ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 11 مرداد 1405

کد خبر : 146237
 
وقتی احساس می‌کنیم کاری از دستمان برنمی‌آید
تاریخ خبر : 1404-11-06
نویسنده : آیناز خداویسی
     
 
 
     
متن خبر :

در سال‌هایی که جامعه پی‌درپی با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و ارتباطی روبه‌رو بوده، احساس ناتوانی و بی‌اثر بودن تلاش‌ها به تجربه‌ای مشترک میان بسیاری از شهروندان تبدیل شده است. جمله‌هایی مانند «فرقی نمی‌کند چه‌کار کنیم» یا «هیچ چیز تغییر نمی‌کند» در گفت‌وگوهای روزمره بیش از همیشه شنیده می‌شود.

روانشناسی برای این وضعیت اصطلاح دقیقی دارد: «درماندگی آموخته‌شده»
درماندگی آموخته‌شده حالتی است که فرد پس از تجربه‌های تکرارشونده ناکامی، محدودیت یا فشار، به‌تدریج باور می‌کند کنترل امور از دست او خارج است. در این شرایط، ذهن یاد می‌گیرد که «تلاش فایده ندارد»، حتی اگر در واقعیت امکان تغییر یا بهبود وجود داشته باشد. این سازوکار روانشناختی باعث می‌شود فرد انگیزه‌ خود را از دست بدهد و دربرابر فرصت‌های جدید نیز منفعل شود.
 
در ماه‌ها و سال‌های اخیر، مجموعه‌ای از عوامل می‌توانند این حالت را در جامعه تشدید کنند: از نگرانی‌های اقتصادی و ناپایداری درآمدها گرفته تا تغییرات اجتماعی و اختلال در دسترسی به ابزارهای ارتباطی مانند اینترنت. برای بسیاری از مردم، کاهش سرعت یا توقف فعالیت‌های شغلی، نامشخص بودن آینده و احساس بی‌ثباتی، مسیر را برای شکل‌گیری این درماندگی هموارتر کرده است. وقتی تلاش‌های فرد مدام با مانع روبه‌رو می‌شود، ذهن او کم‌کم به این نتیجه می‌رسد که «نتیجه هر تلاشی از قبل معلوم است».
 
بااین‌حال باید تأکید کرد که درماندگی آموخته‌شده سرنوشت قطعی نیست. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این حالت قابل اصلاح است و حتی می‌تواند به نقطه‌ای برای بازسازی توان روانی تبدیل شود. قدم نخست، شناخت نشانه‌هاست.  
نشانه‌هایی مانند:
 
 عقب‌انداختن کارها  
 کاهش امید و انرژی روانی  
 بی‌تفاوتی نسبت به برنامه‌ریزی  
 احساس فرسودگی ذهنی و عاطفی  
 این باور که «تلاش کردن بی‌فایده است 
 
آگاهی از این نشانه‌ها می‌تواند نخستین گام برای توقف چرخه درماندگی باشد. پس از آن، بازسازی حس کنترل اهمیت پیدا می‌کند؛ یعنی فرد دوباره تجربه کند که «اقدام او نتیجه دارد». این تجربه الزاما بزرگ نیست. یک تصمیم کوچک، مانند آغاز یک برنامه ورزشی ساده، به‌عهده‌گرفتن یک کار نیمه‌تمام، یا برقراری ارتباط با یک دوست قدیمی، می‌تواند نخستین جرقه تغییر باشد. ذهن انسان با همین تجربه‌های کوچک دوباره می‌آموزد که «تأثیرگذاری ممکن است».
 
اما در سطح اجتماعی، موضوع پیچیده‌تر و درعین‌حال مهم‌تر است. درماندگی تنها یک مسأله فردی نیست؛ می‌تواند به شکل «درماندگی جمعی» نیز بروز پیدا کند. در این حالت، گروه‌های بزرگ مردم احساس می‌کنند امکان تأثیرگذاری بر وضعیت اجتماعی، اقتصادی یا آینده مشترک خود را ندارند. کاهش مشارکت اجتماعی، کم‌رنگ‌شدن گفت‌وگوهای سازنده و افزایش سکوت عمومی از نشانه‌های اصلی چنین وضعیتی است. روانشناسان اجتماعی معتقدند که حس «کنترل جمعی» نقش مهمی در سلامت روان جامعه دارد؛ یعنی اینکه مردم باور داشته باشند که در کنار یکدیگر می‌توانند تغییری کوچک ایجاد کنند.
 
در چنین شرایطی نقش نهادهای اجتماعی، رسانه‌ها، انجمن‌های محلی، گروه‌های مدنی و حتی شبکه‌های کوچک دوستی بسیار پررنگ‌تر می‌شود. بازگشت امید تنها از مسیر توصیه‌های فردی عبور نمی‌کند؛ بلکه نیازمند فضاهایی برای گفت‌وگو، شنیده‌شدن صداهای مختلف، و فعالیت‌های مشارکتی در مقیاس کوچک است. هر حلقه ارتباطی، هر روایت شخصی از تاب‌آوری، و هر تلاش جمعی برای حل یک مسأله کوچک شهری می‌تواند قدمی باشد برای احیای باور به توان تأثیرگذاری.
 
روزهای سخت در تاریخ جوامع انسانی بی‌سابقه نیستند، اما آنچه سرنوشت یک جامعه را رقم می‌زند، نحوه واکنش مردم به همین دوره‌هاست. اگرچه شرایط بیرونی همیشه مطابق خواست ما پیش نمی‌رود، اما ذهن انسان و اجتماع انسانی توان شگفت‌انگیزی برای ترمیم و بازسازی دارد.
 
 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.