|
بیش از نیمی از جامعه در دست زنان است، زنانی که بهعنوان نیروی کار در مشاغل مختلف ایفای نقش میکنند، اما موضوعی که زنان را از ورود به مشاغل سخت باز میدارد قوای جسمی است، چراکه به نظر میرسد مردان از قدرت بدنی بالاتری نسبت به زنان برخوردارند.
اما در این بین زنانی هم هستند که به ناچار و از روی اجبار به مشاغل سختی مانند کارگری بر روی زمینهای کشاورزی پا به پای مردان همزمان با فصل برداشت محصولاتی مانند سیب زمینی، سیر و یا قالیبافی، خیاطی و ......کار میکنند.
چشمان خسته، دستانی پینه بسته و چهره شکسته از مشخصات بارز زنان سرپرست خانوار است، زنانی که پیر نیستند اما انگار جوانی و شادابی سالهاست که با آنها وداع کرده است.
زنان سرپرست خانوار از آن دسته زنانی هستند که عموماً به دلایلی چون؛ طلاق، فوت همسر، بیکاری یا از کار افتادگی همسر، بیماری و نقص عضو مرد خانه و... ناگزیر سرپرستی و تأمین معیشت خانواده را درکنار نگهداری و تربیت فرزندان برعهده میگیرند. اما با وجودی که به رسم عرف و حکم شرع، سرپرست خانواده وظیفه تأمین معیشت و نان آور خانوار باید باشد، زنان بی سرپرست و بد سرپرستی در جامعه هستند که با همت مردانه بار سنگین مسئولیت خانواده را به دوش میکشند.
بر اساس آخرین دادههای سرشماری مربوط به سال ۹۵ تعداد کل خانوارهای زن سرپرست در کشور، ۳ میلیون و ۶۵ هزار خانوار است که 12/6 درصد از کل خانوارهای کشور را تشکیل میدهد. این نسبت در سرشماری سال ۹۰ حدود 12/1 درصد بوده است.
در واقع تعداد خانوارهای زن سرپرست نسبت به کل خانوارها در ۵ سال حدود 0/5 درصد رشد کرده است. بیشترین فراوانی «زنان سرپرست خانوار» به ترتیب در شهرهای تهران، خراسان رضوی، سیستانوبلوچستان، فارس و... گزارش شده است. با توجه به شیب رشد این گروه از زنان در یک بازه زمانی ۵ ساله و با توجه به گذشت تقریباً ۶ سال از آخرین سرشماری سال ۱۳۹۵ تاکنون بهطور مسلم تعداد زنان سرپرست خانوار به واسطه تصادفات و مرگومیرهای ناشی از تصادفات شوهرانشان، مرگومیرهای ناشی از بیماریها و کرونا، بیکاری، طلاق و... افزایش یافته است.
بنابراین نخستین و جدیترین مشکل و چالشی که زنان سرپرست خانوار پس از حضور در میدان کار و شغل با آن روبهرو میشوند، دسترسی نداشتن به منابع اقتصادی و اجتماعی عادلانه است. این در حالی است که زنان کارگر عموماً متعلق به فرودستترین طبقات اجتماع هستند. آنها برای اینکه بتوانند نان در بیاورند و خرج فرزندان خود را بدهند، به اجبار از خیلی چیزها میگذرند. مادران کارگر در سالهای اشتغال، روزگار بسیار سختی را سپری میکنند که پیری زودرس و انواع بیماریهای ریز و درشت، کمترین عواقب این روزگار سخت است.
این شرایط درحالی است که در استان همدان نیز، زنان بخشی از یک روند بزرگتر را تشکیل می دهند به طوری که تعداد نسبی کارگران زن برای انجام کارهایی مانند برداشت سیر، سیب زمینی و صیفی جات و.. به شهرستانهای اطراف همدان میروند و چون صاحبان مزارع به خاطر اینکه زنان مانند مردان و گاه بیشتر کار انجام میدهند و دستمزدی کمتر از مردان دریافت میکنند، رغبت بیشتری برای استفاده از کارگران زن دارند.
همچنین بسیاری از این زنان خانوادههای کارگری به دلیل درآمد کم و مشکلات اقتصادی فراوان دچار بحران اجتماعی و درونخانوادگی هم میشوند، چرا که اگر یک زن سرپرست خانوار دارای فرزند هم باشد به دلیل تأمین معیشت مجبور است حداقل 2 شیفت کار کند، از خانواده دور میشود و چگونه میتواند نقش کامل سرپرست خانوار را ایفا کند. او وقتی به خانه میرسد از شدت خستگی دیگر نای نفس کشیدن ندارد به همین دلیل بسیاری از کارشناسان حوزه کارگری بر این باورند که خانوادههای کارگری باید از یک رفاه نسبی برخوردار باشند تا والدین یا مادر سرپرست خانواده بتوانند به تربیت صحیح فرزندان بپردازند.
از همین رو بسیاری از این زنان سرپرست خانواده به دلیل مزایای بالای مشاغل خانگی شامل پایین بودن هزینه راهاندازی، پایین بودن میزان ریسک سرمایهگذاری، حذف هزینه ایاب و ذهاب، استفاده از نیروی کار سایر اعضای خانواده، امکان کارکردن به صورت پاره وقت، آزادی و استقلال عمل، ایجاد توازن بین مسئولیت خانوادگی زنان و اشتغال آنان، استقبال بیشتری میکنند.
همچنین به گفته شهرام عابدی معاون اشتغال و خودکفایی کمیته امداد امام خمینی (ره) استان، ۵۰ درصد از سرپرستان خانوادههای زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) استان را بانوان تشکیل میدهند که سرپرستی ۳۳ هزار خانواده را بر عهده دارند که در مجموع 119 می توان گفت هزار و ۵۲ نفر در قالب ۶۱ هزار و ۹۹۴ خانواده استان همدان زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) هستند.
|