|
37مین نشست از مجموعه درسگفتارهایی درباره بوعلیسینا به«روایتهایی از فارسینویسی ابنسینا» اختصاص داشت که چهارشنبه ۱۰ آذرماه با حضور عبدالرضا مدرسزاده بهصورت مجازی پخش شد.
ابنسینا شخصیتی جامع و مانع دارد، وی شخصیتی فراگیر، فرازمانی، فرامکانی و چندبعدی است. آنچه که امروز پس از یک هزاره پر فراز و فرود از او برای ما به یادگار مانده است و آنچه از این حکیم بزرگ در عرصه دانش و گستره فرهنگ و خرد ایرانی و اسلامی به جای مانده مؤید این است که ابنسینا چه شأن و جایگاهی دارد و از سوی دیگر گویای حُسنتدبیر و کارآمدی و بههنگام بودن کوششهای ابنسینا در مقطعی خاص است.
شخصیتی مانند ابنسینا که در آن مقطع کسانی مثل ابوریحانبیرونی، بلعمی و طبری در آن جغرافیای فرهنگی و اجتماعی ایران و خراسان بزرگ حضور دارند قاعدتاً از شخصیتهایی بودند که به تنوع و کارکرد معروف بودند و کوشش میکردند که در زمینههای مختلف کار کنند و خودشان این لیاقت و زیرساخت و زمینه مساعد را برای ورود به مباحث گوناگونی داشتهاند که ابنسینا در این بحث گل سرسبد مباحثی است که به آنها پرداخته است.
فارسینویسیهای ابنسینا در برابر آثار عربی
فارسینویسیهای ابنسینا در برابر آثار عربی او به زبان عربی ممکن است توازن و تعادلی از نظر کمی نداشته باشد، اما راست این است که کیفیت کار خیلی مهم است. چیستی روایت میشود، نگرش و گزارش خاصی که زبان و بیان صاحب اثر در حوزه شعر بیشتر خودش را نشان میدهد و تفاوتی که حکمای مشا، اشراق، ملاصدرا و دیگران دارند روایتهای خاص از مسائل حکمی، کلامی، فلسفی و نگاه به خرد است. چگونگی روایت نیز بسیار مهم است.
ابنسینا، ابوریحان و ناصرخسرو نویسندگان و مؤلفان و پدیدآورندگانی هستند که مخاطب آنها هم از همان سلطان محمود غزنوی و علاءالدوله تا روزگار ما وجود دارد اما مسألهای که روایت را جالب توجه میکند تا بیشتر به بحث روایت بپردازیم در کتابهای درباره روایت خوب به آن پرداخته شده و منابع فرنگی بیشتر این مسأله را در سینما و تئاتر توجه میکنند که پشت صحنه فکری این فیلم و سریال چه اتفاقات نهفتهای دارد. در ادبیات و فرهنگ ما هم همین مسأله است فرنگیها در کنار نویسنده آشکار به نویسنده پنهان توجه دارند و در کنار خواننده آشکار به خواننده پنهان توجه دارند. نویسنده آشکار میشود ابنسینا و متن دانشنامه علایی است و کسی جز او ننوشته است، اما چه کسی جوهره فکری ابنسینا را تحریک کرده است؛ این میشود نویسندگان پنهانی که گاهی میتوانند زیرساختهای جامعه و یا اتفاقهایی باشند.
نویسنده پنهان کسی است که موجب میشود ابوریحان، غزالی، ابنسینا، ناصرخسرو فارسی بنویسند. خواننده آشکار هم ما هستیم که در این هزار سال این آثار را میخوانیم. خواننده پنهان نیز به «در گفتن و دیوار شنیدن» گفته میشود. شعر در قرن هشتم گفته میشود، اما امروز ما در سده پانزدهم و هزاره سوم خواننده پنهانی هستیم که روح حافظ هم خبر ندارد. گره در روایت در فارسی این است که این مطلب اینجا چه میکند در آثار هنرمندان و شاعران ممتاز و صاحب سبک به مواردی میرسید که علامت سؤال و ابهام برای شما پیش میآید که این، اینجا چه میکند. خاقانی شاعر مداح حضرت محمد(ص) و شاعر مکه و مدینه است و باید پرسید ایوان مدائن در شعر او چه میکند. این میشود یک گره.
