|
سالن جلسات امام رضا(ع) در مجتمع فرهنگی سینمایی شهید آوینی محل گرد هم آمدن همه افرادی بود که دل و قلم و فکرشان با فرهنگ و هنر و ادب در هم آمیخته بود.
آیین رونمایی از کتاب « همدان در جنگ جهانی دوم » با حضور احمدرضا احسانی مشاور برنامهریزی و تحول ساختار معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر کل سابق ارشاد اسلامی استان و جمعی از مدیران و کارشناسان و علاقهمندان در برگزار شد.
در بخش ابتدایی این برنامه برخی از اعضای انجمنهای فرهنگی و هنری استان در وصف نویسنده کتاب، مجید فروتن و نقش و تأثیری که وی در حوزه نشر و فرهنگ و انتشار وقایع تاریخ ایران و استان دارد، سخنانی بیان کردند.
مدیر کل پشتیبانی و خدمات رفاهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این آیین گفت: ما در جهان هستی مدیون اهل قلم هستیم و اهل قلم به ما آموختند که هر چقدر آموختیم هیچ نمیدانیم ، فضای اندیشه و تفکر را اگر از جامعه بگیریم زندگی بدون روح سخت خواهد شد.
احمدرضا احسانی عنوان کرد: اهل قلم، نویسندگان و اهل فرهنگ به گردن ما حق دارند چرا که هر کتاب و هر اثر ادبی بخشی از تاریکی راه به سمت خوشبختی را برای ما هموار میکنند.
احسانی گفت: اهالی فرهنگ و هنر برای ما عزیز هستند و استان همدان در سطح کشور از استانهای برجسته در زمینه مشاهیر و صاحبان فرهنگ و هنر هستند.
وی افزود: سالها و بارها در فستیوالهای مختلف نام همدان درخشیده است، در مورد فروتن به عنوان یک کارشناس تأثیرگذار میتوان گفت وی بیش از ۳۰سال است که خدمت میکند و با داشتن ویژگیهای خاص اخلاقی و با متانت و حیای خاص در کنار تجربه کمک توانسته است در این سالها کمک بسزایی به توسعه فرهنگ استان کند و امیدوارم کماکان در عرصه فرهنگ و هنر همواره بدرخشید.
پیامدهای جنگ جهانی دوم در همدان
در ادامه این آیین مجید فروتن در توضیح کتاب همدان در جنگ جهانی دوم در گفتگوی اختصاصی با همدانپیام چنین گفت: تاکنون در مورد تأثیرات و پیامدهای جنگ جهانی دوم در همدان و حتی اوضاع و احوال شهر و منطقه در این دوره تحقیقی مجزا و مستقل صورت نگرفته است و تصویری روشن از پیامدها، مبارزات، نقش ها و عملکردها بیان نشده و در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تحولات و تأثیرات جنگ در همدان مورد واکاوی قرار نگرفته است.
این نبود نگارش شامل هم نوشتههای پیشین و هم نوشتهها و تحقیقات امروزی میشود و علت را باید علاوه بر اندكی منابع،نبود رغبت شاهدان و ناظران حوادث دوران جنگ جهانی دوم دانست. فقدان اطلاعات لازم و نبود کارهای مستقل و مرتبط مهمترین مشکل پیش روی این تحقیق میباشد.
در این ارتباط محققان و مورخان در آثار خود کمتر به اخبار و رویدادهای ایالات و ولایات کشور توجه داشته و حتی به ندرت مورخ و شاهدی به ضبط و ثبت حوادث دوران خود برای آیندگان پرداخته است به این خاطر اطلاعات زیادی در حوزه تاریخ مناطق و شهرهای ایران وجود ندارد و هر محققی در این حوزه با کمی منابع و اطلاعات مواجه میشود. این عدم دسترسی به منابع و حتی اشراف به رخدادهای گذشته باعث میگردد نوشتار و تحقیقاتی از این دست با اندک دادهها گردآوری و تألیف گردد.
این کمبود کتب و پژوهش در حوزه تاریخ محلی و عدم دسترسی به دادهها و اطلاعات زیاد و جدید باعث میشود که اطلاعات کاملی در اختیار محقق قرار نگیرد و این محقق برای تدوین تاریخ محلی خود مجبور شود به منابع مختلفی از هر دست رجوع نماید تا شاید در پس این رجوع به اندک دادههایی رسیده و از این دادههای کم به تحلیل و توصیف موضوع مورد تحقیق بپردازد.
