|
رئیسجمهوری اسلامی پنجشنبه گذشته در دقایق پایانی سفر یکروزه خود به استان همدان و در یک نشست خبری با خبرنگاران، طرحهایهای کلیدی برای کمک به رفع بسیاری مشکلات اقتصادی و اجتماعی در این استان را معرفی کرد و درواقع راههای برونرفت از برخی عقبماندگیها در استان را به خبرنگاران نشان داد.
سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری اسلامی کشورمان اگرچه فردی بومی همدان نیست اما سالهای زیادی در حساسترین برهه تاریخ انقلاب اسلامی در منصب قضا در همدان زندگی کرده است و با جرأت میتوان گفت، بیشتر از روسای جمهوری قبلی یا ساختار فرهنگی و اجتماعی و خیلی از لازمهها برای بهبود زندگی مردم استان از نزدیک آشنا میباشد و بدون شک بهخاطر همین ویژگی انگشت روی طرحهای لازمالاجرایی گذشت که حداقل در این مقطع بتواند استان همدان را روی ریل توسعه هدایت کند.
وقتی شخصی با منصب قضا و قضاوت نسبت به مشکلات حقوقی ناشی از بسیاری تنگناهای اقتصادی مردم در یک شهر و استان زندگی کرده باشد و بر بسیاری آمارها و واقعیتهای پیدا و پنهان مردم اشراف داشته باشد، در منصب تصمیمگیری و اجرا هم خوب میتواند درک کند، چه طرح و برنامه و با چه مصوبات دولتی میشود به بهبود شرایط کمک کرد.
رئیس دولت سیزدهم در همدان و در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران انگشت روی ۱۷۹ طرح مصوب برای توسعه در استان گذشت که همه طرحها، یکی از یکی مهمتر و لازمالاجراتر میباشد.
موضوع کمبود آب برای مصارف آشامیدنی و طرحهای کشاورزی و صنعت ازجمله طرحهای مهم و حیاتی برای همدان است که پای سد تالوار در استان زنجان را به میان میکشد و لازمه سرعت بخشیدن به مراحل تکمیلی این طرح که به گفته خود رئیسجمهوری ۱۷ سال در کریدور های تصمیمگیری و اختصاص بودجه و جدیت در اجرای طرح معطل بوده است و قرار است باهمت دولت سیزدهم تا دوماه آینده آب این سد به کشتزارها ولولههای انشعاب مصارف خانگی در همدان برسد.
آقای ابراهیم رئیسی در خلال معرفی طرحهای مهم و حیاتی در استان همدان به لزوم ساماندهی و ابقای زندگی و حیات تولیدی در روستاهای باقیمانده استان همدان نیز اشاره داشته است که اتفاقاً این طرح کلیدی و این حرکت بنیادی حلقه گمشده توسعه و درعینحال بسیاری مشکلات اقتصادی و اجتماعی و ناهنجاریهای فرهنگی در استان میباشد. از زمانی که تخلیه و مهاجرت روستانشینان به شهرهای کشور به هزار دلیل ناخواسته و خواسته شروع شد و روز بروز شتاب بیشتر گرفت، به همان نسبت نیز مشکلات شهرنشینی و لازمههای زندگی راحت و بدون دغدغه در شهر لحظهبهلحظه سیر صعودی به خود گرفت و شاید بتوان گفت، گرفتاریهای زندگی روستانشینی دامن شهرنشینان را هم گرفت و روستایی و شهری باهم در گرداب مشکلات گوناگون ازجمله بیکاری و بیخانگی و اجارهنشینی و سایر محرومیتهای اجتماعی سقوط کردند. این حرف نه به این معناست که هموطنان روستانشین و چنین برادران و خواهران مسلمان، خدایناکرده ذاتاً انسانهای مشکلآفرین باشند، معنای حرف ما این است که تا پیش از ترادژی انگیزه مهاجرت روستاییان به شهرها، روستاهای کشور و روستاییان مهمترین عامل تولید غذا و آبادانی کشور بودند، روستاییان در جامعه ایرانی تولید میکردند و زندگی شهرنشینی درگرو آبادانی و تولید مواد غذایی در روستاها بود.
اما گفتهاند که بیشترین عامل تخلیه روستاها شروع پروسه خشک مهر و مومها از حدود ۵۰ سال پیشواز سویی نیز نابرابری امکانات زندگی ازجمله تحصیل و بهداشت و درمان و اشتغال بین روستاها و شهرها میباشد. اما
آیا در شرایط فعلی هیچ راهی برای ادای دین دولتها بر هموطنان روستایی باقی نمانده است. آیا با حدود نیمی از تمام سرمایهگذاریهایی که برای ایجاد زیرساختهای شهرنشینی و تولید مسکن انبوه و بسترسازی برای اشتغال پایدار در شهرها، در حال انجام میباشد، نمیتوان ساختارهای ویرانشده در مناطق روستایی را احیا کرد. آیا اگر در نیمقرن بیش یک خانواده روستایی روی دوهکتار زمین حدود ۱/۵ تن گندم دیم تولید میکرد، در حال حاضر نمیشود روی حداکثر ۲ هزار متر زمین روستایی کشت زار گلخانهای ایجاد کرد و به انواع تولیدات یا مصرف کمترین آبدست یافت؟. آیا بجای اینکه برای تأمین یک قطعه زمین و تولید مسکن انبوه در حاشیه شهرها و تشکیل جلسات متعدد و بینتیجه دراینارتباط ماهها و سالها وقت صرف کرد، نمیشود، محدوده روستاهای ویران و تخلیهشده را به شهرکهای جدید تبدیل کرده و به خود روستاییان مهاجر واگذار کرد، اغلب چنین روستاهای رهاشده حتی جادههای دسترسی و برخی زیرساختهای سکونتی را هم دارند.
خیلی از این روستاها از زمانیکه قناتهای تاریخی خود را ازدسترفته دیدند، به سمت شهرها روانه شدند. آیا نمیشود چند رشته از حدود ۷۰۰ رشته قنات مخروبه در استان که شخص رئیسجمهوری هم بر ضرورت احیای مجدد آنها اشاره کرد را در همین روستاهای تخلیهشده جستجو کرد؟.
خدمت و خدمترسانی در جامعه ایرانی به دلایل فراوان ازجمله خشک سالیها، افزایش نسبی جمعیت و تقاضای امکانات، به یک کار مشکل تبدیلشده است، اما انجام آن غیرممکن نیست و بسیاری مشکلات اجتماعی در کشور براثر غفلت و تصمیمگیریهای غلط در طول سالیان گذشته به وجود آمدهاست و امروز با انجام طرحها و برنامههای مهندسی معکوس، میشود اغلب این مشکلات و کلافهای سردرگم را حلوفصل کرد.
|