|
40مین و دومین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره بوعلیسینا به «ابوعلیسینا، طنز و ادبیات کودک و نوجوان» اختصاص داشت که چهارشنبه ۱۵ دیماه با سخنرانی دکتر حمید عبداللهیان بهصورت مجازی پخش شد.
عبداللهیان علت سخنرانیاش درباره «ابوعلیسینا، طنز و ادبیات کودک و نوجوان» چاپ کتاب «ابوعلیسینا» در مجموعه «مشاهیر خندان ایران» دانست و گفت: این مجموعه کتابی است که قرار شده در ۱۰جلد منتشر شود و همانطور که نامش نشان میدهد، درباره مشاهیر خندان ایران است که تاکنون 4 جلد از این مجموعه به چاپ رسیده و جلد نخست «ابوعلیسینا»، جلد دوم «ابوریحان بیرونی»، جلد سوم «فردوسی» و جلد چهارم «رازی» است و «فارابی» مجلدی که زیر چاپ آن است. این 5 قسمت قرار است در یک بسته آماده و منتشر شود و 5 جلد بعدی شامل «مولانا»، «ناصرخسرو»، «خیام»، «خوارزمی» و «شیخ بهایی» است. البته میتوانست خیلی از مشاهیر ما در میان این ۱۰ نفر باشند، اما شاید بعدها برنامهای برای گسترش بیشتر این مجموعه وجود داشته باشد.
مجموعه را با شخصیت ابوعلیسینا آغاز کردم به این دلیل که طبق بیشتر برآوردها و محاسبات، میتوانیم بگوییم بزرگترین شخصیت فکری ایرانی و جهان اسلام ابوعلیسیناست؛ شخصیت غبطهبرانگیزی که تقریباً همه دانشمندان به عظمتش با وجود این که منتقدان و مخالفانی داشته، اقرار کردهاند و همیشه به عنوان یک شخصیت درجه یک فکری جهان اسلام قابل دفاع و طرح شدن بوده است.
علت اینکه سراغ شخصیت ابوعلیسینا و سایر مشاهیر رفتم، خلأیی بود که در زمینه ابوعلیسینا و مشاهیر کشور داشتیم. کسی که در این زمینه کار کرده به ویژه با زبان ساده و کودکانه خیلی کم داشتیم و تازه وقتی که در این زمینه تحقیق، پژوهش و تألیف کردم، متوجه شدم که چقدر خلأ آن از چیزی که فکر میکردم، بیشتر بوده است.
شخصیت ابوعلیسینا چگونه شکل گرفت؟
اگر بخواهیم درباره ضرورت کار درباره ابوعلیسینا بحث کنیم من در چند محور درباره ابوعلیسینا و نگاهم به او خواهم پرداخت. بحث نخست این است که شخصیت ابوعلیسینا چگونه شکل گرفت و چه ویژگیهایی دارد؟ جامعه و فضای فرهنگی ما امروز میتواند چه استفاده فرهنگی از ابوعلیسینا داشته باشد. بیشتر فعالیتهایی که در زمینه ابوعلیسینا انجام شده و حتی نشستهایی که در همین مجموعه شهر کتاب داشتیم، معطوف به گذشته است و معطوف به شخصیت خود ابوعلیسینا یعنی او برای ما چه کار کرده است، میباشد. در زمینه پزشکی چه دستاوردی دارد؟
درباره فلسفه، ادبیات چه دستاوردی دارد؟ من بحثها را خواندم، بحثها خیلی بود و تقریباً ابعاد مهمی از میراث فکری، فرهنگی و علمی او در مجموعه این نشستها بحث شد.
حال پرسش من این است که ما برای ابوعلیسینا چه داریم؟ یعنی اینکه ابوعلیسینا هزار سال پیش کارهایی تولید کرد و سرمایه عظیمی به زبان عربی در کتابهای خیلی قطور در اختیار ما گذاشت. ما به عنوان پلی برای واسطهگری میان ابوعلیسینا و جامعه، فرهنگ و انسانهای قرن بیست و یکم که در ایران به زبان فارسی صحبت میکنند، چه کردهایم؟ بیشترین کارنامه ابوعلیسیناپژوهی، شناخت و ارزیابی عملکرد ابوعلیسینا بحثهای خیلی تخصصی سنگینی است که در زمینههای خیلی تخصصی مطرح میشود و موضوعاتی که بیشتر مخاطب خاص دارد، یعنی مخاطبی که بین ۵۰ تا ۱۰۰نفر بیشتر را در برنمیگیرد.
