|
■ حیاتی: ایده اصلی رمان جدیدم از آپارتماننشینی نشأت گرفته است
حمید حیاتی، پژوهشگر و نویسنده، در سال 1345 در همدان متولد شد. وی از سال 1386همکاری خود را با بخش اندیشه مجله گلستانه و مجله هنر و موسیقی آغاز کرد و مقالاتی را به رشته تحریر درآورد. وی در سال 1391 کتاب «بر فراز عبثناکی زندگی» شامل مجموعه قطعات فلسفی و روانکاوی را منتشر کرد.
حیاتی همچنین در سال 1392 کتاب «میشلفوکو؛ پیدایشعقل کیفری» در زمینه فلسفه فوکو را توسط انتشارات نصیرا منتشر کرد. رمان «انگار به آن طرف خیابان رسیدهای!»، «نامهای به خورشید» و «جشن گل سرخ» از دیگر آثار اوست.
وی همچنین به تازگی رمان «روشنایی روز ادامه تاریکای شب است» را منتشر کرده است که در همین زمینه با حیاتی گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه آن را میخوانید:
در مورد فعالیتهای ادبی خود و اینکه از چه سالی آغاز به فعالیت کردید، توضیحاتی ارائه بفرمایید؟
من از نوجوانی به کتاب و مطالعه کردن علاقه داشتم و کتابهای بسیاری میخواندم که در ابتدا مفاهیم آنها را متوجه نمیشدم، ولی همچنان کنجکاو بودم که آنها را درک کنم. یادم میآید در آن موقع ترجمه کتاب «فلسفه هگل» ترنس استیس را گرفتم و شاید بیش از 20 بار خواندم، ولی چیزی متوجه نمیشدم؛ نمیدانستم که این کتاب در مورد پدیدارشناسی است و کسی که بخواهد در این زمینه چیزی یاد بگیرد، باید به کتب فلاسفه ماقبل بازگردد و آنها را مطالعه کند.
این روند ادامه داشت تا اینکه در اواخر سالهای نوجوانی در سال 1364 به سربازی رفتم و پس از آن، ازدواج کردم و به استخدام بانک درآمدم. همچنین در سال 1386با مجله هنری- ادبی گلستانه آغاز به همکاری ادبی کردم و حدود 13ماه مسئولیت تحریر بخش اندیشه آن مجله را بر عهده داشتم و پس از آن نیز به تألیف کتاب روی آوردم.
در سال 1391 نیز کتاب «بر فراز عبثناکی زندگی» را نوشتم که شامل قطعات فلسفی و تجربیات و شیوه زیستی من و تحتتأثیر دانستههایم بوده است. در سال 1392 کتاب «میشلفوکو؛ پیدایش عقل کیفری» در زمینه فلسفه فوکو را به چاپ رساندم که فرق این کتاب با بقیه آن است که در ابتدای هر فصل، داستانکی را آوردهام که چکیده همان فصل است.
پس از این نیز کتاب «انگار به آن طرف خیابان رسیدهای!» را در سال 1393 به چاپ رساندم که موضوع آن جمعیتهراسی است که به نظرم نخستین کسی هستم که در ایران موضوع جمعیتهراسی(سوشال فوبیا) را وارد ادبیات کرده است.
این کتاب شاید مثل دارویی باشد برای کسانی که مبتلا به اختلال روانی جمعیتهراسی هستند که در آنجا بهصورت رمان در اینباره بحث کردهام. پس از این نیز کتابهای «نامهای به خورشید» و «جشن گل سرخ» و «روشنایی روز ادامه تاریکای شب است» را به چاپ رساندهام.
