ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 29 شهريور 1405

کد خبر : 111032
 
مراسم سالروز شهادت شهید نوژه امروز برگزار می‌شود
تاریخ خبر : 1399-05-25
     
 
 
     
متن خبر :

 مراسم سالروز شهادت شهید خلبان محمد نوژه با عنوان معبر چهلم امروز(شنبه) با حضور هم‌رزمانش، فرماندهان و خلبان دوره دفاع مقدس با افتتاح تندیس او در پایگاه شهید نوژه به‌همراه سایر برنامه‌های نظامی و فرهنگی در ساعت 9 تا 12 صبح امروز برگزار می‌شود.
خلبان شهيد محمد نوژه در هشتم فروردين‌ماه 1324 در تهران و در خانواده‌اي مسلمان و معتقد به احكام مترقي و نوراني اسلام، ديده به جهان گشود. پدرش اكبر، مردي مؤمن بود و محمد را از همان اوان كودكي با تعالیم اسلام و قرآن آشنا کرد.
 وي پس از پشت‌سر گذاشتن دوران ابتدایي و متوسطه و دریافت مدرك ديپلم ریاضی، در سیزدهم مهرماه 1342 به استخدام نیروی زمینی ارتش درآمد، او پس از گذراندن دوره‌های آموزش نظامی و فارغ‌التحصیلی از دانشکده افسری در مهرماه 1345 و دریافت درجه ستوان دومی به نیروی هوایی انتقال یافت و طی دوره کابین عقب هواپیمای اف 4 تا تاریخ 25/05/1349 به‌عنوان کابین عقب ثابت و افسر سامانه اسلحه با هواپیمای اف4 پرواز کرد و از آنجا که علاقه وافری به آموختن فن خلبانی داشت، داوطلبانه به نیروی هوایی انتقال یافت و پس از طی آموزش‌های نظامی و موفقیت در آزمون‌های زبان انگلیسی و مهارت‌های تخصصی و انجام دوره‌های آکادمی پرواز و پرواز مقدماتی با هواپیماهای پاپ و اف-33 در دانشکده پرواز در تاریخ 25/05/1349 به‌منظور تکمیل دوره خلبانی و پرواز با هواپیماهای پیشرفته جت شکاری به هنگ آموزشی 38 پایگاه هوایی «لاردو» ایالت تگزاس کشور آمریکا اعزام شد و پس از طی دوره‌های تکمیلی پرواز و گذراندن دوره سامانه کنترل اسلحه در آمریکا و پرواز با هواپیماهای تی-41، تی-6، تی-37، تی-38 به مدت 55 هفته و دریافت نشان خلبانی در تاریخ 20/05/1351 به ایران بازگشت و دوره کابین جلو هواپیمای اف-4 (موسوم به فانتوم) را طی کرد و به پایگاه هوایی همدان انتقال یافت با طرح گسترش هواپیماها در سال 1354 به پایگاه ششم شکاری (بوشهر) منتقل شد و بار دیگر در تاریخ 25/06/57 به پایگاه سوم شکاری انتقال یافت و به جمع تيز پروازان این پایگاه پيوست.
 شهيد نوژه در دوران خدمتش همواره فردی با انضباط و برخوردار از دانش پروازی و مهارت‌های تخصصی و یکی از کارکنان ممتاز پایگاه به حساب می‌آمد، به‌طوری‌که در سال‌های 1356 تا 1358 به‌عنوان افسری که روزانه بیش از 12 ساعت وقتش را به انجام امور عملیاتی می‌پردازد، با 2 مورد تشویقی به‌دلیل جدیّت در امور محوله، از وی به‌عنوان افسری پرکار یادشده است. فرمانده گردان یکم شکاری، فرمانده گردان 31 پایگاه سوم شکاری، رئیس شعبه عملیات مشترک، افسر ستاد معاون عملیاتی پایگاه ششم شکاری، معاون دایره عملیات و افسر ستاد عملیاتی پایگاه، از جمله مسئولیت‌های وی بوده است.
تاریخ 23/05/1358 حدود ساعت 22:00 مهاجمان مسلّح طرفدار حزب دمکرات کردستان و گروهی از عشایر وابسته منطقه با انواع سلاح‌های سبک، سنگین و خمپاره‌انداز به شهر پاوه حمله کردند، بر این اساس در مورخ 25/05/1358 سرگرد خلبان محمد نوژه/ کابین جلو/ به‌همراه ستوان یکم خلبان عبدا... بشیری موسوی /کابین عقب/ به جهت پشتیبانی و اسکورت بالگردهای شينوك نیروی زمینی ارتش حامل مجروحان درگيري‌های شهر پاوه و امنیت ستون اعزامی کرمانشاه به پاوه اعزام شد. وی پس از انجام عملیات و در هم ریختن مواضع ضدانقلاب در حین انجام گشت هوایی، ناگهان شکاری اف-4 مورد اصابت آتشبار عناصر ضدانقلاب منطقه قرار گرفت و هواپیما از کنترل خارج شد، درحالی‌که دست راست خلبان کابین جلو در اثر اصابت گلوله به درون کابین قطع شده بود متأسفانه هیچ‌یک از خلبانان فرصت استفاده از صندلی پران را نیافتند و هواپیما به کوه اصابت کرد و در منطقه« قشلاق» بین پاوه و روانسر سقوط کرد و درحالی‌که خلبان محمد نوژه روزه بود با خون خویش افطار کرد.

