|
از زمانی که کارآفرینی به عنوان یک نیاز اساسی مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت، تئوری پردازان توسعه نیز این مقوله را به عنوان یکی ضرورت برای هر جامعه ای که به دنبال دستیابی به شاخص های توسعه یافتگی است، مطرح کردند.
البته امروزه گستره این مفهوم فراتر از اقتصاد رفته و حتی بر کارآفرینی اجتماعی تأکید شده است. کمااین که رشد روزافزون ابزارهای پیچیده ارتباطی و درهم تنیدگی بیش از پیش اجزای توسعه همه جانبه و پایدار جوامع اعم از بخش های حاکمیتی و خصوصی، شرایطی را رقم زده است که نه تنها ضرورت کارآفرینی را دوچندان نموده است، بلکه توسعه آن در ابعاد مختلف و متناسب با شرایط و مقتضیات کنونی را اجتناب ناپذیر نموده است.
در چنین شرایطی تلاش برای شکل گیری روند مستمر و پایدار از کارآفرینی و تقویت آن برای هموار نمودن مسیر توسعه همه جانبه بسیار حائز اهمیت است؛ به طوری که جوامع مختلف در راستای دستیابی به نقطه مطلوبی از توسعه سخت نیازمند فراگیری و گسترش کارآفرینی هستند.
با این اوصاف کاملا روشن و مبرهن است که توسعه کارآفرینی در هر جامعه ای با ارتقاء کمی و کیفی اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن جامعه ارتباط مستقیم دارد و ما اگر میخواهیم تولید ثروت و افزایش سرمایههای اجتماعی و اقتصادی را در جامعه شاهد باشیم، باید به فکر رونق و توسعه کارآفرینی باشیم تا شرایط را برای بهبود اقتصادی جامعه و عبور موفق از مشکلات و گرفتاریهای فعلی امکانپذیرتر شود.
حال سوالات مهمی مطرح است از جمله این که ما در زمینه کارآفرینی چهکار کردهایم و اکنون در کجا قرار داریم و چه مسیری را باید در پیش بگیریم؟ پرسشهایی که البته پاسخ به هر کدام مستلزم ارزیابی دقیق از حرکتها و فعالیتهای صورت گرفته در کشور است تا هم نقاط قوت و ضعف این حرکت ها مشخص شود و هم برای پر کردن خلأهای موجود برنامهریزی و تلاش شود.
در نگاه نخست جامعه باید به این باور برسد که کارآفرینی نه فقط یک امتیاز و نشانه برتری جوامع و نقطه تمایز آنها، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر است که یکی از لوازم اصلی رشد تولید، رونق اقتصادی، بهبود فضای کسب و کار و به طور کلی توسعه و پیشرفت محسوب میشود.
طبیعی است شکلگیری این باور و نهادینه شدن آن در گرو فرهنگسازی درست از کارآفرینی در جامعه است وگرنه با اقدامات بخشنامهای و محدود نمیتوان به سرمنزل مقصود رسید. ما نیازمند محکم کردن پایههای کارآفرینی و فراهم نمودن زیرساختهای لازم هستیم تا با تقویت ریشه و اساس آن، شاهد رشد و فراگیری چنین مقولهای باشیم.
نیل به این مقصود مستلزم تقویت بخش خصوصی و بسیج امکانات در جهت فراهم نمودن زمینه های بروز و ظهور استعدادها، خلاقیت ها و ایده های نو و راهگشا برای گرهگشایی از مشکلات اقتصادی و ایجاد تحرک و پویایی در فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی است.
هنوز توان و استعدادهای بالقوه فراوانی به لحاظ ظرفیتهای کارآفرینی در جامعه وجود دارد که به فعلیت نرسیدهاند و باید حرکتها منسجم تر و بهتری شکل بگیرد تا از این ظرفیتها برای تقویت و گسترش کارآفرینی استفاده شود.
بر این اساس توسعه و گسترش کارآفرینی در گرو فعالشدن بخشهای مختلف و شکلگیری حرکتی همه جانبه و در عین حال هماهنگ و منسجم است و ما اگر میخواهیم به توسعه و پیشرفت مطابق آنچه در اسناد بالادستی به ویژه برنامه هفتم توسعه هدفگذاری شده است، دست یابیم باید کارآفرینی را رونق ببخشیم و در این راستا از تمامی ظرفیتها و امکانات استفاده کنیم.
|