ضرورت استفاده از اندیشه و میراث ابوعلیسینا
آیا این تخصصی، علمی و سنگین بودن بحثها در زمینه ابوعلیسینا در جامعه ما خود به خود این دانشمند را از عامه، کودک و نوجوان و مخاطبانی که میتوانند از او استفاده کنند جدا نمیکند؟
من احساس میکنم باید به این سمت متمرکز شویم و خودم هم به دلیل همین نوع نگاه به طرف ابوعلیسینا رفتم تا متمرکز بشویم به این سمت که ابوعلیسینا را برای جامعه قابل فهم کنیم. ما یک میراث و یک نابغه عظیم فکری داریم، ولی این نابغه بزرگ فکری در کتابهای عربی خیلی هم قطور نوشته شده و در آنها محبوس شده است. ما هم تلاشی برای این اندیشمند خیلی بزرگ نداشتیم.
در واقع به این نتیجه رسیدم، مشاهیر ما، مشاهیر بزرگ گذشته ما، شخصیتهایی هستند که در تبعید ابدی فرهنگی به سر میبرند! یعنی ما از آنها خیلی فاصله داریم و فاصله طولانی ما و جامعه ما از آنها موجب شده که نتوانیم عملاً هیچ بهرهای از آنها ببریم. حال باید تلاش کنیم تا اندیشه امثال ابوعلیسینا را برای جامعه و مخاطب امروز ملموس و محسوس کنیم. ابوعلیسینا و بیشتر بزرگان ما در طاقچههایی خیلی رفیع به سر میبرند که دست ما کودکان فرهنگی خیلی از آنها کوتاه است. چطور میشود که این کار را کرد؟ راهش این است که بازخوانیهای متعدد و ساده به زبان کودکانه داشته باشیم تا مردم بتوانند آنها را بخوانند.
شخصیت و دستاورد ابوعلیسینا در میراث عظیم ایرانی- اسلامی
یک کودک یا نوجوان ایرانی چقدر از ابوعلیسینا میداند؟ چه کتابی میتوانیم به دست او بدهیم که همه مطالب را درباره ابوعلیسینا گفته باشد؟ من بیشتر به این دلیل سراغ این بزرگان رفتم تا کتاب جامع و مانعی باشد که اطلاعات نسبتاً مفیدی را در ۱۰۰ تا ۱۵۰ صفحه با زبانی ساده و تصاویری زیبا، شاد، شنگول و قبراق به کودک و نوجوان ما بگوید ابوعلیسینا که بوده و چه کاره بوده است؟ وقتی کودک میبیند یک خیابان، میدان، دانشگاه و فرهنگسرا به نام ابوعلیسیناست و هر جا که میرود مجسمههای متعددی به نام او و تمبرش را میبیند و همه جا دستاوردهایی از این دانشمند مشاهده میکند، علاقهمند میشود که درباره او کنجکاوی کند که ابوعلیسینا کیست؟ اما وقتی کودک علاقهمند بخواهد دریابد ابوعلیسینا کیست؟ هیچ دستاوردی برایش ندارد!
پژوهش و تألیف در زمینه مشاهیر ایران برای کودکان
وقتی ضرورت را بیشتر در این حوزه تشخیص دادم به این سمت متمایل شدم که در این زمینه کار و کارهایی را ارائه کنم. امیدوارم این تلاشها فتح بابی در این زمینه باشد برای اینکه دوستان دیگری مشتاق پژوهش و تألیف در این زمینه بشوند و کار ادامه پیدا کند. در این رابطه مخاطب من بیشتر کودکان و نوجوانان و نویسندگان این حوزه هستند؛ یعنی کسانی که قرار است از این تألیفات استفاده کنند و نویسندگان کودک این تجربه را گسترش دهند حتی با کارها و رویکرد بهتر در خدمت جامعه و به آنها ارائه شود.
تعبیر فرار دائمی در زندگی ابوعلیسینا
ابوعلیسینا در سفر بوده و سفر یک زمینه پرماجرا برای متخصص ادبیات کودک است. در بستر این سفرها او خیلی متفاوت میشود. در تعبیری که برای او به کار بردند، ابوعلیسینا در یک فرار دائمی به سر میبرده است، از وقتی که سامانیان ضعیف شدند و نابسامانیها در دربار سامانیها افزون شد و ابوعلیسینا مجبور شد بخارا را ترک کند و پس از آن فردوسی به دنبال ابوعلیسینا به گرگانج نامه نوشت و او را خواست. این نامه در کتابهای تاریخ مطرح است و حتماً مخاطبان این را میدانند. بالأخره زندگی ابوعلیسینا در یک فرار دائمی سپری شد.
