|
نوجوانی دورهای از زندگی است که با فاصلهگیری از کودکی و رؤیای بزرگسالی، میتوان پرورش را آمیخته روزهایش کرد اما بهراستی برای نوجوانانمان چه برنامهریزیهایی کردهایم؟ آیا توانستهایم بهصورت هدفمند در رشد خلاقیتهای آنها گام برداریم و آینده آنها را با دستان خودشان ساختارمند کنیم؟
موضوع اشتغال این روزها ذهن بسیاری از جوانان و البته والدین آنها را به خود مشغول کرده، جوانان تحصیلکردهای که بدون شغل و یا شغلی درخور تحصیلاتشان روزها را یکی پس از دیگری میگذرانند؛ همه و همه نشاندهنده این است که نتوانستهایم زمینه رشد آنها را در بخشهای مختلف پرورش دهیم؛ آن هم در سنین مناسب!
نوجوانان ما این روزها یا با آرزوی داشتن شغلهای خاصی چون دکتری و مهندسی پا در عرصه انتخاب رشته میگذارند و یا در مسیر آرزوها و رؤیاهای والدینشان گام برمیدارند؛ موضوعی که در پس آن خلاقیتها و استعدادهایشان شاید هرگز هم به فعلیت نرسد.
این درحالی است که باید پذیرفت بسیاری از افراد موفق در دنیای کسبوکار امروز کسانی هستند که از همان نوجوانی بهدنبال فرصتهای کاری بودهاند؛ آنها از سنین نوجوانی درک استقلال و پذیرش مسئولیتی با عنوان کار قابل درک را آموختهاند و همین برایشان فرصتی را ایجاد کرده که ایدههاشان رشد کرده و ظرفیتهایشان را از دست ندهند و بهقولی فرصتسوزی نداشته باشند.
در این نوشتار بهدنبال بحث اشتغال نوجوانان نیستم بلکه صحبت از موضوع رشد خلاقیتها، بارش افکار و استفاده از ذهن خلاق نوجوانان در محیط و فضای کسبوکار را در پیش دارم.
هشتم آبانماه روز نوجوان نامیده شده است و این روز شاید تلنگری باشد به مسئولان و والدین و البته برنامهریزانی که مدام به فکر آینده هستند؛ باید دانست که با توجه به آنکه مؤلفه «تربیت فرزندان» دارای ابعاد گوناگونی بوده که هرکدام از این ابعاد در جایگاه خود حائز اهمیت است؛ علاوهبر اینکه بعد «تربیت حرفهای یا همان تربیت شغلی فرزندان» یکی از ابعاد مهمی است که متأسفانه در سیستم آموزشی تا حدود زیادی مورد غفلت واقع شده است. اما در باشگاههایی با عنوان باشگاه کارآفرینی نوجوانان به این بحث جامه عمل پوشانده شده، چنانکه به واسطه آن تربیت نسل آینده بهعنوان نسل نوآور و کارآفرین مورد توجه قرار گرفته اما این موضوع که حدود یکیدو سال پیش قرار بود در استان همدان هم پا بگیرد، همچنان مسکوت مانده است. در چنین باشگاههایی علاوهبر متمرکز شدن بر آموزشهای مناسب برای تبدیل کردن نوجوان به یک کارافرین نوآور و آموزش مهارتهای نرم بنیادین به وی، دیدار چهره به چهره با کارآفرینان نوآور جهت الگوپذیری مؤثر و شبکهسازی سالم بین نوجوانانِ دارای روحیه کارآفرینی نیز مدنظر است.