در مورد رمان جدیدتان به نام «روشنایی روز ادامه تاریکای شب است»، توضیح دهید و اینکه موضوع آن چیست؟
این رمان به مشکل زن و شوهری میپردازد که در آپارتمان کوچکی زندگی میکنند و صاحب 2 فرزند هستند؛ روزبه در مقطع ابتدایی و روشنک دانشجو است. مرتضی اعتقاد دارد غرایز جنسی همانند سایر تمایلات طبیعی مثل غذا خوردن باید آدابی داشته باشد و میخواهد رنسانس جسمی در این زمینه ایجاد کند، اما با وجود این آپارتمان کوچک و فرزندان چگونه میتواند به این هدف برسد که این موضوع داستان است.
ایده اصلی این رمان از کجا نشأت گرفته است؟
من درباره زندگی مدرن و آپارتماننشینی خیلی فکر میکنم و به همین خاطر ایده اصلی این کتاب از آپارتماننشینی نشأت گرفته است. شخصیت مرتضی در این رمان شخصی مرگاندیش است و به همین خاطر به دنبال کامیابی و لذت نهایی از زندگی است. ایده اصلی من در این کتاب آن است که افراد در آپارتمانهایی همچون لانه کلاغ محصور شدهاند و نمیتوانند از غرایز زندگی بهره لازم را ببرند.
در مورد اهمیت رمان توضیح دهید و اینکه آیا در حالحاضر در جامعه به آن احساس نیاز میشود؟
به نظر من فضای مجازی به افراد آگاهی نازلی میدهد که بهترین راه برای دستیابی به آگاهی و رسیدن به زندگی موفقیتآمیز، خواندن کتاب و رویکرد به هنر در بخشهای مختلف آن است؛ به همین دلیل در حالحاضر به کتاب و رمان احساس نیاز زیادی میشود.
در مورد جایگاه رمان در استان توضیح دهید و اینکه استقبال مردم از آن چگونه است؟
متأسفانه در همدان نیز مثل شهرهای دیگر مردم استقبال کمتری نسبت به کتاب دارند و روزی ما چوب این مطالعه نکردنها را خواهیم خورد. اما احساس میکنم در همدان رمان نسبت به کتابهای دیگر جایگاه بهتری دارد و بیشتر مردم به سمت آن گرایش دارند.
آیا رمانهای امروزی نسبت به گذشته کیفیت لازم را دارند؟
بله، در واقع هر ایده و اثری باید متناسب با نیاز جامعه باشد و منعکسکننده مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه باشد و به نظر من رمانهای امروزه نیز به مشکلات اجتماعی همچون فقر، اعتیاد، افسردگی زنان، بیکاری و... پرداخته است و مشکلات را منعکس کرده است.
به نظر شما شکوفایی فرهنگ و هنر چه تأثیری بر جامعه خواهد گذاشت؟
نیچه گفته خوبی در این زمینه دارد که میگوید: اگر هنر نبود، بیگمان واقعیت ما را میکشت. هنر روح جامعه را تلطیف و زبریهای آن را میگیرد و روحیات آدمها را به همدیگر نزدیک و به آنها آرامش میدهد که این موجب کاستن خشونتهای آنها میشود.
درخواست شما از مسئولان برای توجه بیشتر به این حوزه چیست؟
میخواهم در کنار برنامه مختلفی که در رسانههای عمومی و صدا و سیما پخش میشود، به کارها و اثرات هنری نیز پرداخته شود و تبلیغات آنها نیز صورت بگیرد که در اینصورت مردم با آن آشنایی بهتری پیدا کرده و به افراد دیگر نیز منتقل میکنند.
راهکار شما برای رفع کاستیهایی که در زمینه فرهنگ و هنر وجود دارد، چیست؟
حمایت مسئولان از هنرمندان میتواند به آنها کمک کند تا با خیال راحتتری به کارشان ادامه دهند و دیگر دغدغه اقتصادی نداشته باشند.
اگر نظر خاصی در این زمینه دارید، بیان کنید؟
نظر خاصی ندارم، فقط از مردم میخواهم که به سمت کتاب و کتابخوانی گرایش بیشتری داشته باشند و به آن اهمیت بدهند.
|