زندگی ابنسینا نسبت به فارابی و رازی متفاوت است
یکی از ویژگیهای ادبیات کودک این است که ما به نام کودکان مینویسیم و معمولاً به کام بزرگترها تمام میشود! کتابی که درباره ابنسینا نوشتم فعلاً به چاپ چهارم رسیده و تقریباً ۶ تا 7 هزار نفر این کتاب را دیدند و از میان این افراد از جمله برخی مادران گفتند ما کتاب را برای بچههایمان گرفتیم، اما خودمان بیشتر خواندیم و استفاده کردیم و طنز آن برایمان خیلی خندهدار و جذاب بود.
زندگی ابنسینا نسبت به فارابی و رازی متفاوت است. ابنسینا یک شخصیت خیلی خاص است و یکی دیگر از ویژگیهایش شخصیت چند وجهی اوست یعنی چند بعدی و در همه شخصیتهایی که در «مشاهیر خندان ایران» بررسی کردم از همه خاصتر و متفاوتتر است به این دلیل که آدمی بود که هم به دنبال دنیا بود هم دین. دنیایش را از دست نداد، از این لحاظ الگوی مناسبی میتواند در زمانه ما برای کودکان و نوجوانان باشد به ویژه اگر با فارابی یا رازی نگاه کنیم مثلاً زندگی فارابی خیلی پریشان بود و من وقتی بر زندگی او کار میکردم در کنار رودخانه دجله در بغداد در مزرعه زندگی میکرد به تعبیری اگر امروز بخواهیم به آن نگاه کنیم یک کارتنخواب بود!
ابوعلیسینا الگوی مناسبی برای کودکان و نوجوانان است
فارابی با 4 درهم که سیفالدوله همدانی به او میداد، در دمشق زندگیاش را در شرایط سختی میچرخاند یا رازی که در آخر عمر برای دومین بار چشمانش نابینا شد و وقتی به او گفتند بیا تا چشمانت را عمل کنیم تا ببینی گفت من به اندازه کافی دنیا را دیدم دیگر انگیزهای برای دیدن دنیا ندارم؛ یعنی رازی در پایان عمر به دلیل تجربههایی که داشت به افسردگی شدید مبتلا شد، بنابراین فارابی و رازی را در یک طرف داریم و ابنسینا را در یک طرف دیگر که همش در دربار پادشاهان زندگی کرد و در جلسات آنها شرکت داشت و برای خودش وزیر و در زمانه خودش از ثروت و مکنت زیادی برخوردار شد. این زاویه زندگی ابنسینا هم اگر برای مخاطب ما باز شود، میتواند از جذابیت برخوردار باشد.
نقش مهم اضافه کردن طنز به زندگینامه مشاهیر برای کودکان
اضافه کردن طنز به زندگینامه مشاهیر برای کودکان نقش بهسزایی دارد. این سخن برای کودک و دانشآموز ملموس نیست مگر اینکه ما به شکلهایی ابنسینا را پایین بیاوریم، در مجموعه «مشاهیر خندان ایران» سعی شده که چنین رویهای در پیش بگیرد. بنابراین وظیفه ما این است که ابنسینا را از هالهای از قداست و دانشمندی که دور او را گرفته و خارج از دسترس کرده است، خارج کنیم و ساده و خودمانی برای کودک شرح دهیم. یکی از قسمتهایی که من درباره آن خیلی مانور دادم، بخشی است که ابنسینا خودش اقرار کرده که 40 بار کتاب «متافیزیک» ارسطو را خوانده و از آن کتاب هیچی نفهمیده بود تا وقتی که کتاب «اغراض مابعدالطبیعه» فارابی را خوانده بود و پس از آن همه ابهامات کتاب برایش حل شده بود.
ابنسینا در مقایسه با فارابی و رازی با برنامه پیش رفته است
یکی دیگر از ویژگیهای خاص ابنسینا در مقایسه با فارابی و رازی این است که او با برنامه پیش رفت. بر عکس فارابی و رازی که زندگیشان خیلی با برنامه نبود؛ یعنی رازی از ۴۰ سالگی به بعد آغاز به خواندن شیمی کرد بعد دنبال صرافی و کیمیاگری رفت. رازی در 40سالگی دریافت که علمی که در شیمی آموخته به سمت پزشکی ببرد و علت موفقیت رازی در همین وارد کردن شیمی برای نخسیتنبار به پزشکی بود و در این زمینه خیلی هم موفق عمل کرد. از طرفی فارابی تا ۴۰ سالگی شغلهای مختلف را امتحان کرد؛ علوم دینی را یاد گرفت، مدتی قاضی بود و وقتی به بغداد مهاجرت کرد در آنجا به طور کاملاً اتفاقی با چند نفر اهل منطق آشنا شد و شخصیتش تغییر یافت. فارابی تا ۵۰ سالگی هیچ کتابی منتشر نکرده بود.
