ttttt1405-05-151405-05-25bool(false) 1405-05-151405-05-25bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 25 مرداد 1405

کد خبر : 112506
 
گلوی بغض‌آلود ایران‌زمین
تاریخ خبر : 1399-07-21
نویسنده : توکل دارائی
     
   
     
متن خبر :



  به چشم من، او «گلوی بغض‌آلود تاریخ ایران‌زمین» بود و در عصر رسانه، مایه و پایه ماندگاری و مردمی‌شدن میراث سعدی، حافظ، خیام و مولانا در ترنم چهچهه‌های مستانه‌اش بود.
زنده‌یاد شجریان می‌دانست که بر کجای تاریخ ایستاده است و این «آگاهیِ‌جانگداز»، او را از آلودگی‌های رایج در بازار هنر به‌دور نگاه می‌داشت و او را از همگنانش متمایز می‌کرد.
تاریخ سرزمین ما پر از مصائب و رنج‌هایی بوده است که فتوحات تازیان و ایلغار مغولان تنها دو سرفصل مهم رنجنامه‌ای است که انسان ایرانی نسل به نسل با آن زیسته است. این ستم و رنج تاریخی در تمام شئون زندگی انسان ایرانی آمیخته است؛ لیکن با خَمِش و چَمِش دردناک، اما زیرکانه، خود را در ستبر و استوار نگاه داشته و ستمگران و غارت‌مذهبان را با دوای فرهنگ خویش، رام و آرام کرده است.
و «شجریان» درخت تناوری است آب‌خورده از دریای نیاکانِ رنج دیده‌مان، که همه آلام و دردهایشان را از راه اشعار حکیمانه و موسیقی و آواز برایش به ارث گذاشته‌اند؛ بنابر‌این او نه‌تنها خسرو آواز؛ بلکه نماینده خروشناک «جاودان خرد» ایرانی بود و با شناخت زمین و زمانه زیست خویش؛ حکمت اشراق را در ترنم موسیقایی بازتولید می‌کرد.
مرده‌ریگ شاعران پُرآوازه ایران زمین، که هر یک حکیمان نامداری در گستره جهانی‌اند، با گزینش و گویش داوودی او احیا شد و در انتخاب نواها و دستگاه‌ها و اشعار ناب، بازتاب حوادث سده و عصرش که از مشروطه تاکنون امتداد داشت.
انسان ایرانی که زیست اهورایی و اشراقی را در عصر نوزایی تمدن اسلامی، به کالبد فرهنگ وارداتی تزریق کرد و فیلسوفان و عارفان و عالمانِ فلات ایران، هوشمندانه، هم پرچمدار استقلال از ستم عباسیان و استیلای اعراب شدند و هم حکمت خسروانی را در تلفیق با میراث مذهب علوی زنده کردند.
موسیقی ایرانی نیز با پشتوانه‌ای از دینی مزدایی و اهورایی، خود را در دامان عرفان مولوی و سینوی انداخت و از چشمه‌های جوشان معرفت حکیمان، چنان سیراب شد که از هزار سال پیش تاکنون، دوشادوش استقلال زبانی و فرهنگی از بیگانگان، پناهگاه خلوت و جلوت عارفان و عامیان شده است.
شجریان که درست روز تولد و مرگش یک هزاره با فردوسی فاصله دارد؛ با درک درستی از میراث پیشینیان پای در راهی نهاد که شایسته فرهنگ‌بانی ایران زمین در هزاره‌های پس از فردوسی شد.
آن آگاهیِ انتخابی که گفته شد؛ راه پر سنگلاخ فراروی استاد را برایش هموارتر کرد و با وجود خطرهای بی‌شماری که وسوسه‌اش می‌نمود؛ «کج دار و مریز» یک‌تنه آواز ایرانی را از دالان ابتذال زمانه به سلامت عبور داد. برخی منتقدان از غرورش گفته بودند، اما چه باک؛ که خود می‌دانست امتداد عقبه‌اش تا کجاست و صوت مینُوی‌اش را به دکان‌های پرزرق و برق نفروخت.
و آن آگاهی رشگ‌انگیز، نگذاشت در عصر فرو رفتن ما در منجلاب‌های رنگین و سنگین؛ سرفرود بیاورد به آستان روزمرگی.
اینک ما در سوگ او حیرانیم و ویران؛ زیرا او مرثیه‌گوی تاریخ و فرهنگی بود که یک هزاره از نوزایی‌اش دور شده است.
طنین مرگش آوار سهمناکی وضعیت بغرنج و دردآلودی است که ما را قرن‌هاست در لاک سترونی فروبرده است.
گروهانِ خواست‌گارانِ هنرش، هر چند تُهی از اصحاب جمود و جهول بود، اما از شیخ و شاب تا محتسب و دانشور و از مَدرسَی تا مَکتبی، ستایشگر نغمه‌های آسمانیش بودند. خوشبخت زیست و خوشبخت مُرد؛ خوشا و حبذا. همین.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.