آنچه در باب مطالب منابع عمومی مرتبط با این نوشتار هم باید اشاره کرد كوتاه بودن نوشتهها و تكراری بودن اغلب مطالب میباشد چرا كه اكثر منابع در ذكر برخی از اخبار عین نوشتههای دیگر منابع را بیان كرده بدون اینكه مطالب تازهای بدان افزوده باشند به ذكر حوادث پرداختهاند. دیگر نكته قابل اشاره در مورد منابع عمومی صرفاً ذكر حوادث و عدم تحلیل مطالب و چگونگی آن است.
این تحقیق فقط نگاهی روایی به دوران جنگ جهانی دوم در همدان ندارد بلکه در پی یک نگاه تحقیقی و تحلیلی بر مبنای روایت منابع، اسناد و گزارشها سعی دارد با دید تاریخی- اجتماعی پیامدها و اوضاع و شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منطقه را بررسی نماید و ترسیم و تصویری از اقدامات و حوادث و نقشهای اجتماعی در این دوره ارائه نماید تا پیامدها و تحولات این حادثه مهم تاریخ معاصر در همدان برای آیندگان ضبط و ثبت گردد. نیز این نوشتار فقط به دنبال مباحث و اتفاقات جنگ و اقدامات دول متفق در همدان زمان جنگ نیست بلکه به بیان عملکرد و پیامدهای مثبت و منفی جنگ در مباحث اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی این منطقه و دلایل شکل گیری و بوجود آمدن آنها میپردازد.
موضوع این تحقیق بررسی تحولات و پیامدهای جنگ جهانی دوم بر ساختار اجتماعی، اقتصاد و فرهنگی همدان(1305-1325ش.) میباشد و در پی پاسخ به این پرسش است که حادث شدن جنگ جهانی دوم و اشغال همدان چه پیامدها و تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر این منطقه داشته است؟ در فرایند انجام این نوشتار، ابتدا صورتبندی بیان مسأله و پرسشهای تحقیق شکل گرفته سپس به شناسایی منابع و اسناد و بررسی مباحث و اخبار و گزارشهای موجود پرداخته شده و در نهایت تدوین، جمع بندی و تحلیل مطالب شکل گرفته است.
این تحقیق از روش توصیفی- تحلیلی بهره جسته و اطلاعات به شیوه کتابخانهای- اسنادی و بر اساس گزارشهای موجود گردآوری شده است. بر این مبنای با توجه به دادههای منابع و مآخذ و گزارشها پس از شرح اوضاع و اخبار حوادث و شرایط زمان جنگ به بررسی عملکردها، ساختارها و تأثیرات و پیامدهای جنگ بر حوزههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منطقه پرداخته و سعی دارد تحلیل و تصویری از این دوران را ارائه نماید.
حادث شدن جنگ جهانی دوم در زمینه اجتماعی، پیامدهایی چون تشدید حس بیگانه ستیزی و همگرایی اجتماعی، تبعید و زندانی کردن مخالفان متفقین، بحران نان و واقعه آبان 1320، مهاجرت و گسست اجتماعی، افزایش ناامنی و نارضایتی و آمدن مهاجرین لهستانی به همدان را به بار آورد.
با اشغال همدان توسط متفقین، رویکرد هر یک از اقشار اجتماعی شهر در برابر اقدامات آنها متفاوت بود. در این زمان، طبقات شهری بهجای در پیشگرفتن یک وحدت رویه در مقابل این حادثه مهیب در یک جریان افسارگسیخته با تفرقه به واکنش پرداخته و هر یک با توجه به شرایط و موقعیت خود به موضعگیرهایی مختلف پرداختند. با این حال موازنه اجتماعی در همدان نه به نفع متفقین و نه به نفع متحدین بود، بلکه در این همگرایی اکثر مردم مخالف سیاستها و اقدامات آنها بوده و به هر طریقی میکوشیدند هر چه زودتر بیگانگان منطقه را تخلیه کنند. به این خاطر در ایام اشغال همدان این شهر هیچگاه به محل رقابت طرفداران متفقین و یا متحدین تبدیل نگردید.