 خلبان شهيد سيدعبدا... بشيري موسوي
طبق مصاحبه تلفنی با سیدجلال و سیدرسول بشیری‌موسوی برادران شهید عبدا... بشيري‌موسوي، در دهم بهمن‌ماه سال 1331 هجری شمسی در یک محله قدیمی واقع در خیابان بعثت زنجان، فرزندی به دنیا آمد که عبدا... نامیده شد، پدرش سيدفتاح مردی شریف، زحمت‌کش و از خادمان امام حسین(ع) بود. وی همواره درحال کار و تلاش بود و افتخار می‌کرد كه شغلش خدمت به امام حسین(ع) و شهدای کربلاست. در شهر همه او را به‌عنوان خادم امام حسین(ع) می‌شناختند.
به‌دلیل ذکاوت و هوش بالا و علاقه‌مندی‌اش به نظامی‌گری و خلبانی، در تاریخ 01/07/1352 پس از قبولی آزمون‌های کتبی و شفاهی و آزمایشات پزشکی به استخدام نیروی هوایی درآمد.
 وي به مدت 2 سال دوره کامل آکادمی پرواز با هواپیماهای آموزشی تی 41 تی37 و جت مافوق صوت تی 38 را در پایگاه مدیناي شهر دالاس گذراند و به دریافت نشان خلبانی نائل گشت و با درجه ستوان‌دومی به ایران بازگشت. پس از گذراندن دوره‌های آموزشی هواپیمای شکاری اف-4 به جمع خلبانان این گردان در پایگاه یکم شکاری پیوست. با ناآرامی‌هایی در غرب کشور، گنبد و نقده پاوه و ترکمن صحرا که به تحریک گروهک‌های معاند، منافقان و با پشتیبانی عناصر ضدانقلاب فراری وگروه‌های مسلح که از طرف عراق حمایت می‌شدند در سال 1358 مواجه شد.
بشیر موسوی همواره داوطلب پروازهای سخت و پرمخاطره بود تا اینکه در مردادماه سال 58 منافقان به شهر پاوه یورش می‌برند و مرتکب جنایاتی وحشتناکی در بیمارستان شهر می‌شوند و در صدد بودند تا شهر را به محاصره خود در آورند.
عبدا... اين خلبان شجاع با شنیدن این اخبار لحظه‌ای آرام و قرار نداشت و مترصد فرصتی بود تا به مبارزه با این مزدوران وابسته به استکبار جهانی به پردازد و سرانجام ستوان یکم خلبان سيدعبدا... بشيري در جریان تثبیت دوران انقلاب اسلامی در روز بيست‌وپنجم مردادماه 1358 به‌همراه محمد نوژه مأموريت يافت تا بالگرد شينوك حامل مجروحان درگيري‌های شهر پاوه را اسكورت نمايد كه در آسمان پاوه با توپ 23 ميليمتري مورد هدف گلوله گروهك‌هاي ملحد و بازيچه‌ دست استكبار غرب و شرق قرار گرفت و بر اثر سقوط هواپيما، در روز شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع) و مصادف با بیست‌ویکم ماه مبارک رمضان به افتخار شهات نائل شد.
با خروج پیکر مطهر شهید مراسم استقبال با ادای احترام نظامی به شهید از طریق فرمانده یگان تشریفات نظامی انجام شد و سپس در مزار پایین در آغوش خاک آرام گرفت.