اهمیت زبان انتقال علم ابنسینا به جامعه
به نظرم در کنار اینکه باید ابنسینا را از منظر علمی مطرح کنیم و حالتهای علمی او را ارزیابی کنیم باید به فکر زبانی باشیم که بتوانیم این مطالب را به جامعه منتقل کنیم.
به عبارتی همانقدر که باید آگاهی و اشراف به دستاوردهای علمی و فرهنگی ابنسینا داشته باشیم به همان اندازه هم باید مخاطب را بشناسیم و با نیم نگاهی به مخاطب آثار و دستاورد ابنسینا با تکیه بر ویژگیها، درک و شعور مخاطب متناسب با آن کار را پیش ببریم. این نوع رویکرد موجب میشود که مخاطب دست در دست ما بگذارد تا دستش را در کف دست ابنسینا بگذاریم تا بتوانیم ابنسینا را به شکل ملموس با او آشنا کنیم.
ضرورت ارتباط متقابل مخاطب و مؤلف در زمانه حاضر
اینکه ما در برج عاج تحقیقات و پژوهشهای خودمان بنشینیم و انتظار داشته باشیم که مخاطب به طرف ما بیاید، به نظرم دستاوردش این میشود که مخاطب را از دست میدهیم. مخاطبی که کم کتاب میگیرد و کم مطالعه میکند، شاید بخشی از این موضوع به این دلیل است که خودش را از ما، محققان امروزی دور میبیند و دوست نداریم یا سخت است برایمان که به طرف مخاطب چند گام برویم. در مجموعه مشاهیر خندان ایران تلاش شده است که به سمت مخاطب گامهای بیشتری برداریم و به او نزدیکتر بشویم.
نحوه غلط برخورد سیستم آموزشی در دفاع از مشاهیر ایران
به نظرم یکی از رسالتهایی که درباره مشاهیر خندان باید انجام داد، باید تابوشکنی صورت بگیرد، یعنی اینکه از آنها بت ساخته شده و معمولاً هم ناشی از ناآگاهی است و کسانی که نخواندند و اگر هم خواندند درک درستی مثلاً از ابنسینا نداشتند، برای همین از آنها بتهای دور از دسترسی ساختند و عمداً شبیه بت شدند. من دیدم که معمولاً مخاطب نوجوان ما نسبت به آنها گارد میگیرد. بیشتر به این دلیل که نسبت به ابنسینا و مشاهیر دیگر به عنوانی چماقی برای کوبیدن بر سر دانشآموز استفاده میشود: شما باید بخوانید تا ابنسینا بشوید. ابنسینا یکی از مشاهیر جهان است. چنین صحبتهایی و خود به خود نحوه دفاع غلط ما از ابوعلیسینا و دیگر مشاهیر موجب میشود که کودکان نسبت به آنها گارد بگیرند!
ابنسینا دانشمند متواضعی که پاسخ پرسشها را میداد
میگویند وقتی ابنسینا در شیراز بود، کتاب «منطق تنبیهات» را نوشت و بعد به اصفهان رفت، علمای شیراز کتاب را خواندند و برایشان پرسش پیش آمد، پرسشها را مکتوب کردند به پیک دادند و او به اصفهان برد و ابنسینا در حالی که در اواخر عمر خود به سر میبرد، یک شب نشست و جواب پرسشها را در ۷۰ صفحه مکتوب کرد و روز بعد به پیک داد تا با خود به شیراز ببرد. این حکایت نکات فراوانی برای مخاطب دارد؛ نخست اینکه ابنسینا دانشمند متواضعی بود که وقت گذاشت و به همه پرسشهای مخاطبان خود جواب داد.
توانایی ابنسینا در سن ۶۰ و اند سالگی که یک شب تا صبح بیدار ماند و کتابی نوشت که به مخاطب پاسخگو باشد و بعد سادگی کتاب نوشتن برای ابنسینا را نشان میدهد. اگر او در کارنامهاش ۱۰۰ عنوان کتاب دارد، ممکن است برخی از کتابهایش را یک روزه نوشته باشد. وقتی این موضوع را به بچهها میگوییم کتاب نوشتن در چشمشان ساده به نظر میرسد و با خود میگویند ما هم میتوانیم یک شب دفتر مشق خود را در بیاوریم و یک کتاب بنویسم. این هم یکی از سوژههای طنز درباره مشاهیر است.
