|
مشکلات جامعه امروز کشورمان خیلی زیاد است و چنانچه با عینک خوشبینی به رویدادها و مشکلات مبتلا به جامعه نگاه کنیم، درمییابیم که «ابر و باد و مه و خورشید و فلک» همه در تلاشند تا بلکه این بار کجدار و مریز به طریقی به سرمنزل مقصود برسد و فشار از گٌرده مردم برداشته شود.
در این گیرودار انواع حوادث قهری و طبیعی هم مزید بر علت است و سیل و زلزلههای متعدد و آتشسوزیهای سهوی و عمدی، بلا و هزینه و غصههای زیاد را متوجه کشور و مردم کردهاست و شاید تنها کسی که در این دنیای بیدر و پیکر از این قضایا خوشحال است و سود میبرد همان دشمن است، دشمنی که هر انسان عاقلی از دریچه درک و حضور ذهن و شعور سیاسی و اجتماعی خود، چنین موجود ناخوشایندی را احساس میکند. بدیهی است دولتها نهتنها در جامعه خودمان بلکه در هر نقطه از جهان در بحرانهای به وجود آمده وظیفه اصلی را دارند تا در کنار ملتهای خود باشند و از تمام امکان و توان کشور برای برداشتن بار ناخواسته از دوش مردم اقدام کنند و در اجرای این وظیفه قانونی و اخلاقی و پذیرفتهشده لحظهای درنگ نداشتهباشند. در چنین شرایطی و بهویژه این روزها که مسئله آلودگی شدید و زیانبار هوا در شهرهای بزرگ کشورمان هم مزید بر علت میباشد و مشکلات عدیدهای را با خود برای مردم و دولت به ارمغان آورده است. همسو با مشکلات اقتصادی، جامعه ایران را ملتهب ساخته و رسانههای مختلف دیداری، شنیداری و نوشتاری کشورمان نیز چه محلیها و چه سراسریها و بهویژه رسانه ملی به تکاپو افتاده و با تهیه گزارش و خبرهای مختلف با رویکردهای مردمی و استفاده از اظهارنظرهای کارشناسی و مردم عادی، سعی دارند، اطلاعرسانی کنند، مسئولان امر را در جریان قرار دهند و با پخش پیامهای گوناگون، آگاهی عمومی نسبت به مقابله با آلودگیها و آنفلوآنزا و کمکرسانی به هموطنان آسیبدیده از سیل و زلزله را بالا ببرند. از سوی دیگر هیچ مسئولی هم از ردههای پایین تا بالا تاکنون در اظهارنظرهای رسانهای و جلسهای خود تظاهر به بیخبری و سلب مسئولیت از خود نکرده است و هر مدیر و مسئولی به فراخور قدرت و اختیار خویش یا مردم اظهار همدردی و کمکرسانی و چارهجویی عاجل میکند و به نحوی خود را پاسخگوی مطالبات مردم در این شرایط سخت نشان میدهد که البته این نخستین و کوچکترین کار ممکن است که از دست هر مسئول بر میآید! در همین گزارشهای میدانی و خیابانی رسانهها است که قشرهای مردم متأثر و ناراحت از شرایط موجود ضمن معرفی دولت بهعنوان مسئول و بلکه مقصر اصلی مشکلات، انتظار اقدام دلسوزانه و بهموقع دارند و البته که این هم کوچکترین و اولیترین حق مردم است و هر کس در هر مقام منکر حقوق و مطالبات به حق مردم باشد، قطعاً لایق مسئولیت خود نیست و نبوده و نخواهدبود.
اما واقعیت امر این است که دولت بهعنوان مسئول و پاسخگوی اول و اصلی مسائل جامعه در کل یک آدم است و آدم هم جایزالاشتباه است و ممکن است بسیاری از تصمیمها هم اشتباه و یا حتی خیلی دیر شده باشد! دولت در تمام سطوح از اجماع کارشناسان حوزههای عمل و اختیار خویش استفاده میکند و این کارشناسان هم آدم هستند و اگر چه در شرایط امروز دولت، خدمتگزاران مردم باید از بین دانشآموختگان و نخبگان باشند و هستند، ولیکن هم اینان نیز آدم هستند و ممکن است نظریات و دامنه تحقیقات آنان، آنچنان نباشد که برای حل مشکلات و چارهجوییهای عاجل یا دراز مدت پاسخگو باشد و همینطور هم هست. با تمام این احوال و به هر طریقی مشکلات امروز جامعه ما باید با تدبیر و برنامهریزیهای آگاهانه برطرف شود و انتقادها و توپاندازیها به زمین این و آن هرگز راهگشای اصلی و دائمی نخواهدبود. حتی در چنین شرایطی، باز هم این قشرهای مردم و اراده ملی است که میتواند چرخ حیات و بالندگی و ایستادگی کشور در مقابل سختیها باشد و طرح نظریهها و پیشنهادهای سازنده نیز تنها راهکار این امر مهم است. باید از نظرهای سازنده و ملموس قشرهای جامعه در این برهه، متعهدانه استفاده کرد. معمولاً اکثر سازمانها و ادارات صندوقهای ویژهای برای جمعآوری شکایت، نظریه و پیشنهادهای مردمی دارند ولی بهنظر میآید چنین امکان و فرصت بسیار مهم و حساسی تاکنون به دلایل گوناگون مغفول مانده است. لازمه کار این است که وجود و ماهیت چنین صندوقهایی بیشتر از هر زمان دیگر جدی گرفته شود و جماعتی مسئول و دقیق و کارشناس نظریههای مردمی از این طریق و طریقههای جدید را جمعآوری، بررسی و آنالیز و جمعبندی کنند و نظریههای اصولی و شدنی را به مرحله عمل درآورند.
وظیفه رسانهها است که با طرح موضوع صندوقهای شکایات و پیشنهادات در ادارات و سازمانها آن را پررنگ جلوه داده و مسئولان را نیز نسبت به جدی گرفتن این امکان حساس کنند. چرا نظریههای درست مردم از تمام قشرها، از بیسواد و با سواد و عالم و عامی بدون استفاده بماند؟!
چرا شهروندان و هموطنان خوشنظر به مردم معرفی نشوند! چرا صاحبان اندیشه بکر و خلاق تشویق نشوند! چرا به جای طرح انتقاد و ایجاد فضای مسموم و ناامیدکننده در جامعه، فضای مشارکت و همراهی و همسویی توسط ما رسانهها ایجاد نشود و توسعه و نهادینه نگردد. در فضای واقعی و مسئولانه رسانهای، مردم را به هر سویی میتوان هدایت کرد.
|