|
نخستین اولویت سنجش توسعه یک ملت براساس توسعه فرهنگی است. هرگاه تقاضای کالای فرهنگی در سطح جامعه کاهش مییابد و سلیقه مخاطبان نیز روبه نزول میرود آن جامعه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، هنری و سیاسی نیز با مشکلات جدی مواجه میشود.
در دهههای گذشته نیز با کاهش آمار کتابخوانی، برخی از انتشارات و کتابفروشیها بهطور کل تعطیل شدند و صاحبان آنها به کسبوکار دیگر روی آوردند. اما برخی از آنها مانند کتابفروشی ناصرخسرو در خیابان شریعتی، که نمادی برای کتابخوانها محسوب میشد در دهههای گذشته با هر سختی روی پا ماند ولی در ماههای اخیر، بهدلایلی تعطیل شد و فروغ کتاب در همدان خاموش شد. با این اتفاق بسیاری از کتابدوستها خانه امید خود را از دست دادند.
این تنها اتفاق بدِ فرهنگی استان نبود، بیتوجهی به جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان و در نتیجه انتقال آن از همدان به شهری دیگر، بیتوجهی به برگزاری جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان و در نتیجه کمفروغ برگزار شدن آن در چندسال گذشته، کممخاطب شدن فیلمهای نسبتا بهتر و گرایش تماشاگران به طنز و تبدیل کتابفروشیها و انتشاراتیهای معروف به کسب و کاری دیگر از جمله انتشارات دانشجو و جابجایی آن به محلی دور از دسترس و بسیاری اتفاقات دیگر از جمله ضربه به فرهنگ این دیار است.
نتیجه این تعطیلیها و کمفروغشدنها فقط به تعطیلی کسب و کارهای فرهنگی منتهی نمیشود. بلکه امروز شاهد مشکلات و نقصهای متعدد در حوزههای مختلف از جمله اقتصاد هستیم که برخی از آنها هضم شده اما بعضی اتفاقات جدید هر مخاطبی را به تفکر وامیدارد که از جمله این اتفاقات میتوان به تبلیغات گسترده برای فروش قسطی لباس نیز اشاره کرد. این اتفاق نشان میدهد شرایط اقتصادی بهگونهای شده که باید منتظر ظهور خلاقیتهایی از این دست برای حفظ کسب و کارها و همچنین افزایش قدرت خرید مردم نیز باشیم.
در ادامه 2یادداشت درباره تعطیلی کتابفروشی و گسترش فروش لباس قسطی را میخوانیم که به موضوعهای اشارهشده پرداختهاند.البته هدف ما از انتشار این یادداشتها متولیان ارائه دهنده آگهی به این شکل نیست بلکه تلنگری به مسئولان است تا ارزشهای معنوی شهروندان را حفظ و ارتقاء دهد نه عاملی برای نزول این ارزشها باشد.
توسعه سیاسی مقدم برتوسعه اقتصادی
مشاهده هر روزه پوسترهای تبلیغاتی در سطح شهر با مضمون فروش قسطی لباس عید، بسیار ناراحتکننده و دردناک است و با روح و روان هر بینندهای بازی میکند. این پرسش در ذهن شکل میگیرد که از کجا به کجا رسیدهایم؟ اینکه از ویلا و منزل و خودرو قسطی به لباس عیدی قسطی رسیدهایم، بسیار غمانگیز است.
حالا پرسش اساسی این است که چرا به اینجا رسیدهایم؟
راقم این سطور، با توجه به سابقه فعالیت خود و آشنایی که با مباحث اقتصادی استان دارد، در صدد برآمد نکاتی مطرح کند که امید است کارگر افتد.
با نگاهی اجمالی به شاخصهای اقتصادی استخراجی از مرکز آمار ایران و مرکز پژوهشهای مجلس و اتاق بازرگانی از قبیل نرخ تورم و نرخ اشتغال، نرخ مشارکت، نرخ بیکاری، شاخصهای سهم کسب و کار، رونق اقتصادی، ضریب جینی و تعداد معادن و واحدهای بزرگ و کوچک اقتصادی، شاخصهای نیروی انسانی، همگی هشدارهایی به ما میدهد که اگر به موقع به داد آن نرسیم، به بحرانهای لاینحل اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی خوشامد خواهیم گفت.
اعتقاد نگارنده این است که توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است؛ اگر ما مدیران و رهبران کاربلد و توسعهنگر با نگرش ملی در سیستمهای تصمیمگیری نداشته باشیم، نه تنها توسعه اقتصادی اتفاق نمیافتد، بلکه شرایط بحرانیتر میشود؛ از طرفی همین عامل سبب از بین رفتن فرصتها و تخریب زیرساختهای استان و کشور خواهد شد.
جغرافیای همدان علیرغم اینکه برخوردار از مواهب طبیعی خدا دادی در حوزه کشاورزی و ذخایر غنی زیرزمینی است، متأسفانه با چالشهای اساسی اقتصادی دست و پنجه نرم میکند. بحران بیکاری، کمآبی در برخی مناطقی و خشکسالی در مناطقی دیگر، نبود توسعه زیرساختها، وابستگی بیش از حد به بخش کشاورزی، فرسودگی صنایع و نبود سرمایهگذاری و عدم توجه به صنعت گردشگری و توسعه آن، مشکلات مهمی است که توسعه استان را با مانع جدی مواجه کرده است.
نظام حکمرانی در استان نیز، پر از ابهام است. جزیرهای عمل کردن سازمانهای اداری و چندصدایی و فقدان نگاه مادر تخصصی در استانداری امکان توسعه را محدود کرده است.
