|
داستان فضای مجازی در ایران، داستان قابل تأمل و عجیبی است. همه از ضرورت و خوبیها و نیاز به این فضا برای تسهیل ارتباطات و کارها سخن میگویند و ایمنسازی این فضا را نیز لازم میدانند و درنهایت فیلترگذاری را برای مصونیت مردم از مضرات این فضا انتخاب کرده و بازار فیلترشکن و حضور غیرقانونی در این فضاهای فیلترشده را داغ میکنند.
همچنین وقتی میبینند مردم در این فضاها حضور دارند و اتفاقی برای بومیسازی و دیگر برنامهها رخ نداد و مردم استقبال نکردند، بیشتر آنهایی که قانون به فیلترینگ گذراندهاند یا مأمور اجرای قانون هستند، بیشتر از دیگران در این فضاها فعال میشوند.
بحثهای روز گذشته مجلس درباره فضای مجازی و درخواستهایی برای فیلترینگ برخی شبکههای اجتماعی از وزیر ارتباطات، باز هم نگرانی در اینباره را پررنگ کرد.
واقعیت این است که فضای مجازی بسته به نوع استفاده از آن میتواند پرفایده یا پرهزینه باشد. از نظر برخی نمایندگان مجلس، اما فضای مجازی تنها پرهزینه است، جوانان را منحرف و اخلاق اجتماعی را بر باد میدهد. همچنین نگرانی از جاسوسی در این فضا از سوی بیگانگان بهدلیل بستر خارجی فضاهای قابل استفاده از دغدغههای اصلی نمایندگان در این حوزه بوده که مطرح شده است.
اما فیلترینگ چاره کار نیست؛ زیرا از سویی این فضا را برای حضور مثبت محدود میکند و از سوی دیگر بنا بر ضرورت تأکید بر حضور شده و همه افرادی که دغدغه دارند با شکلی غیرقانونی و با فیلترشکن در این فضاها حضور پیدا کرده و به زعم خود به انقلاب و کشور خدمت میکنند. این نوع تلاشها چندان منطقی نیست؛ زیرا مردم را متفاوت و خود را برتر و پاکتر دیدن است و در اصطلاح مردم را به این فضا نامحرم و خود را محرم دیدن است که نتیجهای هم در بر نخواهد داشت.
اکنون تجربه فیلتر تلگرام در پیش روی همگان است.
تلگرام فیلتر شد تا شبکههای اجتماعی بومی از جمله سروش با حمایت بسیار خوب مالی و معنوی جایگزین آن شود اما مردم رویکردی به آن نشان ندادند و سروش مجبور به واگذاری در قالب مزایده شد.
همچنین همه دستگاهها که روزی از تلگرام رفته بودند برای برقراری ارتباط با مخاطب مجبور به بازگشت به تلگرام و حتی اعلام هویت خود شدند و البته بیشتر آنها اطلاعرسانی را بهانه قرار دادند تا حضور غیرقانونی خود را توجیه کنند. این نوع اقدامات در شرایطی که در قاموس سازمانهای اطلاعاتی منابع مشخص ۷۰ تا ۸۰ درصد و در برخی حوزهها مانند تحلیلهای اقتصادی تا ۹۵ درصد اطلاعات جمعآوری شده را به خود اختصاص میدهد، قابل تأمل است.
برای این سرویسها منابع آشکار اطلاعاتی که اطلاعات منتشرشده در تلگرام را نیز شامل میشود، ارزانترین و سادهترین روش جمعآوری اطلاعات است. شاید گفته شود این اطلاعات، طبقهبندی ندارد یا دارای طبقهبندی پایین است اما انتشار آنها در این فضاهای فیلتر علاوه بر دور زدن قانون، بهمثابه آنچه آنها خون رگهای اطلاعات میدانند، عمل خواهد کرد. این مباحث تخصصیتر از مباحث قابل طرح در یک رسانه عمومی است و غرض از طرح آن، بیان دوگانگی رفتاری بسیاری از مسئولان و دستگاهها است.
اگر جایی فیلتر میشود همه باید این قانون را رعایت کنند و هیچکس محرمتر از دیگری نباید قلمداد شود و اگر فیلترینگ درست نبوده و میتوان با ضوابط و تعاملاتی با مالکان شبکههای اجتماعی به دغدغهها پاسخ داد، بهتر است فیلترینگ تعطیل و شرایط برخورداری از امکانات این فضاها برای همگان فراهم شود.
مجلس در این زمینه میتواند تجربه فیلترینگ تلگرام و ناکامیهای موجود را درنظر داشته و با تعیین حد و حدود انتشار منابع آشکار برای مسئولان و دستگاهها در فضای مجازی و حقیقی به این دغدغه نیز پاسخ دهد.
|