اما در همدان، یک سؤال اساسی همچنان بیپاسخ مانده است که تاجآباد با این جایگاه جهانی، چه سهمی از اقتصاد گردشگری استان دارد؟ پاسخ را نمیتوان فقط در میزان مرمت بنا، تعداد بازدیدکنندگان یا تعداد خبرهای مربوط به آن جستوجو کرد. مسئله اصلی، نبود یک مدل روشن برای تبدیل ارزش تاریخی و جهانی تاجآباد به محصول گردشگری، جریان گردشگر و درآمد پایدار است.
این همان حلقهای است که اگر برای آن چارهای اندیشیده نشود، فاصله میان «ثبت جهانی» و «بهرهبرداری واقعی از میراث جهانی» روزبهروز بیشتر خواهد شد.
یک استثنای معماری در غرب کشور
کاروانسرای تاجآباد در روستای تاجآباد سفلی، از توابع شهرستان بهار، قرار دارد و با پلان مدور خود از نمونههای متفاوت معماری کاروانسرا در ایران به شمار میرود.در الگوی متعارف بسیاری از کاروانسراهای ایرانی، حیاط مرکزی با حجرهها و فضاهای خدماتی در پیرامون آن، غالباً در قالب پلانهای چهارگوش شکل گرفته است؛ اما تاجآباد با ساختار مدور خود، تصویری متفاوت از سازمان فضایی کاروانسرا ارائه میدهد.
همین ویژگی، تاجآباد را از یک «کاروانسرای دیگر» به یک جاذبه معماری متمایز تبدیل میکند.اهمیت بنا در سال ۱۳۷۶ با ثبت در فهرست آثار ملی تثبیت شد و در سال ۱۴۰۲، قرار گرفتن آن در پرونده «کاروانسراهای ایرانی» یونسکو، جایگاه آن را در مقیاسی جهانی ارتقا داد.اما ثبت جهانی، پایان مسیر نیست اتفاقاً از اینجا مسئولیت سختتر آغاز میشود.
میراث جهانی یک فرصت نیمهتمام
کاروانسرا در گذشته فقط یک بنای معماری نبود. کارکرد داشت؛ محل توقف، استراحت، مبادله کالا، ارتباط اجتماعی و شکلگیری فعالیت اقتصادی در مسیرهای ارتباطی بود.
یونسکو نیز در معرفی «کاروانسراهای ایرانی» بر همین کارکرد تاریخی تأکید دارد؛ کاروانسراها محل تأمین سرپناه، غذا و آب برای مسافران، زائران و کاروانها بودهاند و در طول تاریخ نقش اجتماعی و اقتصادی مهمی در شبکه راههای ایران ایفا کردهاند.
بنابراین اگر امروز کاروانسرایی مانند تاجآباد را صرفاً به عنوان یک بنای تاریخی حفظ کنیم، اما نتوانیم برای آن کارکرد معاصر و سازگار با ارزشهای میراثی تعریف کنیم، در واقع بخشی از ماهیت اصلی آن را نادیده گرفتهایم.
تاجآباد قرار نیست دوباره محل توقف کاروانهای شتر و اسب شود؛ اما میتواند در قالب اقتصاد گردشگری امروز، همان نقش «ایستگاه» را با تعریفی جدید ایفا کند.
ایستگاهی برای تجربه تاریخ.
ایستگاهی برای شناخت معماری.
ایستگاهی برای غذا و فرهنگ محلی.
ایستگاهی برای صنایعدستی.
ایستگاهی برای اقامت.
و مهمتر از همه، ایستگاهی برای خلق ارزش اقتصادی در جامعه محلی.
مسئله مرمت نیست؛ مدل بهرهبرداری است
این نکته باید جدی گرفته شود که مطالبه برای تاجآباد نباید به «مرمت بیشتر» محدود شود. مرمت، ضرورت نخست حفاظت است، اما مقصد گردشگری با مرمت بهتنهایی ساخته نمیشود. برای آن باید بازار تعریف شود، مخاطب شناخته شود، مسیر دسترسی و اتصال به شبکه گردشگری مشخص شود، خدمات ایجاد شود، تجربه طراحی شود و مدل درآمدی شکل بگیرد.