همچنین قدرت گرفتن و چیره شدن لایههای غیررسمی مسئولیتناپذیر در سازمانها بر لایههای رسمی و مسئولیتپذیر، فضای حکمرانی را مبهم و غیرقابل پیشبینی کرده است.
تبدیل نقش نظارتی نمایندگان محترم مجلس به نقش اجرایی و مداخله مستقیم در تصمیمگیریها و تحمیل مدیران ناکارامد، معضل دیگری است که استان را با مشکل جدی مواجه نموده است.
فقدان تفکر و رویکرد بازاریابی و کارآفرینی در بین آحاد مردم علیالخصوص مدیران بخشهای مهم اقتصادی، فقدان رسانههای مطالبهگر و تبدیل این رسانهها به رسانههای صرفا سفارشی و مهمتر از همه این موارد، فقدان نگاه جامع و تسهیلگر از سوی سازمانهای مختلف به جذب سرمایهگذار داخلی و خارجی و فراری دادن سرمایهگذاران به دلایل متعدد، تمامی این موارد سبب مهاجرت بیرویه خبرگان و نخبگان استان به پایتخت و خارج از کشور شده است و سبب شده است تکلیف و اولویت اصلی محورهای توسعه در استان مشخص نشود و در نهایت مسیر توسعه در استان، مبهم و بلاتکلیف بماند.
نتیجه تمام این مشکلات، سبب اتفاقات ناخوشایند از قبیل گرانی مسکن، فقدان عزم جدی برای رفع این مشکل، بحران جدی آب، نبود اقبال سرمایهگذاری صنعتی در استان، کمبود برق، نرخ بالای درآمدهای مالیاتی نسبت به استانهای همجوار و اختصاص اعتبار عمرانی بسیار ناچیز و نبود فرآوری محصولات کشاورزی بوده است.
عملکرد ضعیف آموزش و پرورش و مسائل فرهنگی استان، حوزه ورزش و جوانان، افزایش نرخ طلاق و کاهش ازدواج، عملکرد ضعیف سیستم بانکی در پرداخت تسهیلات فرهنگی و ازدواج و زیرساختهای اقتصادی، پدیده خودکشی رو به افزایش، نبود شور و نشاط و تفریح مناسب در بین بانوان و جوانان، وجود بسیاری از اتفاقات و کمبودهای پزشکی در حوزه بهداشت و علیرغم سرمایهگذاری مناسب در این حوزه و نارضایتی شدید مردم از خدمات سلامت و درمان و هزینههای درمانی، بخشی از مهمترین معضلاتی است که مردم استان را درگیر کرده است.
فقدان تفکر توسعهمدار در مدیران و بهکارنگرفتن تفکر سیستمی و استفاده نکردن از کارشناسان فنی و متخصص در حوزههای مختلف، کار را به جایی رسانده است که بخش قابل توجه جمعیت شهری و روستایی استان عالمپرور و شهیدپرور و زرخیز همدان را به نان شب محتاج نگاه داشته است.
امیدوارم در نتیجه همفکری و دغدغهورزی نخبگان استان، بتوانیم از بحرانهای ریز و درشت خارج شویم.
دکتر سید ناصر محمودی
تحلیلگر مسائل سیاسی و اقتصادی؛ مشاور کسب و کار
مدیر کل سابق امور اقتصادی و دارایی استان همدان
خداحافظی “ناصرخسرو” با همدان
یکی دیگر از کتابفروشیهای قدیمی شهر تعطیل شد
بدنبال روند افول کتابفروشیهای سنتی، چراغ یکی دیگر از کتابفروشیهای قدیمی شهر همدان، “ناصرخسرو”، پس از حدود ۷۰ سال فعالیت فرهنگی، در خیابان شریعتی این شهر برای همیشه خاموش شد. این کتابفروشی که سالها مأمن علاقهمندان به مطالعه و دیگر اقلام فرهنگی بود، حالا جای خود را به یک خواربارفروشی داده است.
پیش از این نیز، کتابفروشی “نشر دانشجو”، که در یکی از پرترددترین مسیرهای دانشجویان شهر قرار داشت، از طبقه همکف به طبقه دوم یک ساختمان منتقل شد؛ تغییری که بسیاری آن را نشانهای از کاهش استقبال از کتاب و کتابخوانی قلمداد میکنند.
زنده یاد حمید بهرادفر، صاحب فقید کتابفروشی ناصرخسرو، با تمام مشکلات اقتصادی و کاهش مشتریان، تا آخرین روزهای زندگی خود حاضر به تعطیلی این پاتوق فرهنگی نشد. اما پس از درگذشت او، کتابفروشی که دههها به فرهنگ این شهر خدمت کرده بود، ناگزیر به خاموشی رفت.
امروز در حالی شاهد غبارگرفتگی چهره شاداب “یار مهربان” در شهر عالمان و حکیمان “همدان” هستیم که یک کتابفروشی دیگر در همین خیابان و در نزدیکی میدان شریعتی در شرف تعطیلی است، به گونهای که گرد و خاک نشسته بر چندین جلد کتاب ویترین این کتابفروشی، فضای غمانگیزی از دوری جامعه با “یار مهربان” را به نمایش میگذارد. و چه میتوان گفت جز مروری بر این سروده بیاد ماندنی و جاویدان زنده یاد “عباس یمینی شریف” که:
من یار مهربانم
دانا و خوش بیانم
گویم سخن فراوان
با آنکه بی زبانم
پندت دهم فراوان
من یار پند دانم
من دوستی هنرمند
با سود و بی زیانم
از من مباش غافل
من یار مهربانم
اردشیر مظاهری
|