|
در شماره گذشته همین روزنامه یادداشتی با عنوان (مانده ایم زیر آوار سنتهای ناب گذشتگانمان) با قلم این نگارنده منتشر شد که با نظرات مفید و انتقاد آمیز برخی دوستان مواجه شد .
نتیجهگیری نگارنده در یادداشت مورد اشاره این بود که گذشت دوران که با زندگی و رفتارهای اجتماعی مدرنیته در جامعه متحول ایرانی همراه بوده است ، نوع نگاه به بسیاری آئینهای ملی و مذهبی را هم عوض کرده است بهطوریکه زیر ساخت های اجتماعی امروز ، فرهنگ شهرنشینی و در واقع همان آپارتمان نشینی ، دگرگون شدن وسایل و ابزار زندگی و خلاصه پراکندگی اقوام مختلف در همه جای کشورمان ، بر شکل و اجرای بسیاری از آئین های ملی تأثیر گذاشته است و به این نکته اشاره داشتیم که گرانی و تحمل هزینه های سنگین برای برگزاری هر رسم و سنت ملی و فرهنگی سبب شده است تا در موارد بسیاری از آئین ها به شکل شیر بی یال و دم و اشکم برگزار شود و مسلم است که چنین رویکرد سطحی به سنت های آبا و اجدادی در سرزمین کهن ایرانی ، رفته رفته چیزی از آن همه شکوه و بزرگی باقی نمی گذارد و بر هویت فرهنگی اقوام لطمه وارد می سازد .
مثلاً وقتی در هنگامه های عید نوروز و رسم شیرین و روحانی ( هفت سین) که ستون اصلی فرهنگ و هویت ایرانی است ، بسیاری از خانواده ها به هر دلیل به جای تهیه و چیدمان اقلام واقعی در سفره هفت سین ، با یک بسته نمایشی و آماده از اقلام مصنوعی و پلاستیکی به نام هفت سین به استقبال لحظه سال تحویل میروند ، نسل امروزی دیگر چیزی از آئین های نوروزی و مفهوم هفت سین نخواهد آموخت .
بسیاری آئین های ملی ایرانی به مناسبت ها و ایام ویژه سال با ویژگیهای مشترک بین اقوام گوناگون ایرانی در طول اعصار و قرون موجب پیوند و همدلی و هم سویی مردمان ایران زمین از فارس و ترک و لر و کرد و بلوچ و ترکمن و عرب زبان بوده است و بیانگر این واقعیت شیرین و ملموس است که ، آئین های ملی ما ریشه های چند هزار ساله دارند و مهمتر اینکه آداب و سنن ایرانی در مناسبت های خاص ، همزمان در سراسر میهن اما به زبانهای رایج اقوام مختلف برگزار میشود ، مصداق عینی و ملموس این سخن ، آئین کهن شب یلدای ایرانی است که در آخرین روز پاییزی و شب اول زمستان در سراسر میهن برگزار میشود ، حال اگر شب یلدا در اغلب نقاط سرد سیر با یکمتر برف در نقاط کوهستانی استانهای آذری زبان باشد ، یا جنوبی ترین نقطه گرمسیری کشورمان در استانهای خوزستان و بوشهر و هرمزگان با دمای حدود ۲۰ درجه برای نخستین شب زمستانی ! ، وجه مشترک این آئین دیر پا و صد در صد ایرانی هم همان اقلام خوراکی و شب چره یلدایی است که با انار و هندوانه و آجیل و در قدیمتر ها ، کشمش . و مویز و گردو و سنجد که به کام تمام اقوام باشکوه ایرانی در جای جای کشورمان ، شیرین و دلنشین مینماید . ملت بزرگ ایران با اتکا به باور ها و آئین های زندگی ساز و مشترک خود در طول تاریخ از حوادث و فراز و نشیب تلخ بسلامت عبور کرده است و حیف است چنین رشته های نا گسستنی پیوند با نگرشهای سطحی و سلیقه ای به ورطه فراموشی و سهل انگاری بیفتد .
اگرچه بسیاری سختی ها و تنگناهای اقتصادی و فرصت طلبی دله دزد ها در هنگامه های جشن و سنت های ماندگار بسیاری هموطنان را از فرهنگ غنی آبا و اجدادی خود رویگردان و سهل انگار می سازد ، اما حیف است رسانهها و متولیان فرهنگی کشورمان نسبت به ارزشهای امید بخش ملی کوتاهی پیشه نمایند و از کنار آسیبهای ریز و درشتی که آئین های کهن ما را به مخاطره می اندازند، بی تفاوت عبور کنند .
متأسفانه در برخی برنامه های تلویزیونی در مناسبت های آئینی نسبت به جایگاه و صورت واقعی و شناسنامه درست سنت ها ، امانت داری نمی شود و حداقل اینکه نقل قول جامع و تاریخچه ها و سنخیت نام ها ونشانه ها به شیوه های تأثیر گذار تعریف نمی شود .
سخن ها از آداب و سنن ناب و ماندگار آبا و اجداد ایرانی بسیار است ، به فراوانی هزاره ها و ادوار تاریخ این سرزمین که آغاز و پایانی بر آن مرتبط نیست .
|