|
در شماره 4091 روزنامه همدان پیام که یکشنبه 3 مردادماه 1400 به چاپ رسید، یادداشتی با عنوان (از بزرگراه فرهنگی به بیراهههای اخلاقی افتادهایم) با قلم این نگارنده منتشر شد که گویا موجب تکدر خاطر جامعه شریف و فداکار و حال نگران معلمان عزیزمان شده است.
بنده بر خود واجب میدانم قبل از هر توضیحی در این ارتباط، با کمال صداقت و اخلاص و شفافیت از تکتک معلمان فرهیخته و دلسوز ایرانی و بخصوص جامعه معلمان شهر و استان که در ارتباط نزدیک با بسیاری از این عزیزان، خبر دارم چگونه در این شرایط دشوار کرونایی به لحاظ دوری از فضای پاک مدرسه و فراغ از دنیای حقیقی تعلیموتربیت، در آب و آتش هستند و دغدغه لطمه به روند آموزشی و هدررفتن اوقات تعلیمی فرزندان ایران عزیزمان را دارند، عذرخواهی کنم، هرچند که اگر واژه معلم(معلمان) در یادداشت مذکور به کار رفته، منظور شخص معلم و جایگاه رفیع معلم نبوده و نیست و غرض اصلی از واژه معلم(آموزنده و تعلیمدهنده و مسئول، در هر حوزه اجتماعی غیر از حوزه آموزشوپرورش) میباشد که متأسفانه باعث سوءتفاهم شده است. اما جای این توضیح بیشتر هست که متأسفانه شرایط فعلی جامعه(کشور مقولهای جداگانه است) به گونه و حالتی است که برای هر اهلنظر و صاحب اندیشهای در خور تأمل میباشد، که چه فکر میکردیم و چه شد؟! چرا به اینجا رسیدهایم و در این وادی هر آنچه خوب و به صلاح و مصداق خدمت بوده و هست که باید باشد و وظیفه خدمت به خدا و بندگان خدا و این انقلاب و کشور است و هر آنچه که بد و خطا و کاری از روی نادانی و ناصوابی است که چرا باید باشد و مقصر و خطاکارش کیست؟
نوشته بودیم از بزرگراه فرهنگی به بیراهههای بداخلاقیهای اجتماعی افتادهایم. بداخلاقیهای اجتماعی در شرایط امروز جامعه ما چیزی نیست که با یک یا چند مصداق جزیی بتوان شرح داد و اطلاعرسانی کرد و وجدان بیدار کسان و دلسوزان را بیدار ساخت. مصداق بسیار بزرگتر و فراگیرتر از همه احتمالات است، بنابراین قشرهای فراگیرتری میتوانند بر این نابسامانی ها و دنیایی که هر کس در هر وظیفه و کسبوکار فقط و فقط به فکر مصلحت و منفعت خود میباشد، دخیل باشد و مقصر قلمداد شود. صحبت از بیارزش شدن بسیاری ارزشهای اخلاقی است. ارزشهایی که دامنه آن به اعتقادات و احساسات پاک و مقدس نسلهای بیگناه ما هم میرسد. در همین قضیه شبکههای اجتماعی و به وجود آمدن فضای مجازی و گرویدن خیل عظیمی از مردم پیر و جوان به این فضای بیانتهای اخلاق و بیاخلاقیها، آیا موضوع فقط به پیشرفت علم در حوزه ارتباطات خلاصه میشود و اینکه دنیا و فضای جدیدی با دست خود بشر ایجاد شده و به اختیار خود بشر سپرده شده است، یا عوامل خواسته و ناخواسته دیگری هم دخیل هستند؟ پدرها و مادرهای فداکار و دلسوز جامعه امروز ما تا چقدر توانستهاند فرزندان خود را برابر هجوم موجودات بی احساس و بیرحم فضای مجازی مسلح کنند؟ آیا میتوانستهاند مسلح کنند؟ آیا دانایی و دامنه علم مسلح ساختن کودکان و نوباوگان خود را برابر این تهدید بیانتها داشته و دارند؟ متأسفانه در این خصوص تا بیاییم فکر کنیم چگونه باید گارد بگیریم، خیلی ارزشها و اخلاقیات از دستمان رفته است و هم اینک نیز خیلی دیر شده است، چون آثار مخرب آن را در بسیاری سازوکارهای روزمره زندگی خانوادگی و اجتماعی خویش به وضوح شاهد هستیم و میبینیم و میشنویم که چگونه هیچ حریمی ملاحظه و احترام نمانده است!! شرایط آنچنان پیچیده است که نمیتوان تقصیرات را به گردن یک قشر یا چند قشر خاص انداخت. باید قبول کنیم همه به نوعی از مسئول و غیرمسئول به نوعی و به سهمی دخیل هستیم. دود این وضعیت توی چشم همه هست و هر چشم با گناه و بیگناهی را میسوزاند و به طور قطع به همین دلیل است که هرکسی فقط در تکاپوی جلوگیری و تسکین سوزش چشم خودش میباشد و میخواهد گلیم خودش را از آب بیرون بکشد. اوضاع و احوال بسیار بیمار اقتصادی جامعه نیز معلولی از این علتهاست و به قول آن پیرزن دمپاییپوش خیابان گرد، این روزها رحم و مروت توی دل هیچ کس نمانده است !.
|