در ادبیات امروز حفاظت میراث، این رویکرد با مفهوم باززندهسازی و استفاده مجدد سازگار شناخته میشود؛ یعنی بنا ضمن حفظ ارزشهای تاریخی و معماری، بتواند کارکردی متناسب با نیازهای امروز پیدا کند. اتفاقاً کمیته میراث جهانی یونسکو در تصمیم سال ۲۰۲۵ درباره پرونده کاروانسراهای ایرانی، توسعه دستورالعملهایی برای باززندهسازی و بهرهبرداری مجدد از کاروانسراها با هدف ادغام گردشگری پایدار و کارکردهای تجاری را مورد توجه قرار داده است.این یعنی حرف از سرمایهگذاری در کاروانسرا، الزاماً در تضاد با حفاظت نیست. سرمایهگذاری درست، میتواند یکی از ابزارهای حفاظت پایدار باشد.
سرمایهگذار را نباید فقط پیدا کرد
یکی از مشکلات جدی در پروژههای میراث فرهنگی این است که گاهی انتظار داریم سرمایهگذار خودش بیاید، ظرفیت بنا را کشف کند، طرح بدهد، مدل اقتصادی طراحی کند، ضوابط را بشناسد و ریسکهای پروژه را بپذیرد. در چنین شرایطی طبیعی است که بسیاری از سرمایهگذاران عقبنشینی کنند. اکنون نوبت مدیریت است که از این ارزش، فرصت بسازد.
پرسش امروز تاجآباد این نیست که چرا باید حفظ شود؛ پرسش این است که چگونه باید زنده شود. کاروانسرایی که روزگاری محل عبور و توقف کاروانها بود، امروز در نقطهای ایستاده که میتواند محل عبور سرمایه، گردشگر، تجربه و درآمد باشد. اما برای رسیدن به این نقطه، یک تصمیم لازم است و آن هم این است تاجآباد باید به عنوان یک پروژه سرمایهگذاری و باززندهسازی میراث جهانی، در اولویت برنامههای میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان قرار گیرد. نه فقط برای نجات یک کاروانسرا؛ بلکه برای آزمودن یک مدل جدید در همدان اینکه چگونه میتوان میراث جهانی را از ویترین بیرون آورد، وارد زندگی امروز کرد و بدون قربانیکردن اصالت آن، به بخشی از اقتصاد گردشگری تبدیل کرد.
سرمایهگذار حرفهای پیش از ورود به پروژه میپرسد:
بازار کجاست؟
مشتری کیست؟
درآمد پروژه از کجا تأمین میشود؟
دوره بازگشت سرمایه چقدر است؟
چه نوع کاربری مجاز است؟
چه میزان سرمایه نیاز است؟
مدل قرارداد چیست؟
ریسکهای حقوقی و حفاظتی چیست؟
و دولت و دستگاه متولی چه تعهدی دارند؟
بنابراین اگر ادارهکل میراث فرهنگی همدان واقعاً به دنبال ورود بخش خصوصی به تاجآباد است، باید به جای انتظار برای ظهور یک سرمایهگذار معجزهآسا، یک پروژه سرمایهگذاری قابل ارائه ایجاد کند.
نسخه پیشنهادی کارشناسان گردشگری در روزنامه همدان پیام در زمینه بسته سرمایهگذاری تاجآباد اینگونه است که ، تاین کاروانسرا میتواند به عنوان یک پروژه مشخص سرمایهگذاری تعریف شود.
یک بسته حرفهای که حداقل شامل پنج بخش باشد:
اول؛ مطالعات میراثی و حفاظتی:
ارزشهای برجسته بنا، محدودههای مداخله، عناصر غیرقابل تغییر و ظرفیتهای مجاز برای استفاده مجدد.
دوم؛ مطالعات بازار گردشگری:
شناخت گردشگران هدف، مسیرهای گردشگری همدان، بازارهای داخلی و خارجی و ظرفیت اتصال تاجآباد به سایر جاذبههای استان.
سوم؛ مدل کسبوکار:
برآورد سرمایه اولیه، هزینه بهرهبرداری، منابع درآمدی، سناریوهای مالی و دوره بازگشت سرمایه.
چهارم؛ طراحی تجربه گردشگر:
اینکه گردشگر در تاجآباد دقیقاً چه چیزی میبیند، چه چیزی تجربه میکند، چه خدماتی دریافت میکند و چرا باید برای آن هزینه کند.
