|
از «آن شرلی» تا یک سنگنوشته در کلیسای انجیلی
یک سنگ، یک عکس قدیمی و چند خط نوشته روی کف یک کلیسای تاریخی؛ در نگاه نخست شاید چیز زیادی برای گفتن نداشته باشد. اما گردشگری حرفهای دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ از جایی که یک شیء تاریخی، بهانهای برای کشف یک داستان میشود.
در کلیسای انجیلی همدان، در محدوده تاریخی هگمتانه، سنگنوشتهای به یاد یکی از اعضای خانواده مونتگمری دیده میشود؛ سنگی که بر اساس نوشته روی آن، متعلق به فردی است که در ایران به فعالیت میسیونری پرداخته و سرانجام در همدان درگذشته است. همین نام، برای علاقهمندان ادبیات میتواند دریچهای به سوی جهان لوسی مود مونتگمری، نویسنده مجموعه مشهور «آن شرلی» باشد؛ نویسندهای که داستانهایش میلیونها مخاطب را با خود همراه کرده است.
اما مسأله مهمتر از خود این سنگنوشته است.آیا همدان بلد است از چنین روایتهایی یک جاذبه گردشگری بسازد؟پاسخ، دستکم در وضعیت امروز، چندان امیدوارکننده نیست.
هگمتانه در سال ۱۴۰۳ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ اتفاقی که بیتردید یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ گردشگری همدان بود. اما ثبت جهانی، پایان کار نیست. حتی میتوان گفت تازه از اینجا کار دشوارتر آغاز میشود. زیرا یونسکو به یک اثر اعتبار جهانی میدهد، اما این مدیریت مقصد، روایتگری، رویداد و اقتصاد گردشگری است که گردشگر را به ماندن، هزینه کردن و بازگشت دوباره ترغیب میکند.
امروز گردشگر بیش از گذشته به دنبال «تجربه» است، نه صرفاً بازدید.او میخواهد در یک شهر قدم بزند و قصه بشنود. میخواهد پشت یک ساختمان تاریخی، سرگذشت انسانهایی را پیدا کند که روزگاری در آن زیستهاند. میخواهد وقتی به کشورش برگشت، چیزی برای تعریف کردن داشته باشد؛ چیزی فراتر از اینکه «یک محوطه باستانی را دیدم».هگمتانه دقیقاً ظرفیت چنین روایتی را دارد.
در کنار تاریخ مادها و هگمتانه باستان، در بافت تاریخی شهر، کلیساها، آرامگاهها، خانههای تاریخی، مدارس قدیمی، مسیرهای تجاری، شخصیتهای فرهنگی، پزشکان و معلمان خارجی و دهها روایت کمتر شنیدهشده وجود دارد که میتوانند به یک شبکه جذاب گردشگری فرهنگی تبدیل شوند.
داستان مونتگمری نیز میتواند یکی از همین روایتها باشد؛ البته نه با داستانسازی و نسبت دادنهای بدون سند. اتفاقاً نخستین شرط چنین طرحی، پژوهش دقیق تاریخی است.
اگر اسناد تاریخی ارتباط خانواده مونتگمری با همدان و فعالیت آنان در این شهر را تأیید میکند، چرا نباید این روایت به شکلی حرفهای در بستههای گردشگری همدان دیده شود؟چرا یک گردشگر علاقمند به ادبیات که سالها با «آن شرلی» زندگی کرده، نباید هنگام سفر به همدان با مسیری مواجه شود که بخشی از تاریخ حضور مونتگمریها در ایران را روایت کند؟چرا یک تور موضوعی با عنوانی مانند «همدان؛ از هگمتانه تا آن شرلی» شکل نگیرد؟چرا در کلیسای انجیلی، با حفظ شأن و اصالت بنا، یک روایت چندرسانهای درباره تاریخ کلیسا و چهرههای مرتبط با آن ارائه نشود؟
چرا دانشآموزان و نوجوانانی که «آن شرلی» را خواندهاند، نتوانند در همدان بخشی از یک داستان واقعی را کشف کنند؟ اینها ایدههایی برای سرگرم کردن گردشگر نیستند؛ ابزارهای ساخت بازار گردشگریاند.
هگمتانه جهانی برای اینکه سهم بیشتری از اقتصاد گردشگری همدان را به خود اختصاص دهد، نیازمند چنین پیوندهایی است. باید میان محوطه جهانی، بافت تاریخی شهر، موزهها، کلیساها، خانههای تاریخی، ادبیات، غذا، صنایعدستی و رویدادها یک شبکه ایجاد شود.
در چنین مدلی، گردشگر دیگر برای یک بازدید کوتاه وارد هگمتانه نمیشود و بلافاصله شهر را ترک نمیکند. مسیر او میتواند از هگمتانه آغاز شود، به یک کلیسای تاریخی برسد، در یک خانه تاریخی توقف کند، در یک رویداد ادبی شرکت کند، از موزهای بازدید کند، غذای محلی بخورد و شب را در همدان بگذراند این یعنی تبدیل میراث فرهنگی به اقتصاد گردشگری.
واقعیت این است که هگمتانه اگر فقط باستانشناسی را عرضه کند، بخشی از ظرفیت خود را عرضه کرده است. ارزش یک مقصد جهانی زمانی چند برابر میشود که بتواند برای گروههای مختلف مخاطب، روایتهای متفاوت تولید کند؛ برای کودک، خانواده، گردشگر خارجی، علاقهمند ادبیات، تاریخپژوه، گردشگر مذهبی و حتی کاربر شبکههای اجتماعی.
نسل جدید گردشگران با یک تابلوی سنگی ساده متوقف نمیشود. باید روایت را ببیند، بشنود و تجربه کند. اینجاست که رویدادهای مدرن، فناوری و روایتگری خلاق اهمیت پیدا میکنند؛ تورهای نمایشی، روایتهای صوتی، QR Code، پادکستهای تاریخی، نمایشگاههای کوچک، بازسازیهای هنری، جشنوارههای ادبی و مسیرهای پیادهروی موضوعی میتوانند گذشته را برای مخاطب امروز قابل لمس کنند.هگمتانه جهانی شده است؛ اما جهانی شدن یک اثر، با جهانی شدن تجربه گردشگر از آن تفاوت دارد.
سنگنوشتهای که امروز شاید گردشگر از کنار آن عبور کند، میتواند فردا بخشی از یک مسیر گردشگری بینالمللی باشد. یک نام تاریخی میتواند یک رویداد بسازد. یک کتاب میتواند گردشگر جذب کند. یک داستان میتواند اقامت ایجاد کند.مسأله هگمتانه امروز فقط حفاظت از گذشته نیست؛ مسأله، ساختن انگیزهای برای دیدن آن گذشته است.اگر قرار است هگمتانه به موتور محرک گردشگری همدان تبدیل شود، باید از خودمان بپرسیم: گردشگر پس از دیدن هگمتانه، برای دیدن چه چیز دیگری در شهر بماند؟
پاسخ این پرسش، آینده گردشگری همدان را تعیین میکند. شاید این عکس ساده از یک سنگنوشته در کلیسای انجیلی، یادآوری کوچکی باشد که هگمتانه جهانی فقط زیر خاک، در میان سنگها و در موزهها نیست؛ بخش مهمی از آن در قصههایی پنهان شده که هنوز برای گردشگر روایت نکردهایم.
|