|
یک میلیارد ناقابل و جوانان بی پول
فرض کنید هنوز زندگی مشترک را آغاز نکردهاید، اما پیش از آنکه حتی کلید خانه را در دست بگیرید، با صورتحسابی مواجه میشوید که عددش از چند صد میلیون تومان آغاز میشود و به راحتی به بالای یک میلیارد هم میرسد. این رقم نه برای خرید خانه است و نه برای تهیه جهیزیه و لوازم ضروری زندگی؛ این فقط هزینه یک شب جشن عروسی و اجاره خانه است. اما آیا یک شب خاطرهانگیز ارزش دارد که سالها زیر بار وام و قرض برویم؟
برای آنکه واقعیت روشنتر شود، بیایید هزینههای یک مراسم عروسی ۱۵۰ نفره در هتل ۴ ستاره شهر همدان را بررسی کنیم. هر چند قیمتها میتواند کمتر یا بیشتر باشد، اما این گزارش بر مبنای قیمتهای یک مراسم متوسط و حدودی است.
نخستین بخش، پذیرایی مهمانهاست. منوی شامل چلو جوجه، سالاد، ماست، نوشابه، میوههایی مثل موز و هلو و شیرینی، برای هر نفر حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان تمام میشود. در مجموع این بخش به تنهایی بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان هزینه روی دست زوج جوان میگذارد.
اما این تنها آغاز ماجراست. آرایشگاه عروس چیزی میان ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان قیمت دارد و برای داماد نیز رقمی حدود یک تا ۴ میلیون تومان باید در نظر گرفت.
لباس عروس اگر اجاره شود، حدود ۲۰ تا ۳۵ میلیون تومان هزینه دارد و لوازمی مانند کفش، تور و دستهگل نیز ۷ تا ۱۰ میلیون تومان دیگر به آن اضافه میکند. جایگاه عروس و داماد در سالن با گلآرایی متوسط، نزدیک به ۱۵ میلیون تومان هزینه خواهد داشت و گلآرایی ماشین عروس هم حدود ۵ تا ۷میلیون تومان برآورد میشود.
یکی از سنگینترین بخشهای مخارج به خرید طلا برمیگردد. قیمت طلای نو این روزها برای هر گرم حدود ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان است. بنابراین یک سرویس ۲۵ گرمی چیزی حدود ۲۶۲ میلیون تومان هزینه خواهد داشت. به این رقم باید هزینه ۲ حلقه ازدواج ۴ گرمی را هم اضافه کرد که حدود ۵۰ میلیون تومان است. تنها همین بخش بیش از ۴۰۰ میلیون تومان سرمایه میخواهد.
به خانه که برسیم، باز هم هزینهها سنگینتر میشوند. در مرکز شهر همدان، اجاره یک آپارتمان ۷۰ متری با ودیعه ۴۰۰ میلیون تومانی و اجاره ماهانه ۶ تا ۱۰ میلیون تومان امکانپذیر است. اگر خانواده بخواهد رهن کامل بدهد، باید چیزی بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ میلیون تومان در نظر گرفته شود.
خریدهای عروس شامل لوازم آرایشی، لباسهای مجلسی و منزل، کفش و کیف و سایر اقلام ضروری نیز حدود ۸۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان هزینه دارد. خدمات جانبی مانند فیلمبرداری، عکاسی، کیک، کارت دعوت، موزیک و نورپردازی بین ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومان دیگر به کل هزینهها اضافه میکند.
اگر همه این موارد را کنار هم بگذاریم، به عددی بین ۹۰۰ تا یک میلیارد تومان میرسیم؛ عددی که بسته به انتخابهای خانوادهها به راحتی از یک میلیارد تومان هم عبور میکند. حال بیایید این رقم را با سطح درآمد زوج جوان مقایسه کنیم.
متوسط حقوق یک کارمند این روزها در حدود ۳۵میلیون تومان است. یعنی ۲ نفر در مجموع ماهانه ۷۰ میلیون تومان درآمد دارند. حتی اگر بتوانند بهطور معجزهآسا بخش بزرگی از این درآمد را پسانداز کنند، در طول یک سال چیزی در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان ذخیره خواهند کرد. به عبارت ساده، آنها برای تأمین هزینههای عروسی ناچارند یا به وامهای ازدواج و کمکهای خانوادگی تکیه کنند یا برای سالهای نخست زندگی، زیر بار بدهی بروند.
اما مسأله فقط عدد و رقم نیست. جشن عروسی در همه فرهنگها، شرق و غرب، غنی و فقیر، وجود داشته و دارد. این مراسم ریشه در نیاز انسانی به شادی و گردهمایی دارد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که چشموهمچشمی و فشار اجتماعی وارد میشود. وقتی ارزش یک ازدواج نه بر پایه کیفیت رابطه بلکه بر اساس وزن سرویس طلا، نوع پذیرایی یا تعداد مهمانها سنجیده شود، بار اقتصادی سنگینی بر دوش زوجها میافتد.
فرهنگ باید به سمتی حرکت کند که هر خانواده بر اساس توان مالی خود جشن بگیرد. اگر کسی توان برگزاری مراسمی باشکوه را دارد، ایرادی ندارد و اگر خانوادهای ترجیح میدهد مراسمی ساده و صمیمی برگزار کند، باید انتخابش محترم شمرده شود. مهمترین نکته این است که هیچکس نباید به دلیل کمخرجکردن سرزنش شود یا احساس کمبود کند.
در نهایت، آنچه باقی میماند نه هزینهها، بلکه خاطره و آرامشی است که زوج جوان با هم تجربه میکنند. یک زندگی مشترک با عشق و همدلی آغاز میشود، نه با اعداد و صفرهای صورتحساب. اگر نگاه جامعه تغییر کند و معیار اصلی خوشبختی را در کیفیت زندگی ببینیم، زوجهای جوان میتوانند بدون ترس از قسط و قرض، آینده خود را با شادی واقعی آغاز کنند.
|