|
دو ماه پيش اگر کسي در بحبوحه اعتراضات و در هنگامه انتخابات و فضاي پيشاکرونا به ما ميگفت وجود شعورمندي خواهد آمد که تمامي قراردادها و مرزها و اعتبارات بشري و نظامات و قدرت انساني مستقر را در کسري از زمان تجزيه کرده و فرو خواهد ريخت، نه تنها کسي باور نميکرد که مورد تمسخر همگان قرار ميگرفت.
چه کسي باور ميکرد ويروسي به نام «کرونا» نماينده را وا دارد در پارلمان اسرائيل اذان مسلماني سر دهد يا روحانيون مسلمان را وادار به تعطيلي نماز جمعه و جماعت کند يا ميليونها انسان در جهان را به نيايش جمعي در ساعات معين وادار كند.
چه کسي باور ميکرد انسانهاي جهان از هر تيپ، طبقه، نژاد، مذهب، جنس و جنسيت براي زندهماندن و نفسکشيدن آگاهانه و به اراده خود از دوست، آشنا، همسر و فرزندان دوري ميگزينند تا زنده بمانند؟ و خندهآور بود اگر کسي ميگفت اين دوريگزيدن از هرکس، نشانه شعورمندي انسان عصر کرونا تلقي خواهد شد.
بيشک اگر دو ماه پيش کسي ميگفت بهزودي پروتئين شعورمندي پيدا ميشود که قادر است کاري کند که بخش وسيعي از آلودگيهاي انباشته صد سال اخير در جهان در صد روز از زمين، هوا و فضا پاک شود، به ديده عاقل اندر سفيه به او نگاه ميکردند. اکنون اما آن شعور غريزي طبيعي که چيزي بيش از يک ماده صرفا ژنتيک نيست، از اعماق تاريکيها بيرون آمده و براي زيستن در روز روشن و در آغوش سلولهاي گرم و نرم آدمي تلاش ميکند.
کرونا مانند هر هستي شعورمندي دائما در جستوجوي فرصتي براي زيستن و بقاست. رفتار کرونا همچون رفتار شکارچيان هوشمندانه است.
او خونسرد و صبور روزهاي طولاني در کمين مينشيند تا شکار را به چنگ آورد و به محض يافتن درون طعمه خويش نفوذ کرده و با استفاده از متابوليسم سلول زندهاي که از آن خود کرده براي تکثير و بازتوليد حياتي خويش تلاش ميکند.
ظاهرا کرونا امروز دشمن ماست چون هنوز او را درست و دقيق نميشناسيم و به شباهتهاي شعوري که با کرونا داريم پي نبردهايم.
يقينا بهزودي شعور هستيمند آدمي هستي شعورمند کرونا را مانند ميليونها باکتري و ويروس لانهکرده در بدن انسان کشف کرده و خواهد شناخت و با او به صلح و همزيستي خواهد رسيد. بهزودي ما با کرونا نيز دوست شده و در وجود يکديگر ساکن خواهيم شد.
مشروط بر آنکه باور کنيم شعور هستيمند انسان و هستي شعورمند کرونا همجنس يکديگرند و باور کنيم اين ما بوديم که کرونا را از اعماق زمان فراخوانديم. زيرا انسان به مدد شعور خود ميداند که براي تجديد حيات و بقاي انساني در شرايط پيچيدهتر نياز به رستاخيزي دارد که او را از گور عادات و ترسها و فراموشيهايش برهاند و مهياي زندگي در فرداي قيامت كند.
اکنون کرونا به منزله صوري است که در شعور آدميان دميده شده است و آنان را به قيام براي خروج از گور فراموشي و ناديدهانگاري و انکار طبيعت و هستي شعورمند خويش فراميخواند.
کرونا باعث شد به ياد بياوريم نقطه مشترک انسان و جهان شعور است و رمز برتري انسان بر ساير موجودات در اين است که انسان از شعور خود آگاه است. آدميان اگر به هر دليل و به هزار دليل خود را به خواب نزنند و به انحطاط فراموشي دچار نشوند، نيک ميدانند شعوري که هستي و بقاي آنان را تشخيص ميدهد، قادر است هر دشمن بشري را به دوست تبديل کند و با آن همزيست و همخانه و همنفس شود.
از اين رو بهتر است از کرونا تشکر کنيم که مارا از خواب غفلت و کماي مصرف بيدار و هوشيار کرد. او به يادمان آورد که قدر نعمتهاي بزرگ همچون سلامت و شاديهاي کوچک را بدانيم. چه بسا امروز قدر شادي درآغوشگرفتن، فشردن و بوسيدن يک دوست و قدر در کنار عزيزان يک چاي نوشيدن يا حضور بيترس از بيماري در عرصه کار و تلاش و توليد را بهتر از دو ماه قبل که با بحران کرونا مواجه نشديم، ميدانيم.
ترديدي نيست به زودي با کرونا که اکنون دشمن ما بهنظر ميرسد به همزيستي ميرسيم و درون همديگر زندگي ميکنيم و با هم ميميريم اما نيست و نابود نميشويم، بلکه خاک ميشويم. همان خاکي که هيچ نيروي مادي قادر به هماوردي با آن نيست.
خاك شعورمند مهمترين بستر حيات و تجديد حيات جهان و آدمي است زيرا خاک قادر است تمامي تركيبات پليد را كه منشأ بيماريها و نجاسات هستند به عناصر بيآزار اوليهشان تجزيه و تبديل کند. سرطان، ايدز و كرونا را به خاك ميسپاريم، خاك آنها را به ميوههاي شيرين و مطهر و گلهاي زيباي معطر تبديل کرده و به ما باز ميگرداند. خاک نيز همچون کرونا و هر شعور هستيمندي در جهان، اميد به زندگي در فرداي قيامت را به انسان يادآوري ميکند. آري پس از هر رستاخيز زندگي را با ظرفيتهاي افزايشيافته و شعورمندتر از قبل زندگي خواهيم كرد.
|