هماکنون در برخی از کشورها که به این روند روی آوردهاند، شاهدیم که امکان صحبت از ایدههای خلاقانه کسبوکار برای نوجوانان مهیّا میشود؛ این ایدهها بهمرور چکشکاری و اصلاح میشود و با کارافرینان حوزه خاص آن صحبت میشود و همین امر، شاید به رشد ایدههای خلاقانه نوجوانان میانجامد و در برخی از موارد، حتی این ایدهها و نظریات از سوی کارآفرینان عملیاتی میشود و این امر موجب میشود که نهتنها والدین دریابند که برای داشتن یک کسبوکار پایدار، فرزندشان میتواند در حرفه و مهارتها و رشتههای دانشگاهی خاصی وارد شود، بلکه به نوجوان این اعتماد بهنفس را میدهد که درباره ایدههای ذهنیاش صحبت کند، سخنور باشد، پای حرفهایش بماند، مشارکت را بیاموزد و درنهایت برای سرپا ایستادن در حوزه کسبوکاری خاص، فکر کند، مشورت بگیرد، با نیروهای متخصص و افراد تحصیلکرده و البته فعال در آن حوزه صحبت کند، رشد کند و سپس قدم در مسیر اشتغال بردارد.
این اشتغال همان اشتغال پایدار، نوآور و خلاق است گه با تحقیق و استمرار چندساله به دست آمده نه اشتغالی که کورکورانه و یکشبه با تقلید از دیگری و بدون درنظر گرفتن جوانب و حتی تفکر پایهگذاری شده است.
در سال جهش تولید میتوان تمامی گروههای سنی در جمعیت فعال را وارد کار کرد هرچند شاید دستاورد آن به تولید یک محصول نینجامد؛ اما همین پرورش ذهن خلاق بهترین دستاورد برای نوجوانان خواهد بود.
نوجوانان در باشگاههای کارآفرینی تقویت شده، مشاهدهگری، زیباییشناسی، اکتشاف مشتری و شبکهسازی را میآموزند و روحیه پرسشگری، یادگیری و آزمایشگری، هوش احساسی، روحیه نفوذ و اقناع، قدرت تخیل و معناسازی در آنها پرورش مییابد.
مشارکتهای اجتماعی، اعتماد اجتماعی و درنهایت، سرمایه اجتماعی در این روند ممکن میشود و در سایه این مباحث، در آینده همین نوجوانان با ذهنی پویا میتوانند قدم در مسیر کارآفرینی بگذارند؛ موضوعی که این روزها، اقتصاد ما به آن نیاز دارد.
کما آنکه در استان همدان، ذهنهای خلاق میتوانند ظرفیتهای استان را بهلحاظ اقتصادی، طبیعی، جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی بسنجند و بر مبنای آن برنامهریزیها را به سمت تولیدات خاص، صنایع خاص، گردشگریها در برخی از زمینهها، کسبوکارهای ویژه و ... سوق دهند اما متأسفانه، پرورش چنین ایدههایی یا مورد توجه نبوده و یا همین ایدهها در حد حرف باقی ماندهاند و بدانها توجهی نشده است.
حال آنکه در چنین باشگاههایی میتوان به کودکان و نوجوانان آموزش داد که چگونه میتوانند علاقه خود را به یک تجارت تبدیل و از آن حتی کسب درآمد نیز داشته باشند. نوجوانان درحالیکه باید مهارتهای زندگی را بهصورت روزمره بیاموزند، باید مهارتهای ویژه شغلی را نیز درک کنند و با درک و البته تقویت کسبوکار و کارآفرینی، اعتماد بهنفس، مهارتهای ارتباطی، مهارتهای بین فردی، عزت نفس، سواد مالی، رهبری و البته کارگروهی بتوانند به انگیزههای بلندمدتی دست یابند.
ایجاد انعطافپذیری و ارتقای سطح اعتماد به نفس نوجوانان یکی از مهارتهای بسیار مهمی است که باید در مدارس به دانشآموزان آموخته شود اما حال که در سایه شیوع ویروس کرونا و کلاسهای مجازی، بسیاری از بحثهای پرورشی به سمتوسوی دیگری رفته است، زمان آن رسیده تا بحثهای مذکور را از کانال دیگری دنبال سازیم.
با همه این تفاسیر، بیایید فرزندانمان را که در سنین نوجوانی هستند با مفاهیم اشتغال، کسبوکار و مباحثی از این دست، بهنوعی آموزش دهیم که در آینده، شاهد خاموش ماندن استعدادهایشان و با بیعلاقگی قدم نهادن در مسیر اشتغال و یا مواجهه با خیل عظیم تحصیلکردگان دانشگاهی بیکار نباشیم.
|