در نخستین سالگرد شهدای پاوه و 2 تن از خلبانان نیروی هوایی/شهید نوژه و شهید بشیری‌موسوی/ مجلس بزرگداشتی از سوی نیروی هوایی و سپاه پاسداران در مدرسه عالی شهید مطهری تهران برگزار می‌شود.
این مراسم که با حضور آیت‌ا... بهشتی ریاست خبرگان قانون اساسی و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری و امت خداجوی ایران اسلامی برگزار شد.
از سیدفتاح پدر شهید بشیری دعوت می‌شود که در سالگرد شهادت فرزندش برای حضار در تهران سخنرانی کند؛ پدر می‌پذیرد ولی نمی‌دانست که این دعوت ملاقات با خالق یکتا و دیدار با فرزند دلبندش است.
سید درحالی‌که عکسی از فرزند شهیدش که در قاب تصویر خودنمایی می‌کرد در دست داشت در مقابل میکرفون قرار گرفت و پس از نوحه‌خوانی و سینه زنی در سخنانی خطاب به سران گروهک‌های محارب و از خدا بی‌خبر گفت: اگر ده فرزند هم می‌داشتم خود و فرزندانم را در راه اسلام و انقلاب امام فدا می‌کردم. این سخن به مذاق منافقان خوش نیامد و در صدد نابودی وی برآمدند.
منافقان پس از شنیدن سخنان پدر شهید، عصبی شده و طرح ترور وی را در دستور کار قرار می‌دهند. از این رو پس از اتمام مراسم سخنرانی سیدفتاح که قصد بازگشت به زنجان را داشت، منافقی به گویش آذری اعتماد وی را جلب کرده و درحالی‌که رانندگی اتومبیل بنزی را بر عهده داشت در پیش پای سید ترمز کرده و خطاب به سید می‌گوید کجا می‌روی؟ سید می‌گوید: زنجان...
راننده می‌گوید ما تا قزوین می‌رویم. تا آنجا شما را هم باخود می‌بریم و به این ترتیب سوار ماشین گروهک‌های از خدا بی‌خبر می‌شود. در مسیر، راننده 2 نفر از همدستان منافقش را هم سوار می‌کند تا شب به نزدیکي قزوین می‌رسند، راننده به بهانه خراب شدن ماشین، توقف می‌کند از اتومبیل پیاده شده و با نگاهی به موتور ماشین می‌گوید: ماشین خراب شده. مسافران را پیاده مي‌كند. همه جا تاریک و ظلمات است. به یکباره، 2 نفری به سیدفتاح و همراه وی حمله‌ور می‌شوند.
دستان همراهش را از پشت بسته و با ضربات مشت و لگد به سر و صورت وی می‌کوبند، به‌طوری‌که از حال می‌رود. سید که قصد مداخله داشته تا همراهش را نجات دهد به یکباره به سید حمله‌ور می‌شوند و با ضربات چاقو وی را به قتل رسانده و متواری می‌شوند، بدین ترتیب پدر به دیدار فرزندش می‌شتابد.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.