جنگ جهانی دوم در حوزه اجتماعی منطقه، هم پیامدهای مثبت و هم پیامدهای منفی با خود به همراه داشت. اگر پیامدهای جنگ جهانی دوم را فقط بر مبنای ویرانی و خسارت بر تمامی ابعاد جامعه شهری و روستایی منطقه تصور کنیم، بر اساس این داوری پدیده جنگ و شرایط حاکم بر آن مصادف با قتل و غارت، تعدی و اجحاف قوای متفقین بود.
اما جنگ روی دیگری هم داشت که میتوان به عنوان پیامدهای مثبت از آنها نام برد. گسترش همگرایی و مشارکت اجتماعی در همراهی با مردم نیازمند، افزایش نهادهای حمایتی و مردمی، حس بیگانه ستیزی و مقاومت در مخالفت با اقدامات متفقین که منجر به زندانی و تبعید افراد زیادی در این دوره شد، گسترش فعالیت لوطیان در جامعه شهری علیه بیگانگان را باید از پیامدهای مثبت اجتماعی جنگ در منطقه دانست.
این پیامدهای مثبت جنگ اغلب در فعالیتها و اقدامات مردمی علیه بیگانگان اتفاق افتاد و برنامههایی در راستای مشارکت اجتماعی، همگرایی و بیگانهستیزی را در زمان جنگ رقم زد. مصادیق مقاومت و پایداری و نشانههای آن در قالب گروههای غیر رسمی اجتماعی و اقتصادی چون بازار و اصناف، تحصیلکردگان، روحانیون و... متبلور گردید. غالب این واکنشها بدون سازماندهی قبلی و یا یک مدیریت واحد صورت گرفت. آنچه که این افراد و گروهها را تحت یک لوا در آورده بود و باعث شد که بدون برنامهریزی و سازماندهی خاصی اقدامات مؤثر انجام دهند، مقابله با اجحافات دول متفق با تشدید حس وطن پرستی و مشارکت اجتماعی بیشتر در شرایط سخت دوران جنگ بود. به نظر میرسد این دستاوردهای مردمی فقط مختص به دوران جنگ و اشغال منطقه بود و در دوران پسا جنگ با خروج متفقین و عادی شدن شرایط منطقه حضور و مشارکت مردم در این گونه فعالیتها کمتر و به یک رویه ثابت تبدیل نگردید. پیامدهای مثبت اجتماعی جنگ از تأثیرات کوتاه مدت این دوران محسوب میشد که همان گونه که اشاره شد با پایان جنگ این اقدامات و برنامهها دیگر از سوی مردم و تشکلهای خودجوش پیگیری نگردید.
در مقابل، جنگ پیامدهای منفی زیادی نیز در حوزه اجتماعی داشت. این پیامدهای منفی در زمینههای اجتماعی منجر به گسترش مهاجرت، رسوخ روشهای ناخواسته در سبک زندگی فردی و اجتماعی، دگرگونی هویت شهری و روستایی گردید. این پیامدهای منفی به طور غیر مستقیم و ناخواسته در زمان جنگ تشدید شد و بیشتر تأثیرات ملموس خود را در دوران پسا جنگ ظهور و بروز داد. در پی این تحولات و پیامدها تا حدودی آداب و سنن و فرهنگ غالب بومی و سنتی و موجود یا از بین رفت و یا کم رنگ شد و جای آن را فرهنگ و عناصر جدید فرهنگی گرفت.
این برخورد فرهنگی در پی ارتباطات قومی و خرده فرهنگها پایه و اساس تغییر و تحول و دگرگونی ناخواسته را برای بافتهای بومی و سنتی منطقه بهوجود آورد و در پی آن منجر به دگرگونی ساختارهای رسمی و غیر رسمی آن شد.
این تحول علاوه بر از بین بردن بسیاری از عناصر فرهنگی و اجتماعی جامعه، باعث گردید مفاهیم و هنجارهای جدیدی در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بهوجود آید. به نظر میرسد اغلب این مفاهیم و عناصر جدید ماحصل حضور بیگانگان در پیاده کردن برخی از آنها به صورت مستقیم و مقتضیات زمان در رونق ابزارهای جدید و تکنولوژیهای نوین در کشور و منطقه بود.
به سبب این که بسترها و فضای این تغییرات و تحولات در منطقه آماده و مهیا نبود شرایط پیش آمده بیشتر باعث ایجاد اختلاف و عدم هماهنگی در این بین شد.
|