نویسندگان پنهان ابنسینا چه کسانی هستند؟
ناصرخسرو این همه شعرهای اخلاقی، فلسفی و پند دارد شعر «حاجیان آمدند با تعظیم او» چیز دیگری است. این گره موجب میشود گاهی میگویند این نمونه شعر منسوب به فلانی است و برخی این را قبول ندارند. سعدی قصیدهای دارد بسیار پندآموز که دانش سبکشناسی و روایت به ما میگوید این برای سعدی است. اما اینکه بردهاند آن را در الحاقیه یا به این دلیل است که نسخهها معتبر نبوده و مصحح به جبر قواعد تصحیح این کار را کرده است یا کسی این را به جای شیخ اجل گفته که بسیار مهارت داشته است و میبینیم اصل و کپی تفاوتی ندارد.
روزی که زیر خاک تن ما نهان شود / وانها که کردهایم یکایک عیان شود
بسیاری میگویند این شعر برای سعدی نیست، اما نشانهها نشان میدهد یا برای سعدی است یا کسی که عین آن را تکرار و ارائه کرده است. این گره در روایت میشود.
اگر دیوان محتشم کاشانی را ببینید پر از قصاید مدحی است برای آدمهای مختلف و همچنین پر از ماده تاریخ، قطعات تاریخی و مسائل اجتماعی است. پس ۱۲ بند عاشورایی محتشم اینجا چه میکند این میشود گره در روایت. باید ببینیم چه نویسندگان پنهانی محتشم را متقاعد کردند که در کنار آن همه شعرهای درباری بگوید «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» همین گره در روایت میشود تافته جدابافته.
زبان فارسی ققنوسوار از خاکسترش شکل گرفت و برآمد
ابنسینا هدف خود را از نگارش این کتاب فارسی به نوعی افشا کرده و اشاعه داده است. نویسندگان پنهان میتوانند تمام دوستداران فرهنگ و ادبیات و هنر و زبان فارسی باشند. ابنسینا به گونهای آرزوی آنها را برآورده کرده است. نهضت اخوانالصفا و شعوبیه و کسانی که حتی نویسندگان پنهان شاهنامه هم به حساب میآیند یعنی فردوسی در مسیر حرکتی کرده که جریانهای ملیگرایی ایرانی که به قصد مبارزه با سیطره غیراسلامی و نژادپرستانه تازیان کارهایی میکردند از فردوسی دل خوشی دارند و به فردوسی دست مریزاد گفتند که چنین اثری از خود به جای گذاشته است.
خوانندگان پنهان این آثار به زبان فارسی نگاشته شده چه کسانی هستند؟ ممکن است کسانی فحوا و محتوای این اثر فارسی را درک نکنند. چند اتفاقی که در گسترش زبان فارسی در قرن سوم به بعد داشتیم ممدوح از زبان علمی و معیار علمی (زبان عربی) چیزی نمیداند. محمدبن وصیف وقتی شعر تازی گفت به او نگفتند که اینها که گفتی مرا چیزی که درنمییابم نمیباید شروع کرد به فارسی گفتن. مگر تفسیر طبری جامعالبیان فی تفسیر القرآن به زبان عربی نبود که امیر سامانی گفت من میخواهم معنی کلمات و مفاهیم و تعبیرات خداوند را بشناسم و ترجمه تفسیر طبری ارائه شد.
