|
در جریان تنش نظامی میان ایران و اسرائیل که 12 روز به طول انجامید، یکی از نخستین بازارهایی که بهشدت واکنش نشان داد، بازار ارز بود. در فاصله کوتاهی، نرخ دلار از محدوده 84 هزار تومان به حدود 93 هزار تومان افزایش یافت و بسیاری از مردم و معاملهگران بدون تحلیل کافی، صرفا براساس فضای روانی و انتظارات تورمی، اقدام به خرید ارز کردند. این رفتار در شرایطی صورت گرفت که پس از اعلام آتشبس و فروکشکردن فضای روانی، نرخ دلار به سرعت به محدودههای قبلی بازگشت و روند نزولی گرفت. اتفاقی که برای بسیاری از خریداران در نرخهای بالا، بهویژه کسانی که داراییشان را صرف خرید فوری کرده بودند، بهمنزله زیان قطعی بود.
این تجربه بار دیگر تأکید کرد که حتی بازارهای طلا و دلار که در نگاه عمومی امن و سودآور تلقی میشوند، ممکن است در شرایط بحران، با نوسانات شدید همراه شوند و سرمایهگذارانی را که بر اساس هیجان تصمیم میگیرند، متضرر کنند. افزایش قیمتها در ابتدای بحران، نه ناشی از واقعیتهای اقتصادی، بلکه بیشتر حاصل جو روانی، اخبار غیررسمی و تحلیلهای سطحی بود. در طرف مقابل، مدیریت ارزی دولت و مداخله هدفمند بانک مرکزی در تثبیت بازار، نقش مهمی در بازگرداندن آرامش ایفا کرد و نشان داد که ابزارهای کنترلی بازارساز در ایران همچنان کارآمد است، بهویژه زمانی که با اعتماد عمومی همراه شود.
بازار طلا نیز در همین دوره نوسان مشابهی را تجربه کرد. قیمت اونس جهانی افزایش یافت و در بازار داخلی نیز شاهد افزایش قیمت سکه و طلای آبشده بودیم. اما همزمان با کاهش تنشها، قیمتها در بازار طلا نیز عقبنشینی کرد. نکته قابل توجه اینکه در برخی مقاطع، قیمت ربعسکه در بازار داخلی حتی به زیر ارزش ذاتی آن رسید. این اتفاق نشان میداد که بخشی از دارندگان طلا، بهویژه در شرایط مطمئن نبودن، اقدام به فروش سریع کردهاند تا نقدینگی موردنیاز خود برای خرید کالاهای ضروری را تأمین کنند.
در این میان، یکی از مسائلی که برای بسیاری از خانوارها آشکار شد، اهمیت حفظ بخشی از سرمایه بهصورت نقد بود. افرادی که تمام دارایی خود را به شکل ارز، طلا یا سرمایههای راکد تبدیل کرده بودند، در تأمین نیازهای ابتدایی مانند مواد غذایی، دارو و سوخت دچار مشکل شدند. از همین رو، در سال 1404 و با توجه به تداوم برخی نااطمینانیها در سطح کلان اقتصاد، توصیه میشود بخشی از دارایی به شکل نقد در دسترس باقی بماند تا در زمان بروز بحرانهای احتمالی، امکان واکنش سریع و بدون فشار وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، بحران اخیر نشان داد که رفتار خرید در زمانهای پرتنش باید مبتنی بر واقعبینی و دوری از شایعات باشد. انبار کردن بیرویه کالاهای اساسی، نهتنها فشار روانی خانواده را بیشتر میکند، بلکه به بیثباتی بازارها نیز دامن میزند. بهطور مشخص، در حوزه کالاهای مصرفی، ذخیرهسازی برای بازه 30 تا 60 روزه کافی است و خرید فراتر از نیاز واقعی، علاوه بر تحمیل هزینه اضافی، منجر به تشدید تقاضای کاذب و افزایش قیمتها میشود.
مسیرهای امن سرمایهگذاری
در چنین فضایی، انتخاب مسیر سرمایهگذاری هوشمندانه، اهمیت مضاعف پیدا میکند. به گفته یکی از تحلیلگران اقتصادی، بازار ارز و طلا همچنان میتوانند در بازههای میانمدت و بلندمدت ابزارهایی برای حفظ ارزش پول باشند، اما ورود به این بازارها باید با تحلیل دقیق، رعایت اصول مدیریت سرمایه و بهصورت پلکانی صورت گیرد. از سوی دیگر، بازار سرمایه نیز با وجود برخی نوسانات، برای افرادی که نگاه بنیادی دارند و بر تحلیل تکیه میکنند، فرصتهای مناسبی فراهم کرده است. سهام شرکتهای صادراتمحور، صنایع غذایی، دارویی و انرژی همچنان در کانون توجه تحلیلگران قرار دارند.
علاوه بر این، برخی کارشناسان نیز توصیه میکنند بخشی از سرمایه به فعالیتهای مولد و اقتصادی واقعی اختصاص یابد. مشارکت در پروژههای تولیدی، سرمایهگذاری در کسبوکارهای کوچک، توسعه خدمات محلی یا حتی ورود به حوزههایی مانند کشاورزی هوشمند، میتواند هم به رشد اقتصادی کمک کند و هم برای سرمایهگذار بازدهی پایدارتری نسبت به بازارهای غیرمولد داشته باشد. از دیگر مسیرهای کمریسک و ارزشمند، میتوان به سرمایهگذاری روی آموزش و مهارت اشاره کرد.
افزایش توانمندیهای فردی، یادگیری زبانهای خارجی، کسب مهارت در حوزه فناوری یا تحلیل بازارها، از جمله راههایی است که در بلندمدت منجر به ارتقای درآمد فردی و کاهش وابستگی به نوسانات اقتصادی میشود.
اما بازارهای سنتی مانند مسکن و خودرو در حال حاضر در وضعیت رکود قرار دارند و ورود به آنها صرفا باید با هدف مصرف واقعی باشد. به جز خرید آپارتمانهای سایز کوچک در وسط شهر برای کسب درآمد از طریق دریافت رهن کامل، خرید این داراییها با هدف کسب سود در کوتاهمدت، بهویژه در شرایطی که رشد قیمتها بیشتر از درآمدها بوده و توان خرید عمومی کاهش یافته، با ریسک بالا همراه است.
تجربههای اخیر نشان داد که ثبات مالی و حفظ سرمایه در سال جاری، بیش از آنکه به انتخاب بازار مربوط باشد، به نحوه رفتار سرمایهگذار وابسته است. پرهیز از رفتارهای هیجانی، تصمیمگیری بر پایه تحلیل، حفظ بخشی از سرمایه بهصورت نقد و توزیع منطقی داراییها میان بازارهای مختلف، میتواند تضمینکننده امنیت سرمایه و آرامش روانی در سال پیشرو باشد.
|