پنجم؛ مدل مشارکت بخش خصوصی و دولت:
شفافسازی نوع قرارداد، مدت بهرهبرداری، تعهدات سرمایهگذار، تعهدات دستگاه متولی و سازوکار نظارت بر حفاظت بنا.
در چنین شرایطی، سرمایهگذار با یک «بنای تاریخی» مواجه نیست؛ با یک پروژه گردشگری تعریفشده مواجه است و
این تفاوت بسیار مهم است.
تاجآباد عامل فعال شدن اقتصاد روستا
اگر بهرهبرداری از کاروانسرا درست طراحی شود، منفعت آن نباید در دیوارهای بنا متوقف بماند. یک مقصد گردشگری موفق، زنجیرهای از خدمات پیرامونی ایجاد میکند. صنایعدستی، محصولات کشاورزی و محلی، غذا، اقامت روستایی، حملونقل، خدمات راهنمایی، اجرای رویدادها، فروش محصولات فرهنگی و حتی آموزشهای مرتبط با هنر و معماری میتوانند در این زنجیره قرار بگیرند. در این مدل، کاروانسرا تبدیل به یک «جزیره گردشگری» نمیشود؛ بلکه به موتور محرک اقتصاد گردشگری روستا تبدیل خواهد شد. این همان نقطهای است که مفهوم میراث فرهنگی با توسعه محلی پیوند میخورد.
یک فرصت جدی برای مدیریت جدید
مدیریت جدید میراث فرهنگی همدان در برابر تاجآباد با یک فرصت مواجه است که میتواند فراتر از این بنا اثرگذار باشد.
اگر برای تاجآباد یک مدل موفق باززندهسازی و بهرهبرداری اقتصادی طراحی شود، این مدل قابلیت تعمیم به دیگر بناهای تاریخی استان را نیز خواهد داشت.همدان کمبود اثر تاریخی ندارد؛ آنچه کم دارد، مدلهای موفق تبدیل میراث به محصول گردشگری و محصول گردشگری به درآمد است.از همین منظر، تاجآباد میتواند یک پروژه پایلوت باشد.پروژهای که نشان دهد چگونه میتوان میان سه هدف ظاهراً متضاد، یعنی حفاظت، سرمایهگذاری و گردشگری تعادل ایجاد کرد.
ثبت جهانی نباید تبدیل به نقطه پایان برنامهریزی شود اتفاقاً پس از ثبت جهانی، حساسیت نسبت به مدیریت، حفاظت، پایش و نحوه مداخله در بنا افزایش مییابد. در اسناد یونسکو نیز برای تاجآباد و دیگر اجزای پرونده، مقررات مشخصی درباره مداخلات، ایجاد زیرساختها، تأسیسات و فعالیتهای مرتبط با باززندهسازی و بهرهبرداری در نظر گرفته شده است.
بنابراین توسعه گردشگری تاجآباد نمیتواند با تصمیمهای مقطعی و کاربریهای بدون مطالعه پیش برود.این بنا به طرح مدیریت، مطالعات اقتصادی و گردشگری و سرمایهگذاری منطبق با الزامات حفاظتی نیاز دارد.در واقع، مسئله نه «تجاریسازی بنا» بلکه اقتصادیکردن حفاظت است.تفاوت این دو، تفاوت میان یک پروژه گردشگری پایدار و یک مداخله مخرب در میراث تاریخی است.
همدان در سالهای اخیر از ظرفیتهای جهانی خود سخن بسیار گفته است؛ اما در نهایت گردشگری با تعداد عنوانهای ثبتشده سنجیده نمیشود.معیار واقعی این است که گردشگر چند شب میماند، چه میزان هزینه میکند، چه تجربهای به دست میآورد و چه سهمی از این هزینه در اقتصاد محلی باقی میماند.تاجآباد اگر فقط در فهرست جاذبههای گردشگری همدان باقی بماند، یک فرصت از دسترفته است.اما اگر بتواند در قالب یک مقصد گردشگری فرهنگی و روستایی تعریف شود، میتواند حلقهای از زنجیره گردشگری غرب استان را شکل دهد.اینجا دقیقاً همان جایی است که باید نگاه مدیریت میراث فرهنگی از «حفاظت از بنا» به «مدیریت ارزش بنا» تغییر کند.تاجآباد ارزش خود را ثابت کرده است؛ ثبت ملی و سپس ثبت جهانی، دیگر جای تردیدی در این باره باقی نگذاشته است.
|