ابن سینا در مقابل مفاهیم وارداتی یونانی عقبنشینی نکرد
بحث دیگر متحیران فرهنگ یونانی و فلسفه یونانی هستند که یک بخش آن وارداتی است و دلیل نمیشود که ما چشم و گوش بسته بنشینیم و متحیرانه آن را تماشا کنیم و انگشت حیرت به دهان بگیریم و ببینیم که قابلیتها، ظرافتها و ظرفیتهای زبان فارسی دارد و یک خواننده پنهان دیگر این مباحث ترکنژادان خراسان هستند کسانی که آمدند و سبکتکینها و محمود غزنویها در رأس آن قرار داشت. ابن سینا تحت تعقیب بود و جرم بزرگی که داشت این بود که به استعمار سلطان محمد غزنوی بله نگفته بود مثل فردوسی که 6 ماه متواری بود.
بنمایه واژهسازی ابنسینا به دوره ساسانیان برمیگردد
واژهسازی و کوتاهی جملهها بخشی از آن قابلتوجه است و بخشی برمیگردد به دوره ساسانی و واژهسازی ابنسینا بخشی در مفاهیم و کتب علمی و آثار فرهنگی دوره ساسانی قبل از اسلام هم وجود دارد و بسیاری از آنها را در تاختوتازها از دست دادیم و شاید برگهایی از آن آثار به دست ما رسیده، اما از نظر زبانشناسی و ساختار کاری که ابنسینا انجام داده است متوجه میشویم یک نوع بازگشت و رجعت و تجدید دورهای است که نسبت به زبان و فرهنگ ساسانی و پهلوی قبل از اسلام اتفاق میافتد و این را ابنسینا هوشمندانه دنبال کرده است. کاری که استاد معین کرد این بود که مقاله واژهسازی و ترکیبسازی در هزاره ابنسینا را مطرح کرده و در مقدمه لغتنامه دهخدا آمده و دیگر زبانشناسان نیز به آن پرداختهاند. بنمایه این کار ابنسینا به دوره ساسانیان برمیگردد. اگر ابنسینا دوره تاریخی زبان فارسی را مطالعه کرده باشد و بر اساس ابتکار شخصی خود از بنمایهها و مصدرهای زبانی استفاده کرده باشد نتیجه این است که با این کار ابنسینا فرهنگ و ساخت دستوری زبان فارسی احیا میشود و کمک بزرگی میکند به راه افتادن جنبش فکری که حول محور زبان فارسی اتفاق میافتد.
زبان فارسی عاجز و ابتر و الکن نیست ما نتوانستیم به عنوان کاربران زبان فارسی این کار را دنبال کنیم. ابنسینا هم در این زمینه مقدم است و جزو عهد اوایل است درست است که زبان فارسی و آثار نثر فارسی را مبتکر نیست از نظر زمانی، اما کاری که ابنسینا در این زمینه انجام داده است در رساله رگشناسی بحثهای هنرمندانه و ذوقی انجام داده است. نشان میدهد که ابنسینا به ظرفیت زبان فارسی توجه داشته و کار را به خوبی دنبال کرده است.
بر اساس آنچه از کارنامه ابنسینا به دست ما رسیده است وقتی این آثار و قلم فارسی ابنسینا را در کنار کارنامه پر برگ و بار فرهنگ ایرانی و زبان فارسی از دوره سامانی قرار میدهیم میبینیم که ابنسینا خدمت بزرگی به فرهنگ ایرانی کرده است.
ابوریحان بیرونی درست است که نزد سلطان محمود بوده، اما از کسانی است که از محمود به عنوان محمل پیشرفت کارکردهای فرهنگی خودش استفاده میکرده است. ابوریحان هم که کنار غزنویها بوده باز حواسش بوده که حرمت علمی و استقلال علمی و توجه به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی را دنبال کند و ابنسینا هرچه بهتر با دور شدن از خراسان و گریختن از غزنویان و آمدن به جایگاهی که از نظر فرهنگی نژادی و مذهبی با آنها فرق میکند کار خویش را به سامان رسانیده است.
*تنظیم: آناهید خزیر
موسسه فرهنگی شهر کتاب
بنیاد بوعلیسینا
|