ttttt1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) 1405-05-011405-05-11bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 11 مرداد 1405

کد خبر : 146036
 
نسل Z و زیستن در افق‌های کوتاه
تاریخ خبر : 1404-10-09
نویسنده : حمید رنجبران، روانشناس بالینی
     
 
 
     
متن خبر :


حضور پررنگ در شبکه‌های اجتماعی، کافه‌نشینی‌های طولانی، حساسیت به بدن و پوشش، فاصله‌گذاری آگاهانه با الگوهای رسمی دینداری و تأکید مداوم بر حالِ روان خود، بخشی از رفتارهای روزمره‌ی نسل Z در ایران است. این رفتارها معمولاً یا به‌عنوان سبک زندگی سطحی تعبیر می‌شوند یا به حساب نوعی گسست ارزشی گذاشته می‌شوند. اما از منظر روان‌شناختی و اجتماعی، این اقدامات بیشتر پاسخ به شرایطی هستند که این نسل در آن بزرگ شده است.

نسل Z در ایران اغلب با داوری‌های سریع توصیف می‌شود؛ جوانانی فردگرا، بی‌اعتماد و کم‌میل به مشارکت جمعی. این تصویر، اگر از بستر اجتماعی و سیاسی سال‌های اخیر جدا شود، بیشتر به برچسب شباهت دارد تا تحلیل. آنچه امروز به‌نام شکاف نسلی دیده می‌شود، نشانه‌ی تغییری عمیق‌تر در نسبت فرد و جامعه است.

این تغییر را می‌توان در کنار هم قرارگرفتن 3روند مشخص دید: تمرکز پررنگ بر نیازهای فردی، فاصله‌گرفتن از نهادهای اجتماعی و تضعیف معنای مسئولیت جمعی. این ۳ روند محصول تجربه‌ی زیسته‌ جوانان دهه‌ی هشتادی در سال‌هایی است که با بی‌ثباتی اقتصادی، نااطمینانی شغلی، بحران‌های پیاپی و انسداد افق‌های آینده همراه بوده است.

از منظر روانشناسی، تمرکز نسل جدید بر خود و نیازهای شخصی واکنشی قابل پیش‌بینی است. نسلی که در دوران کرونا، فشارهای معیشتی، کاهش فرصت‌های شغلی و مهاجرت گسترده‌ اطرافیانش به بلوغ رسیده، ناچار شده افق تصمیم‌هایش را کوتاه کند. در فضایی که برنامه‌ریزی بلندمدت مدام به تعویق می‌افتد، توجه به بقا، سلامت روان و حداقل‌های قابل کنترل به اولویت تبدیل شده است.

بی‌اعتمادی جوانان امروز به نهادهای اجتماعی و رسمی نیز در همین بستر شکل گرفته است. تجربه سال‌های اخیر، از مدیریت بحران سلامت تا مواجهه با اعتراضات اجتماعی، شکاف میان روایت رسمی و واقعیت روزمره را به‌وضوح نشان داده است. برای نسلی که این شکاف را نه در تحلیل‌های نظری، که در زیست روزانه لمس کرده، اعتماد دیگر یک پیش‌فرض نیست؛ انتخابی است پرهزینه که باید برای آن دلیل داشت.

این بی‌اعتمادی، نگاه نسل تازه به مسئولیت جمعی را نیز تغییر داده است. در روانشناسی اجتماعی، مسئولیت زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد احساس اثرگذاری و دیده‌شدن داشته باشد. جوانانی که مشارکت را اغلب با هزینه، فشار یا بی‌نتیجگی تجربه کرده‌اند، طبیعی است نسبت به دعوت‌های کلی و از پیش تعریف‌شده فاصله بگیرند. مسأله انکار جمع یا بی‌تفاوتی اجتماعی نیست. مسأله تردید نسبت به کارآمدی الگوهای رسمی مشارکت است.

ترکیب این ۳ روند، به تضعیف شکل‌های کلاسیک پیوند اجتماعی انجامیده است. پیوندهایی که زمانی پایدار و نهادمند بودند، امروز بیشتر شخصی، انتخابی و موقتی شده‌اند. این تغییر نشانه‌ محو شدن امر اجتماعی نیست. نشانه‌ی سازگاری روانی و اجتماعی با سطحی از اعتماد است که در جامعه باقی مانده است.

نسل Z، یا همان جوانان امروز، مسأله‌ جامعه نیستند. آن‌ها تصویری فشرده از وضعیت امروز ایران‌اند؛ نسلی که با سبک زندگی، انتخاب‌ها و حتی اضطراب‌هایش نشان می‌دهد کدام سازوکارها دیگر پاسخگو نیستند و چرا بسیاری از قراردادهای قدیمی توان همراه‌کردن نسل جدید را از دست داده‌اند.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.