تکه تکه شدن ایران قدیم و تولد کشورهای جدید
اگر ما امروز به کودکان مشاهیر ایران را بهصورت صحیح معرفی نکنیم اغلب آنها دیر یا زود از سوی کشورهای همجوار مصادره خواهند شد و این حرف تازهای نیست.
بحث من این است اگر بخواهیم بهصورت طبیعی و به شکل واقعگرایانه به موضوع نگاه کنیم سرزمین بزرگی به نام ایران داشتیم که در حالحاضر به دلایل مختلف تکه پاره شده است و هر کدام از این تکه پارهها مدعی هستند که قسمتی از ایران بودند. ظاهرا ًنمیتوان دیگر به آن حالت اولیه برگشت، اما هر کدام از این کشورها با استفاده از مقبرههای این بزرگان مدعی شدند که مالک این مشاهیر هستند.
حال اگر آن مشاهیر به شهر کوچکی سفر کوتاهی داشته و در همان شهر وفات پیدا کرده باشند، ساکنان آن کشور مدعی میشوند چون حتی اگر مدت کوتاهی در این کشور بوده، حق و سهم ماست.
این منطقیترین برخورد است بر عکس انتظار کسانی که بر این باورند که مولانا را ایرانی تصور کنیم و حتی اکنون هم به نام ایران ثبتش کنیم، مدعی این نگاه ترکیه است چون بیشتر زندگی مولانا در ترکیه روی داد. طبیعی است هر جا که خاک و مقبره کسی هست، میتواند متعلق به آنجا باشد. با این همه ما در ایران افرادی را داریم در حدی که آنها از دانشمندانشان استقبال کردند، ما این کار را نکردیم.
میتوانیم از کتاب قانون ابنسینا خوانش کودکانه داشته باشیم
پیشنهاد این است که نگاه اقتصادی به مشاهیر در قالب پروژههای دولتی نباشد، چون تاکنون هر کاری در این زمینه به شکل دولتی انجام دادیم، اشتباه از آب درآمده است. برای همین بهتر است دولت بسترسازی قانونی را درست کند تا بخش خصوصی وارد کار شود و این پروژه را سامان دهند. برای مثال اگر ترکیه به دلیل سالگرد درگذشت مولانا مطرح میشود و همه گردشگران جهان را به خود جذب میکند، ما هم باید روزها، هفتهها و حتی ماههایی به نام این مشاهیر آن هم به شکل کاملاً اقتصادی (با رویکرد و بستر اقتصادی) داشته باشیم تا گردشگران بیایند و ما از این فرصت استفاده کنیم.
بخش دیگر جاذبه فرهنگسازی است یعنی راه انداختن تور ابوعلیسیناست. آیا میتوان چنین توری به راه انداخت و با بردن گردشگران به مقبره ابنسینا بهصورت چهرهای ملموس به جامعه معرفی شود؟ آیا غیر از چند کتاب، مجسمه و تمبر در موزه ابنسینا چیز دیگری داریم که این شخصیت بزرگ جهان اسلام به بچهها معرفی شود؟ بهتر نیست در کنار مقبره ابنسینا موزهای برای کودکان داشته باشیم؟ درصورتی که هر چه هست برای بزرگان، فرهیختگان و دانشمندان است آیا به بچهها و آدمهای عادی فکر کردیم؟ اگر یک شهربازی بچهها در کنار موزه با قابلیتهای ابنسینا دایر شود آیا برای معرفی به کودکان مفیدتر نخواهد شد؟ اگر ما شهربازی با جاذبههای فرهنگی و بومی بسازیم خیلی کارها میتوانیم انجام دهیم که آن جاذبههای فرهنگ بومی میتواند بچهها را کاملاً با ابنسینا ملموس کند.
ما میتوانیم از کتاب قانون ابنسینا خوانش کودکانه داشته باشیم بهطوری که بخشهایی از کتاب که برای بچهها جذاب است، بیرون بکشیم تصویری و جذاب کنیم و حتی به شکل موزه ارائه دهیم. به نظرم آنچه مغفول مانده است که از ابنسینا ثروتآفرینی نکردیم شاید این غفلت به دلیل اندیشههای عرفانی باشد که در اندیشه ما جای گرفته است در حالی که بنا بر نگاه ابنسینا نگاه به دنیا بد نیست و او با زندگی خودش به ما میگوید که باید به زندگی در دنیا اهمیت بدهیم و به دنیا پشت پا نزیم. برای همین امیدوارم از ابنسینا در جامعه امروز استفاده کنیم.
* تنظیم: آناهید خزیر
مؤسسه فرهنگی شهر کتاب
بنیاد بوعلیسینا
|